میوه ها اگر خوب و رسیده هم باشند در معرض آفت ها هستند که به آنها آسیب مى رسانند و بى فایده مى سازند و فاسدشان مى کنند.براى مثال،منت گذاشتن و آزار رساندن و ریاکارى و انکار خدا و معاد،آفات میوه خوب صدقات و بخشش هاى مالى هستند:”اى کسانى که ایمان آوردهاید! بخششهاى خود را با منّت وآزار باطل نسازید، همانند کسى که مال خود را براى خودنمایى به مردم، انفاق مىکند و ایمان به خدا و روز رستاخیز ندارد. پس مثال او همچون مَثل قطعه سنگ صافى است که بر روى آن (قشر نازکى از) خاک باشد (و بذرهایى در آن افشانده شود) پس رگبارى به آن رسد (و همه خاکها و بذرها را بشوید) و آن سنگ را صاف (و خالى از خاک و بذر) رها کند! (ریاکاران نیز) از دستاوردشان، هیچ بهرهاى نمىبرند وخداوند گروه کافران را هدایت نمىکند١”.این تشبیه زیبا، باطل و فاسد شدن صدقات را بر اثر آفت ریا،آفت منت گذارى و آزار فقیر و آفت کفر،به خوبى تبیین مى نماید…
خداوند ، همه نعمت ها را براى مصرف انسان ها آفریده اما مصرف گرائى بى رویه را نمى پسندد و یکى از آفات مصرف را ، “اسراف” مى شمرد:”بخورید و بیاشامید اما اسراف و زیاده روى نکنید که او[خدا] اسراف کاران را دوست ندارد٢”؛ قرآن، ضمن آنکه زیاده روى در خرج و هزینه تراشی را درست نمى داند،مصرف تفریطى و زهد افراطى را نیز مردود مى شمارد و مسرفین را برادران شیطان مى نامد٣؛در آیه اى دیگر،راه میانه را توصیه مى نماید: “و کسانى که چون انفاق کنند نه ولخرجى مى کنند و نه تنگ مى گیرند و میان این دو [روش] حد وسط را برمى گزینند۴” و با شیوائى تمام، پرداخت حقوق مالى خویشان و مسکینان و در راه ماندگان را توصیه و ولخرجى و اسراف را ممنوع مى نماید:” و حق خویشاوند را به او بده و مستمند و در راه مانده را [دستگیری نما] و ولخرجی و اسراف مکن۵”…شاید بتوان گفت اگر امروز در جهان ما،مقدارى که مسرفین،اسراف مى کنند را به فقیران برسانند، گرسنه اى پیدا نخواهد شد…
آفت مالى دیگر، “بَطَر” است یعنى قدر ناشناسى و سبک سرى و بد رفتارى با نعمت ها و بی توجهی نسبت به ادای حق نعمت و صرف آن در غیر جهت مصرفش مى باشد:”مثل کسانى نباشید که از روى سرمستى و خودنمایى و غرور و ریا در برابر مردم، از خانههاى خود خارج شدند و مردم را از راه خدا بازمىداشتند وحال آنکه خداوند، به آنچه انجام مىدهند احاطه دارد۶”(خَرَجُواْ مِن دِیَارِهِم بَطَرًا) و نیز:”چه بسیار مناطقى که ما (آنها را) به خاطر طغیان در زندگى[و هوس رانى و خوش گذرانى:بَطِرت معیشَتَها]، هلاک کردیم، این خانه هاى آنهاست که بعد از آنان جز اندکى سکونت نکردند و ما وارث آنان هستیم٧”.راه حل نیز برنامه ریزى و تنظیم امور معیشت است: “ دستت را به گردنت زنجیر مکن و بسیار [هم] گشاده دستی منما تا ملامت شده و حسرت زده بر جای مانی٨”.آفت دیگر از همین سنخ، تجمل گرائى و افراط در آن(ترفه)است.مترفین براى حفظ زندگى اشرافى و تجملى خود به هر جرمى دست مى یازند٩ و چه بسا همین امر(طغیان و فسق) موجب هلاکت و عذاب آنها در دنیا و آخرت مى شود١٠…
آفات دیگرى نیز در قرآن براى اموال و دارائى ها بیان شده است:انباشت ثروت و کنز و گنجینه کردن آن ١١؛ دست به دست گشتن آن بین اغنیاء و عده اى خاص و به کار نیانداختن در راه منافع عمومى١٢؛فریفته شدن به کثرت مال و اولاد و نفوس١٣؛اعراض از یاد خدا:”هر کس از یاد من روىگردان شود زندگى تنگ (و سختى) خواهد داشت١۴” (که نمونه آن در نقل داستان قوم سبأ، یاد شده که موجب نزول عذاب سیل بر آنان شد١۵)؛ترک انفاق (که ثروت را نابود مى کند) ١۶؛ گناه و تجاوزگرى(که موجب زوال نعمت و نزول عذاب بر بنى اسرائیل شد)١٧؛ ندادن زکات و حق محرومان (که موجب عذاب صاعقه شد)١٨؛ ترک یتیم نوازی١٩؛تصاحب ارث دیگران٢٠؛حکومت ناصالح(یهلک الحرث و النسل)٢١؛رباخوارى٢٢؛ ظلم و ستم که موجب تحریم بعضى طیبات بر بنى اسرائیل شد (فَبِظُلْمٍ مِنَ الَّذِینَ هادُوا حَرَّمْنا عَلَیْهِمْ طَیِّباتٍ أُحِلَّتْ لَهُمْ )٢٣؛سلطه نااهلان و سفیهان بر امور مالى٢۴؛کفران نعمت و عدم شکرگزارى٢۵؛ بخشش نکردن به خاطر ترس از فقر و فلاکت که وسوسه شیطان است٢۶…
————————-
١.بقره/٢۶۴.
٢.اعراف/٣١؛ انعام/١۴١.
٣.إسراء/٢٧.
۴.فرقان/۶٧.
۵.إسراء/٢۶.
۶.انفال/۴٧.
٧.قصص/٢٨.
٨.إسراء/٢٩.
٩.هود/١١۶.
١٠.إسراء/١۶؛انبیاء/١٢و١٣؛مومنون/٣٣و۶۴؛سبأ/٣۴؛زخرف/٢٣.
١١.حدید/٢٠؛توبه/٣۴.
١٢.حشر/٧.
١٣.تکاثر/١.
١۴.طه/١٢۴.
١۵.سبأ/١۵-١٧.
١۶.قلم/١٧-٣١.
١٧.بقره/۶١.
١٨.انعام/١۴١.
١٩.فجر/١۶و ١٧.
٢٠.فجر/١۶-١٩.
٢١.بقره/٢٠۴-٢٠۵.
٢٢. بقره/٢٧۵.
٢٣.انعام/١۴۶؛نساء/١۶٠و١۶١.
٢۴.نساء/۵.
٢۵.ابراهیم/٧.
٢۶.بقره/٢۶٧.