نام فرشته و فرشتگان در ادبیات ما،هماره یادآور قداست ، پاکى و عبودیت بوده است.مخلوقاتى لطیف،نامرئى، فراطبیعى و پرشمار، که خداوند آنها را پیش از انسان،آفریده و به عنوان کارگزاران نظام هستى تعیین نموده است و براى هریک از ایشان مرتبه و مقام معلومى قرار داده و ماموریت هائى به آنها سپرده است همچون:وساطت در نزول وحی و ابلاغ پیام الاهی به پیامبران، تدبیر امور عالم و وساطت در رساندن فیض الاهی به مخلوقات، استغفار و شفاعت برای مؤمنان و امداد آنان، لعن کافران، ثبت اعمال بندگان و قبض روح آنان در هنگام مرگ ،نوشتن نامه اعمال، حفاظت از انسانها و یاری مؤمنان، رساندن روزی مادی و معنوی، گرفتن جانها، دعا و استغفار کردن برای مؤمنان، هدایت قلبها، مأموران عذاب. فرشتگان در عالم برزخ و آخرت نیز حضور دارند:گروهی از آنان در بهشت مستقر هستند و گروهی نیز نگاهبان دوزخ و دوزخیاناند.باور به وجود آنها، بخشی از باورهاى ماست: “ستایش از آن خداوند است، آفریننده آسمان ها و زمین، آن که فرشتگان را رسولان گردانید. فرشتگانی که بال هایی دارند، دودو و سهسه و چهارچهار؛ در آفرینش هر چه بخواهد میافزاید، زیرا خدا بر هر کاری تواناست١”؛افزون بر ماموریت ها، فرشتگان همواره به عبادت و تقدیس و تسبیح خداوند اشتغال دارند و هیچگاه از این عمل فراغت نمییابند و به کاری دیگر نمیپردازند:آنان که نزد او هستند از پرستش او نه سرپیچی میکنند و نه خسته میشوند. شبانه روز تسبیح میگویند و سستی نمیورزند٢”…
واژه َملَک در قرآن ٨٨ مرتبه در ٨۶ آیه آمده است که ١٣ مورد کلمه مَلَک و دو مورد مَلَکَین (تثنیه ملک) و ٧٣مورد کلمه ملائکه میباشد.فرشتگان مراتب مختلفی داشته و هر یک مقام معلومی دارند.گروهی از آنها در زمرۀ کارگزاران گروه دیگر به شمار میآیند همچون کارگزاران فرشتۀ وحی (جبرائیل) و کارگزار فرشتۀ قبض روح (عزرائیل).قرآن کریم برخی از دستههای فرشتگان را اینگونه نام میبرد: صافات، زاجرات، تالیات،مرسلات، عاصفات، ناشرات، فارقات و ملقیات٣.قرآن از بین فرشتگان از جبرائیل و میکال که همان میکائیل است،مالِک که مأمور دوزخ است و هاروت و ماروت نام برده است. روایات گویای آن هستند که در میان فرشتگان، جبرائیل، میکائیل، اسرافیل و عزرائیل از جایگاه ویژه و بلندی برخوردارند. فرشتگان مأموریتهای مختلفی بر عهده دارند، مهمترین کارهای این چهار فرشته عبارتند از: جبرائیل، آوردن وحی برای اولیاء الهی؛ میکائیل، رزق و روزی بندگان؛ اسرافیل، مظهر حیات الهی و دمیدن در صور؛ عزرائیل، گرفتن جان ها…
در اولین آیۀ سورۀ فاطر آمده است که فرشتگان دارای بال هستند، منظور از بال داشتن فرشتگان این است که آنها مجهز به چیزی هستند که با آن از آسمان به زمین و از زمین به آسمان میروند، تعداد بال ها مى تواند نشانه سرعت فرشتگان در انجام اوامر الهی یا نشان تفاوت مراتب فرشتگان یا تفاوت عوالم آن ها باشد.ملائکه علم خود را همانند پیامبران از لوح محفوظ کسب میکنند. از مجموع آیات و روایات چنین برمیآید که علم ملائک، در موارد بیشماری بیش از انسانهای معمولی است؛ ولی در برابر انبیایی همچون آدم که حتی مقام انبیای اولوالعزم را ندارد ظرفیت علمی کمتری دارند، چنانکه قرآن، آدم را معلم ملائکه معرفی میکند و آنها ظرفیت فراگیری همه اسماء الهی را در خود نیافتند.قرآن به صراحت مؤنث بودن فرشتگان را مردود دانسته و آن را باور مشرکان میداند. آنها گونه اى دیگر از آفرینش هستند و مذکر و مؤنث بودن در آنها معنا ندارد، همانطور که نسبت به خورشید و ماه مذکر و مؤنث بودن بیمعناست…
ممکن است فرشتگان با صورتی غیر از صورت اصلی خود ظاهر شوند،چنانکه قرآن کریم در ماجرای حضور فرشتگان نزد حضرت ابراهیم(ع)۴، و بر حضرت لوط۵ و بر حضرت داوو۶د و بر حضرت مریم٧، تمثل بشری فرشتگان را مطرح کرده است. در روایات متعددی تمثل فرشتگان بر انسانها مطرح شده که از جمله آنها تمثل جبرئیل برای پیامبر اکرم(ص) به صورت دحیه کلبی است٨.قرآن ، ملائکه را معصوم و به دور از هر نافرمانی معرفی میکند،اما این به معنای مجبور بودن آنها نیست ؛آنها نیز اختیار دارند و مى توانند سرپیچى از فرمان کنند اما با اختیار چنین نمى کنند حتى گاهى مثل موضوع خلقت آدم و سجده بر او، به سؤال و جواب با خدا پرداخته و نظر مخالف خود را ابراز مى دارند٩.شیطان نیز با اینکه از جنس فرشتگان نبود و از طایفه جن بود، وقتى دستور داده شد که بر ادم سجده کند،سرپیچى نمود و پس از نافرمانی از دستور سجده بر آدم از درگاه خدا رانده شد١٠.یکى از ماموریت های فرشتگان حمایت و تایید و دعا بر مومنان صالح و نیکوکار و عامل به فرامین الهى است چنانکه در روایت آمده فرشتگان براى کسانى که در طلب علم مى روند،بال های خود را مى گسترند و آنان بر بال ملایک راه مى سپرند١١…
—————–
١. فاطر/١.
٢.انبیاء/١٩-٢٠.
٣.صافات/١-٣ ؛ مرسلات/١-۵.
۴.هود/۶٩.
۵.هود/٧٧.
۶.ص/٢٠-٢١.
٧.مریم/١٧.
٨.بحارالانوار١٨،ص٢۶٧.
٩.البقره/٣٠-٣٣.
١٠.همان،٣۴.
١١.المحجه البیضاء،ج١،ص٢٠.