از دیرباز واژه جن براى ما حکایت از موجودى پنهان،اسرارآمیز و تا اندازه اى ترسناک داشته است در حالیکه جن موجودى همانند انسان دارای شعور،اختیار و اراده و تکلیف است که به اقتضای طبیعتش از حواس بشر پوشیده است.اگر جوهر انسان از آب و خاک(طین) است،جوهر جن از آتش و یا آمیخته اى از آتش است.جن در لغت به معنای پوشش و استتار است.او موجودى مسئول و مکلف است و هدف خلقت او نیز مانند انسان،عبودیت مى باشد(ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون١).واژه جنّ ۲۲ بار در قرآن به کار رفته است؛یک بار در سوره مدنی الرحمان و بقیه در سورههای مکی. واژه جانّ نیز پنج بار به کار رفته که چهار بار آن در سوره الرحمن است. واژه «جِنّه» نیز ده بار در قرآن به کار رفته که پنج بار آن قطعاً به معنای جنّ است٢.واژههای دیگری نیز مرتبط یا گاهی مرادف با واژه یا معنای جنّ است، مانند شیطان و شیاطین و ابلیس٣ و عفریت۴.هفتاد و دومین سوره قرآن نیز جن نام دارد.او در قیامت برانگیخته میشود و میتواند مطیع یا عاصی، مومن یا مشرک باشد…
بر اساس قرآن کریم، جنّ پیش از خلقت انسان و با ترکیبى از آتش و هوا آفریده شده است:از «نارالسَّموم۵»(باد بسیار داغ که هم زبانه دارد و هم سوزندگى) و «مارِجٍ من نار۶»(آتش آمیخته با هوا). جنّیان، صالح و غیرصالح دارند٧ و مانند آدمیان در روز قیامت از آنها بازخواست میشود٨. آنان جزای اعمالشان را به طور کامل در آخرت دریافت میکنند٩و بدکاران آنها به دوزخ خواهند رفت١٠.بنا بر قرآن، برخی از کافران در دوره جاهلیت، جنّ را شریک خداوند قرار میدادند یا میپرستیدند١١.جنّیان در میان سپاه حضرت سلیمان(ع) حضور داشتند١٢ و برای او کارهای خارق العاده و پرمشقت انجام میدادند١٣. در قرآن تصریح شده است که همه مخلوقات، از جمله جنّ، از علم غیب بیبهرهاند١۴ و در یک آیه نیز اختصاصاً به دور بودن جنّیان از علم غیب اشاره میکند١۵.برخی از جنّیان به خبرهای غیبی و سخنان ملائک گوش میدادند، اما پس از بعثت پیامبر اکرم(ص) آنان از گرفتن اخبار غیبی و استراق سمع منع شدند١۶…
بنابر قرآن، برای جنّیان هم، مانند انسانها، پیامبرانی از سوی خدا فرستاده شده است١٧. درسوره احقاف (آیات٢٩تا٣٢) و چند آیه اول سوره جنّ اشاره شده است که گروهی از جنّیان نزد پیامبر اکرم(ص) رفتند و به آیات قرآن گوش دادند. به تصریح مفسران شأن نزول سوره جنّ همین ماجرا بوده است١٨.بر طبق آیه ۳۶ سوره صافات، مشرکان درباره حضرت محمد(ص) تعبیراتی مانند «شاعر مجنون» (شاعری که از جنّیان الهام میگیرد) به کار میبردند و تأکید قرآن مبنی بر آنکه پیامبر(ص) «مجنون» یا دارای «جنّه» نیست١٩، گواه بر دیدگاه مردم عصر جاهلی درباره جنّ است.در منابع حدیثی، اشاراتِ گوناگونی به جنّ شده که برخی از آنها توضیح و تفسیر دادههای قرآن، از جمله آفرینش جنّیان از آتش و سراغ گرفتن آنها از اخبار غیبی، است. معرفی اقسام و گونههای جن و همنشینی قسمی از جنّیان با فرشتگان، تقدم آفرینش جنّ بر آدم، مبعوث شدن پیامبری به نام یوسف بر جنّیان که او را به قتل رساندند، خوردنی ها و آشامیدنی های جنّیان و احکام آن، تناسل جنّیان و امکان وقوع تناسل بین آنها و آدمیان، و مطالبی از این دست محتوای احادیث را تشکیل میدهد٢٠. درباره رؤیت جنّ نیز احادیثی وارد شده است٢١…
در برخی از روایات آمده است که جن و شیطان هر دو در اصل وجود مشترک هستند، ولی شیطان نوعی از جن محسوب میشود که فقط کارهای شرّ از او صادر میشود، در حالی که جنها هم خوب و بد و هم مسلمان و غیر مسلمان دارند٢٢.جنّها مانند انسانها غذا مى خورند٢٣؛میخوابند٢۴؛توالد و تناسل دارند٢۵؛ و میمیرند٢۶. یکی از غذاهای آنها بعضى از زوائد غذای انسان است٢٧.علامه مجلسی بیش از سیصد صفحه از جلد ۶۰ بحار الانوار را به احادیث مربوط به جن و کلام برخی عالمان دینی در این موضوع اختصاص داده است. در بین مردم در موضوع جن باورهای عجیب ، خیالى و غیر مستند و بعضاً متناقض زیادی وجود دارد و داستان هاى زیادى نقل مى شود که وجه مشترک آنها غیر قابل اعتماد بودن آنهاست.آنها از جن با عباراتى چون غول و پرى و همزاد و آل و بختک و …یاد مى کنند. این موجودات وهمی در باورهای مردم سرزمینهای شرق تا غرب، هریک دربردارندۀ معانی و مفاهیمی با قدمتی به مراتب بیشتر از اندیشۀ جن در اسلام دارند.امروزه در اینترنت عکس ها و فیلم های بسیاری از جن وجود دارد که هیچیک قابل اعتماد نیستند. صنعت سینما نیز فیلمهای بسیاری درباره جن و شیطان تولید کرده که آمیزهای از واقعیت و خرافات در آنها نمایان است. بسیاری از این فیلمها مطابق باور مسیحیان به توانایی فوقالعاده شیطان در مقابل خداوند ساخته شدهاند که توانایی او را مستقل از خدا میانگارند، در حالیکه به اعتقاد مسلمانان همه مخلوقات از جمله جن و شیطان آفریده خدا بوده و هرگز توانایی ایستادگی در مقابل قدرت او را ندارند…
————————
١.ذاریات/۵۶.
٢.هود/١١٩؛سجده/١٣؛صافات/١۵٨دوبار؛ناس/۶.
٣.المعجم المفهرس،ذیل واژه هاى مذکور.
۴.نمل/٣٩.
۵.حجر/٢٧.
۶.رحمن/١۵.
٧.جن/١١و١۴.
٨.انعام/١٣٠.
٩.احقاف/١٩.
١٠.جن/١۵؛اعراف/١٧٩.
١١.انعام/١٠٠؛صافات/١۵٨؛سبأ/١۴.
١٢.نمل/١٧.
١٣.سبأ/١٢و١٣؛انبیاء٨٢؛ص/٣٧.
١۴.نمل/۶۵؛جن/٢۶.
١۵.سبأ/١۴؛ص/١٠.
١۶.جن/٨و٩،و تفاسیر ذیل آن.
١٧.انعام/١٣٠.
١٨.تفاسیر،ذیل آیات مذکور.
١٩.اعراف/١٨۴؛سبأ/۴۶؛طور/٢٩.
٢٠.کافى،ج۵،ص۵۶٩؛تهذیب،ج١،ص٣۵۴.
٢١.تفسیر ابوالفتوح/ج١٧،ص٢٨٠.
٢٢.تفسیر قمى،ج١،ص١٨۴؛نهج البلاغه،خطبه ١٣٣.
٢٣.وسائل الشیعه،ج١،ص٢۵٢.
٢۴.همان.ج۴،ص١٠۶٧.
٢۵.همان.ج١۴،ص٩١.
٢۶.ریاض السالکین،ج٢،ص٩.
٢٧.وسائل الشیعه،ج١،ص٢۵٢.