خلقت روح

 
 
 
 
 

 

 

انسان ترکیبى از بدن و روح است.وقتى خداوند پیکر آدم را از طین(ترکیبى از آب و خاک) خلق نمود، روح را در آن قرار داد تا موجودى داراى حیات شد(و نفخت فیه من روحى١).در واقع بدن،لباس و پوشینه روح است و اگرچه عظمت و وسعت روح بسیار گسترده تر از بدن است اما به حکمتى در زندان تن، قرارش دادند و بدن را مالکش گردانیدند و بین آن دو تعلق و دلبستگى ایجاد نمودند.هر وقت هم این تعلق برداشته و روح از بدن جدا شود، بدن پیکرى بى جان است و مرگ او فرا مى رسد. در خواب هم موقتاً روح از بدن جدا مى شود و با بازگشتش،بیدارى رخ مى دهد(الله یتوفى الانفس حین موتها واللتى لم تمت فى منامها٢).روح نیز مجرد نیست و جسم است اما جسمى لطیف.امام صادق(ع) فرمود:روح جسم لطیفى است که کالبد ستبرى بر آن پوشانده شده است(الرُّوحُ جِسمٌ رَقِیقٌ قد اُلبِسَ قالَبا کثیفا٣) . چنانکه گفته شد روح یکى از مخلوقات الاهى است که پیش از بدن بوده و بعد از آمادگى بدن،خداوند از این روح به او افاضه نموده و علاقه بین آن دو ایجاد مى شود و انسان،حیات مى یابد.این روح،روح الحیات است…

 
گونه هاى دیگرى از روح در قرآن ذکر شده است(از کل ٢١ بار،کاربرد واژه روح)؛ یکى از موارد آن ، روح به عنوان موجودى عظیم در ردیف ملائکه است که ماموریت هائى به عهده اوست از جمله به همراه ملائکه در شب قدر بر حجت خدا فرود مى آیند و مقدرات سال را عرضه مى کنند و در سوره قدر به آن اشاره شده است:”در آن شب، فرشتگان و روح به اذن پروردگارشان براى انجام هر کارى فرود آیند(تَنَزَّلُ الْمَلائِکَهُ وَ الرُّوحُ فِیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ۴).از امام صادق (ع)سوال شد: آیا روح در این آیه،همان جبرئیل است؟ فرمود: [خیر،]جبرئیل از ملائکه است و روح برتر از ملائکه است که همراه آنها مى آید؛سپس این آیه را تلاوت فرمود۵.با نزول فرشتگان و روح بر قلب پیامبر و امام معصوم در شب قدر، ارتباط زمین با آسمان، مُلک با ملکوت و طبیعت با ماوراء طبیعت برقرار مى‌شود.از این روح،در قرآن غیر از سوره قدر،در آیات دیگرى هم یاد شده است:ملائکه و روح،عروج مى کنند(تعرج الملائکه و الروح۶)؛آن روزی که روح و ملائکه در یک صف بایستند(یوم یقوم الروح و الملائکه صفا٧) و…
 
یکى از دیگر مصادیق روح در قرآن،فرشته مقرب خداوند جبرئیل است که با عبارت روح الامین و روح القدس از آن یاد شده است:”روح الامین با آن وحى فرود آمد”(نزل به الروح الامین٨)؛”بگو روح القدس آن را فرود آورد”(قل نزله روح القدس٩) که به شهادت آیه: “بگو به هرکس که  دشمن جبریل است که او قرآن را بر قلب تو نازل نمود”(من کان عدوا لجبریل فانه نزله علی قلبک١٠) مراد از روح الامین و روح القدس، جبرئیل است.در بعضى آیات از روح به عنوان موجودی که در تایید قلوب پیامبران و اولیاء الهی نقش آفرینى می کند نام برده شده است:”و به عیسى بینات را دادیم و او را با روح القدس تایید کردیم١١” و “یادکن نعمتم را بر خود و مادرت ،هنگامى که تو را با روح القدس تایید کردیم١٢” و “در دل هاى آنان ایمان نوشته شده و با روحى از جانب خویش آنها را تایید نمود١٣”.از دیگر مصادیق روح در بعضى از آیات، روح به معناى وحى یا نزول وحى بر انبیاء بوده است:”وحى نمودیم به سوى تو از امر خویش روحى را ١۴”؛ “خداوند بر هرکس از بندگانش که بخواهد روح را القاء خواهد نمود١۵”.البته مصادیق دیگرى هم از روح در بعضى آیات ،دیده مى شود…

 

اما در مورد چیستى روح، به صراحت در قرآن آمده است که دانش بشر براى درک آن کافى نیست:”از تو در باره روح می پرسند، بگو: روح از امر پروردگار من است و جز اندکی از علم آن به شما داده نشده است١۶”. فهم ماهیت هیچ کدام از انواع روح،چه روح الحیات و چه مخلوق عظیم روح یا روح الامین و روح وحى و…قابل درک براى بشر نیست و دانش آن در انسان ها نیست و کنکاش هاى بشرى در این زمینه،راه به جائى نمى برد چون بشر در حیطه ماده است و درک عوالم و موضوعات ملکوتى براى او مقدور نیست.گاهى اولیاى الاهى که دسترسى به علوم ملکوتى دارند اخباراتى از آن عوالم داده اند:”چون خداوند مى دانست که اگر ارواح در همان موقعیت والا و بلند مرتبه اى که دارند رها شوند بیشترشان در برابر خداوند عزّ و جلّ ادّعاى ربوّبیت (و بى نیازى از خداوند) خواهند کرد،آنها را محتاج و وابسته به ابدان نمود١٧”؛”ارواح لشکریانى فراهم آمده هستند،آنها که یکدیگر را بشناسند با هم انس مى گیرند و آنان که همدیگر را نشناسند از هم جدا مى شوند١٨”؛”بدن را شش حالت دست مى دهد: سلامت ، بیمارى ، مرگ ، زندگى ، خواب و بیدارى . روح نیز چنین است :حیاتش به دانش و مرگش به نادانى و بیماریش به شکِّ و سلامتش به یقین او  و خوابش به غفلت او و بیداریش به هشیارى اوست١٩”…

 _______________________

 

١.حجر/٢٩؛ص/٧٢. 

٢.زمر/۴٢.

٣.بحارالانوار،ج۶١،ص٣۴،ح٧.

۴.قدر/۴.

۵.تفسیر برهان.ذیل آیه.

۶.معارج/۴.

٧.نبأ/٣٨.

٨.شعرا/١٩٣.

٩.نحل/١٠٢.

١٠.بقره/٩٧.

١١.بقره/٨٧و٢۵٣.

١٢.مائده/١١٠. 

١٣. مجادله/٢٢. 

١۴.شوری/۵٢. 

١۵. غافر/١۵. 

 

١۶. اسراء/٨۵.

١٧.توحید صدوق/ص۴٠٢،ح٩.

١٨.کنزالعمال/ح٢۴۶۶٠.

١٩.بحارالانوار،ج۶١،ص۴٠،ح١٠.

 

 

 

 

 
دین پژوه و پژوهشگر فلسفه