نوید: راستى چرا دورى مردم از امام باید این قدر دیرپا باشد؟ چرا غیبت بزرگ ایجاد شد؟ تا به کى باید این غیبت ادامه یابد؟ چه عواملى مى تواند این نهان زیستى بزرگ را پایان بخشد؟ در غیبت کبرى که دیگر کارگزاران خاص وجود ندارند، رابطه امام و مردم چگونه خواهد بود…؟
گفتم: این ها و بسیارى سوالات دیگر هم سوالاتى دیرینه اند و از همان اول و حتى پیش از تولد امام در سخنان امامان که پیشگوئى این دوران را مى کرده اند پاسخ داده شده است.گاهى معلم ،مدتى کلاس را ترک مى کند و از طریق دوربینى که در کلاس هست، کلاس را زیر نظر مى گیرد تا ببیند بچه ها در غیاب او چه مى کنند؟آیا درس را ادامه مى دهند یا بازیگوشى و غفلت را پیش مى گیرند؟گاهى مدیر یا رئیس یک مجموعه یا رهبر یک کشور به سفر مى روند؛این زمانى است که اعضاى مجموعه باید نشان دهند در غیاب رئیس یا رهبر،وظایف خود را انجام مى دهند یا از انجام آنها بازمى مانند؟ و البته رهبر که ناظر آنهاست،هرگز از یاد آنها غافل نیست و این غیبت هم آزمون مردم است…غیبت چندین روزه پیامبر خدا موسی از قوم خود ، نشان داد کدایک از مردم به تعالیم او وفادار ماندند و کدامیک ، آئین را رهاکردند و به دنبال سامرى گمراه رفتند و گوساله پرست شدند.آرى غیبت امام،آزمونى شمرده شده تا ثابتان از پیمان شکنان و سست باوران،جدا شوند…
نوید گفت:اگر غیبت امام ،آزمون است؛حقیقتاً آزمون دشوارى است!فرزندان در غیاب پدر،آسیب پذیرترند و امکان گمراه شدن آنها بیشتر است؛ چرا خداوند این آزمون را فراروى ما نهاد؟ نمى شد امام باشد و ما به امور دیگرى آزمون شویم؟چنانکه مردم در زمان حضور پیامبر هم آزمون مى شدند…؟ گفتم : آزمون ها همیشه هستند اما یک نوع نیستند و هر زمان اقتضائات خود را دارد.روزى آزمون به جهاد است؛روز دیگر آزمون به صبر و سکوت است؛ هنگامى آزمون به تلاش علمى و حفظ میراث است؛دوره اى آزمون به نبرد فرهنگى است و روزگارى آزمون به همه اینهاست.ما امروز در زمان غیبت امام هستیم و آزمون ما به پایدار بودن بر آئین یا لغزیدن و ترک پیمان است.البته همانطور که گفتى این آزمون از همه آزمون ها دشوارتر است و صدالبته پاداش ثابتان و پیروزان در این آزمون هم از همه آزمون شوندگان دوران هاى دیگر بیشتر و مقام شان بالاتر است…
نوید گفت:چه کسی گفته است که ثابتان بر آئین در دوران غیبت امام ،از ثابتان بر آئین در همه دوران هاى دیگر ،برترى دارند؟ گفتم این سخن امام چهارم سیدالساجدین زین العابدین علی بن الحسین علیهما السّلام است که فرمود: “دوران غیبت دوازدهمین وصی رسول خدا از امامان پس از وی، طولانی خواهد گشت. اهل این زمان که معتقد به امامت او و منتظر ظهورش هستند، برترین مردمان همه ی روزگارانند. زیرا خداوند متعال عقل و فهم و معرفتی به آنان عطا می فرماید که شرایط غیبت در چشمشان چون زمان حضور می گردد و به مجاهدان پیکارگری می مانند که در پیش روی رسول خدا با شمشیر نبرد می کنند. آنان مخلصان واقعی و شیعیان راستین و دعوت کنندگان به دین خدا در پنهان و آشکارند١”؛امام هفتم نیز فرمود: “خوشا به حال شیعیان ما که در زمان غیبت قائم مان به ریسمان ماچنگ می زنند و بر دوستی ما و دشمنی دشمنان ما ثابت می مانند. ایشان از ما و ما از ایشان هستیم. آنان به امامت ما خشنود و ما به پیروی آنان خرسندیم [ایشان راضی اند که ما امامان شان هستیم و ما هم رضایت داده ایم که آنان شیعیان ما باشند] خوشا و خوشا به احوالشان! به خدا سوگند، آنان در روز قیامت، در مرتبه ی ما و با ما خواهند بود٢…”
نوید پرسید: خود امام این دوران را چگونه توصیف مى نماید؟گفتم:خود امام در نامه اى که به آخرین سفیر خود علی بن محمد سمرى نوشت ، فرمود:”ای علی بن محمد سمری! خداوند در سوگ فقدان تو پاداشی بزرگ به برادرانت عطا کند. تو تا شش روز دیگر از دنیا خواهی رفت. کارهایت را مرتب کن و هیچکس را به جانشینی خود مگمار. دوران غیبت تامّه فرا رسیدهاست و من جز با اجازه خداوند متعال ظهور نخواهم کرد و ظهور من پس از گذشت مدتی طولانی و قساوت دلها و پر شدن زمین از ستم خواهد بود. افرادی نزد شیعیان من مدّعی مشاهده من [ارتباط با من به عنوان کارگزار خاص]) خواهند شد. آگاه باشید که هر کس پیش از خروج سفیانى و صیحه آسمانى چنین ادعایی بکند، دروغگو و افترا زنندهاست و هیچ حرکت و نیرویی جز به خداوند، عظیم نیست٣”…بنابراین ،غیبت کبرى به انگیزه آزمون خلق و حکمت هاى دیگرى که خدا مى داند،واقع شد و در این آزمون،ثابتان بر آئین،برترین اهل زمان ها خواهد بود…
————————-
١.کمال الدین،ج١،ص٣١ و احتجاج طبرسى،ج٢،ص۵٠.
٢.همان،ص٣٢.
٣.الغیبه، شیخ طوسی، صفحه ۲۴۲–۲۴۳؛ و بحار الانوار، جلد ۵۱، صفحهٔ ،۳۶١.