کارکردهاى مهدویت

 
 
 
 
 
مى پرسند:کارکردهاى باور مهدویت چیست؟ اگر کسی به آن معتقد باشد چه تغییرى در زندگیش رخ مى دهد و این باور چه تحولى در فرد و جامعه ایجاد مى کند؟ نوید مى خواست بداند باور مهدویت در زندگى امروز باورمندان چه نقش هائى ایفا مى کند.گفتم:مى توان در این مختصر به چند کارکردش پرداخت.یکى از آنها،امید به آینده روشن است.روانشناسان و جامعه شناسان،فقدان امید براى فرد و جامعه را به مثابه مرگ آنها تعبیر کرده اند.فرد یا جامعه اى که هیچ روزنه اى از آینده بهتر براى خود نمى بیند، بلکه آینده را سیاه تر و دردآور تر از امروز مى بیند،مرگ را از زندگى بهتر مى شمرد زیرا آن را پایان رنج ها و آلام خویش مى داند.باور به مهدویت یعنى باور به آینده اى روشن که این آینده توسط خدا براى همه انسان ها تضمین شده است که طبق روایت پیامبر(ص)،حتى اگر یک روز از عمر دنیا باقى نمانده باشد،خداوند آن روز را چنان طولانى کند تا فردى از سلاله پیامبر[حضرت مهدى(ع)] ظهور کند و دنیا را سرشار از عدالت گرداند.این آینده روشن از لحاظ بسط عدالت،رونق اقتصادی،گسترش علوم،امنیت جهانى، فراگیرى ایمان و توحید،وفور نعمت ها ،سرسبزى جهان و رفع اختلافات و نزاع ها و جنگ ها و استقرار صلحى پایدار و سایر ویژگى هائى که براى آن حکومت جهانى موعود در روایات ذکر شده، در آرمان و باور معتقدان مهدویت جاى دارد و این امید،او را زنده و پایدار نگاه داشته هیچگاه فکر نمى کند که به آخر خط رسیده و در پیش روى او فقط سیاهى و تباهى است.
 
دیگر، انتظار سازنده است.چشم انتظارى،جنبه هاى گوناگون دارد،یک جلوه آن در برداشت تحلیلگران معاصر به عنوان مذهب اعتراض تحلیل شده و مثل دکتر شریعتى”انتظار را مذهب اعتراض”،نام نهاده اند و کارکرد این انتظار مثبت را تن ندادن به حکومت هاى جور و باطل دانسته و انتظار عدل را مساوى اعتراض به ظلم یا زیر بار ظلم نرفتن معنى نموده اند.انتظار منفى را هم این دانسته اند که فرد خود هیچ اقدامى نکند و فقط منتظر آمدن مصلح باشد.انتظار سازنده یعنى اینکه افراد ضمن چشم انتظارى برای آمدن مصلح،خود نیز دست به کار شده و به عنوان زمینه سازی برى ظهور موعود،به قدر توان برای اصلاح و تغییر وضع موجود اقدام مى کنند،این جمله از محمد رضا حکیمى است در ابتدای کتابش به نام “خورشید مغرب”:”خلقى که در انتظار مصلح به سر مى برد،خود باید صالح باشد”! یعنى نمى توان انتظارى سازنده داشت مگر اینکه در راه این انتظار،به اقدامات اصلاحى اگرچه کوچک و محدود،دست نزد.بنابراین یکى از کارکردهاى انتظار مهدوى، پویا بودن منتظران درحرکت به سمت اصلاح فردى و اجتماعى است.
 
کارکرد دیگر تأثیرگذارى در زندگى است یعنى تنظیم زندگى بر اساس آموزه های مهدوى. یک منتظر تلاش مى کند که زندگى خویش را بر اساس الگوى مورد قبول و رضایت محبوب و مولای خویش شکل دهد.نه فقط در پهنه باورها بلکه در عرصه زندگى شخصى و اجتماعى خویش ،خواست موعود را بشناسد و به سمت آن عمل کند: در عبادات،سلوک اخلاقى،امور خانوادگى،ازدواج و پیوند،کسب و کار،امور علمى و حتى خواب و خوراک و ورزش و نیت و عمل و ارتباطات فردى و گروهى و تشکیلاتى خویش به کلمات و رهنمودهاى مولایش بنگرد و زندگى خود را بر اساس آن رهنمودها تنظیم نماید.در این زمینه هم نویسندگان آثارى پدید آورده و ابعاد زندگى مهدوى را برای انسان امروزى تبیین نموده اند.
 
دیگر، روشنگرى و هدایت است: به لحاظ جاذبه باور مهدوى و مقام والاى موعود جهانى،در طول قرون گذشته هماره مدعیان دروغینى ظاهر گشته و تلاش نموده اند عده اى را به این نام و موضوع بفریبند و بساطى برپا کنند و فرقه ای بسازند.یکى از ماموریت هاى  باورمندان به مهدویت، و از کارکردهاى این باور،مقابله با این مدعیان و افشای حرکت و انحراف آنان بوده است تا کسانى به دام آنان نیفتند و یا اگر افتاده اند،هوشیار شده و برگردند.از جمله این مدعیان دروغین در این دو قرن و زمان معاصر در سودان،مهدى سودانى  و در هند غلام احمد قادیانى موسوم به جماعت احمدیه و در کشورما فرقه بابیه و بهائیه و در عراق دجال بصرى (یمانى)است.همه اینان با دستاویزهایی تلاش داشتند باور مهدویت را از بین ببرند یا شکل آن را تغییر دهند و از این نمد براى خویش کلاهى بسازند و آن روح امید و انتظار و آینده روشن و وعده الاهى را به حاشیه برند و در اعتقاد مهدویت خدشه کنند.مقابله علمى با آنان و رفع شبهات و بافته های ایشان وظیفه محققان و عالمان و کارشناسان مهدوى است به ویژه اگر حمایت مالی و سیاسی و لجستیکى دشمنان قسم خورده مسلمین را همراه فرقه خویش کرده باشند.
 
مرزبانى و آمادگى یکى دیگر از کارکردهاى مهدویت است:تربیت و آموزش مدافعان و مروجان و مبلغان و مرزبانان مهدوى به نوعى که همیشه کسانى باشند که این باور را در میان مردم توسعه دهند و این باور را به مردم غیرمسلمان برسانند که هرگاه ابعاد این اعتقاد براى آنان تبیین گشته بلافاصله جذب شده و به لحاظ همراهى این باور با آرمان همه ادیان موجب گرایش  آنان شده است. توضیح و تبیین ابعاد این مرزبانى فرهنگى و آمادگى یاورى، برای مردم خودمان نیز وظیفه اى است که هماره کسانى را از گذشته ها تا کنون به تلاش واداشته و مشعل مهدویت را در هر دورانى پرفروغ تر ساخته است.استفاده از هنر و قلم و بیان و فناورى هاى نوین برای این هدف از ابزار مهم این توسعه بوده و خواهد بود…

 

 

 

دین پژوه و پژوهشگر فلسفه