امامت در غیبت،چگونه؟

 
 
 
 
 
“لابد مى فرمایید این سوال هم قدیمى است که امام در غیبت کبرى وقتى که نماینده و کارگزار مشخصى هم ندارد،چگونه امامت مى کند و پیشوائى دینى خود را انجام مى دهد؟”؛گفتم:جناب نوید،البته که قدیمى است زیرا پس از دوران هفتادساله غیبت صغرى که کارگزاران امام ،رابط مردم و امام بودند؛با شروع غیبت کبرى که امام کارگزار خاصى را معین نمى نمود،این سوال براى همه پیش مى آمد که امور دینى خود را چگونه با امام تنظیم نمائیم و نزد چه کسى برویم؟ نوید گفت:خوب،پاسخ چه بود؟ گفتم:چند راهکار معین گردید:نخست اینکه به جاى سازمان وکالت، سازمان فقاهت تعیین شد؛ به این معنا که فقیهان واجد شرایط، مرجع پرسش هاى دینى مردم معرفى شدند تا با پیروى از آراء فقهى آنان،مشکلات شرعى مردم برطرف شود.این فقیهان نیز افراد مشخصى مثل کارگزاران عصر غیبت صغرى، نبودند بلکه هرکه شایسته نام فقیه(یعنى آگاه و متخصص و کارشناس احکام دین)در هر شهر و دیارى باشد، محل مراجعه مردم تعیین گردید…
 
نوید : اینکه گفتید فقیهان واجد شرایط، منظورتان چه بود و کدامیک از فقیهان شایسته رجوع مردم هستند؟ گفتم: پرسش نیکى است! مشخصات و شرایط چنین فقیهانى پیش تر توسط امام یازدهم حضرت عسکرى(ع)تعیین شده بود:” هریک از فقیهان که خویشتندار و نگاهبان دین خود باشد و با هواى نفْسش بستیزد و مطیع فرمان مولایش باشد ، بر عوام است که از او تقلید کنند و البته این ویژگیها را تنها برخى فقهاى شیعه دارا هستند ، نه همه آنها؛پس هرکه آلوده به انجام امور زشت و قبیح شد،از آنان اگر چیزى از ما نقل کردند نپذیرید…”،همانجا هم توضیح داده بودند که نباید همچون یهود،تن به پیروى علماى فاسق بدهند و بعد از تقبیح تقلیدِ عوامِ یهود از علماى فاسق شان فرمودند :” اگر (مسلمانان) از چنین فقهایى تقلید کنند ، مانند همان یهودیانى هستند که خداوند آنان را به سبب تقلید و پیروى از فقهاى فاسق و بدکارشان، نکوهش کرده است١”.بنابر این سازمان فقاهت،جانشین سازمان وکالت گردید بدون اینکه هیچ فقیهى رابط مستقیم با امام باشد.یعنى براى حل امور دینى خود به کارشناسان واجد شرایط ارجاع داده شدند … 
 
نوید :آیا این فقیهان واجد شرایط،اشتباه نمى کنند؟ گفتم: هرکس غیر از امام معصوم، ممکن است اشتباه کند ولى اشتباه احتمالى اینان از اشتباهات بسیارى دیگر به دلیل استناد و اتکا به روایات ائمه علیهم السلام کمتر است و در دوران غیبت نمى توان امور شرعى مردم را به کسی سپرد که هیچ تعهدى به قران و روایات و پیروى از امامان نداشته باشد.ضمن آنکه خود امام به عنوان خلیفه الله،بالاى این فرایند قرار دارد و هرجا صلاح بداند هدایت هاى خویش را به فقها مى رساند،چنانکه خود فرمود:”در رویدادهاى جدید که برایتان به وقوع مى پیوندد به راویان حدیث ما رجوع کنید که آنان راهنما و حجت من بر شما هستند و من نیز راهنما و حجت خدا هستم (بر شما)٢”. یعنى این روایان حدیث و فقیهان، با آن شرایطی که براى آنان ذکر شد،اگر واقعاً مطیع مولایشان یعنى امام عصر(ع) باشند، بى تردید از راهنمائى حضرت بی بهره نخواهند بود و عنایات مهدوى شاما حالشان خواهد شد چنانکه شرح بعضى از این عنایات در کتب تشرفات آمده است٣…
 
نوید:غیر از سازمان فقاهت،دیگر امام از چه شیوه هایی براى هدایت مردم استفاده مى کنند؟گفتم:طبیعتاً دوران غیبت،به دلیل وجود حکومت هاى جور در جهان، دوران تنگى و سختى است و امام غیبت ظاهرى دارند و محدودیت هائى براى ارتباط مستقیم با افراد دارند؛اما گاهگاهى شخصاً بعضى افراد را در مکان هاى متعددی به حضور پذیرفته یا به دیدارشان رفته و مستقیماً هدایت نموده یا گره گشائى نموده اندچه از مردم عادى با از فرزانگان و دانشمندان؛حتى جوانى پاکدل از غیر مذهب شیعه مثل حسن عراقى را چند روز در منزلش مانده و عقائد و احکام دین را به او آموخته اند۴…گاهى هم مطالب حقه و معارف الاهیه را از طریق القاء قلبى به بعضى از فرزانگان که به ایشان متوسل شده اند،تعلیم فرموده اند که شرح بیشتر آن ،مجالى دیگر مى طلبد.به هرحال اگرچه دوران غیبت کبرى،دوران مهجورى امت از امام است؛اما با توجه به نیازهاى هدایتىمردم،مکانیزم دستیابى به دیدگاه هاى دینى 
پیش بینى شده و سازو کار آن تعیین گردیده است…
——————————–
١.احتجاج طبرسى،ج٢ص ٣٣٧ و ۵١٠،وسائل الشیعه،ج٢٧،ص١٣١،تفسیر امام عسکرى(ع)،ص١٣٠: “فأما من کان من الفقهاء صائنا لنفسه، حافظا لدینه مخالفا على هواه، مطیعا لأمر مولاه، فللعوام أن یقلدوه، وذلک لا یکون إلا بعض فقهاء الشیعه لا کلهم، فان من رکب من القبایح والفواحش مراکب علماء العامه فلا تقبلوا منهم عنا شیئا…
٢.غیبت شیخ طوسى،ج١،ص٢٩١؛احتجاج،ج٢،ص٢٩١.؛بحارالانوار،ج٢،ص٩٠؛وسائل الشیعه،ج١٨،ص١٠١:(وأما الحوادث الواقعه فارجعوا فیها إلى رواه حدیثنا، فإنهم حجتی علیکم وأنا حجه الله (علیکم).
٣.همچون کتاب”تجلیات امام عصر(ع)” و سایر کتب حاوى تشرفات…
۴.عبدالوهاب شعرانى،الطبقات الکبرى لواقح الأنوار فی طبقات الأخیار ، ص٢٩١،مکتبه محمد الملیجی الکتبی وأخیه ، مصر، سال نشر١٣١۵.

 

 

 

دین پژوه و پژوهشگر فلسفه