حسد گریزى

 
 
 
 
 
کجا زبوته دوزخ خلاص خواهد یافت/کسى که پاک نکرده است از حسد خود را…حسد، از رذایل اخلاقی ، گناهان کبیره و به معنای آرزویِ زوال نعمت‌ها و داشته های دیگران می‌باشد.برخی از مفسران واژه حسد را در اصل به معنی چیزی را بر چیزی ساییدن چندان که خراشیده شود، دانسته اند. برخی نیز این واژه را از حَسْدَل به معنای کَنِه دانسته اند؛ همان گونه که کَنه پوست تن آدمی را زخم می‌کند و خونش را می‌مکد، حسد نیز با جان و روان حاسد چنین می‌کند.تعاریفى که از حسد و مراتب آن کرده اند:حسد ناخشنودی از موفقیت کسی و زوال نعمت او را تمنا کردن است.حسد حد افراطیِ رفتار کسی دانسته شده است که از نیک بختی مردمان رنج می‌برد؛ آرزوی نابودیِ نعمت های دیگران و گاهى تلاش براى نابودى آن و خواستن آن نعمت‌ها فقط برای خود است.انگیزه های حسد را هفت چیز برشمرده اند:دشمنی و کینه توزی ، به خود نازیدن، غرور و تکبر ، اظهار شگفتی از داشته های دیگران، ترس از دست دادن داشته های خود، عشق به ریاست و شهرت ، و خبث نفس.حافظ ،افتادگى از دست مده زانکه حسود/عرض و مال و دل و دین در سر مغرورى کرد…
 
توانم آنکه نیازارم اندرون کسى/حسود را چه کنم کو زخود به رنج تر است…واژه حسد و مشتقات آن در چهار آیه از قرآن به کار رفته است که اشاره به حسد یهودیان نسبت به شوکت اسلام و فزونى پیروان آن و شرّى که حاسدان بپا مى کنند،دارد١.برخی آیات نیز بدون ذکر واژه حسد یا مشتقات آن مفهوم حسد را می‌رسانند؛ برای نمونه، به مؤمنان فرمان داده شده است تا به آنچه خدا بهره مندشان ساخته راضی باشند و آنچه را خداوند به دیگران داده طلب نکنند٢. نتیجه این آیه این است که هر کس چنین نباشد، به حسادت درمی افتد. غمگین شدن از خوشی دیگری و شاد شدن از بدبختی او، با مفهوم حسد ملازمت دارد٣.همچنین حسادت برادران حضرت یوسف و تأکید قرآن بر شیطانی بودن این رفتار نیز از همین نوع است۴.احادیث فراوانی در نکوهش حسد و بیان انگیزه‌ها و نشانه های آن وجود دارد و آن را از ریشه‌های کفر،نابود کننده ایمان و آفت دین معرفی کرده‌اند و در حدیثی مشهور، تأثیر این خوی ناپسند در تباه ساختن حسنات آدمی، به تأثیر آتش بر هیزم مانند شده است۵.بنا بر احادیث، غیبت ، چاپلوسی و ملامت به هنگام مصیبت ، از نشانه های حسودان است۶(حرص و حسد و کینه زدل بیرون کن/خوى بد و اندیشه، تو دیگرگون کن)… 
 
هین دل خود را تمام در کف دلبر سپار/تا که نپوسد دلت در حسد و کینه اى…حسد طبق روایات از خوی های ناپسندی است که هیچ‌کس از آن در امان نیست٧ ؛ و نیزیکی از سه امری است که هیچ پیامبر و افراد فروتر از او از آن در امان نیستند، اما مؤمن واقعى هیچگاه رفتار ناشی از حسد ندارد.بر اثر حسد بود که قابیل برادرش هابیل را کشت٨(پیکار حسود با من امروزى نیست/خفاش بود دشمن دیرینه صبح). حسد،ریشه  در قلب دارد و صفت قلب است. اگر در همان قلب بماند،انسان فقط مرتکب گناهی بین خود و خدا شده است؛ اما اگر در زبان یا رفتار بروز کند انسان مرتکب گناه ( مَظْلمه ) شده است و باید از کار خود حلّیت بطلبد. مفهوم غبطه ( منافسه ) نیز با حسد در ارتباط است و تفاوت آن‌ها در این است که آدمی در غبطه، آرزوی زوال نعمت دیگران را ندارد، بلکه فقط می‌خواهد آن نعمت را به او هم بدهند٩. غبطه از صفات مؤمن و حسد از خصلت های منافق دانسته شده است١٠. موضوع چشم زخم نیز با حسد پیوند دارد که در سوره فلق و برخی روایات به این ارتباط اشاره دارد١١؛بر تو از دفع کید حسود/آسمان وان یکاد خوان باشد!(این چنین خواندم که هرگز با حسودان درمپیچ/کآتش تیز حسد سوزد حسودان را یقین/شاید ار مکرى ندانم من ولى داند حسود/کان ندانست آدم و دانست ابلیس لعین/حاسد بى تقویِ من حیله ها داند بسى/ کان چنان حیلت نباشد هیچگه با متقین)…
 
حسد در ضرب المثل هاى فارسى و عربى نیز رخ نشان داده: “اگر حسود نباشد، جهان گلستان است”،”حسود هرگز نیاسود،”الحسود لایسُود” و…حسد در صورتی که در گفتار یا کردار بروز کند، گناه کبیره به شمار رفته و حرام است و صرف خطور آن در قلب بدون ترتّب اثری بر آن، حرام نمی‌باشد١٢.حسد از موانع قبولی نماز شمرده شده و تظاهر به حسد موجب زوال عدالت می‌گردد؛ در نتیجه شهادت حسود پذیرفته نمی‌شود١٣.امیر مومنان(ع) منشأ و ریشه رذایل را حسادت بیان مى فرماید١٣.نشانه های حسد ناراحتی از رسیدن نعمت به دیگری،بدون نشان دادن عکس العمل،غیبت و عیب جویی،دشمنی و عداوت و کارشکنی،بی مهری یا قطع رابطه از شخصو پنهان کردن صفات برجسته اوست به طوری که حتی نمی خواهد سخنی از او بشنود.از آثار اجتماعى حسد،بروز نابسامانی های اجتماعی،نزاع ها و قتل ها،از بین رفتن دوستى ها،عقب ماندگى اجتماعى و هرج و مرج در جامعه است لذا این دعاى همیشگى مومنان است:مومنان است:”پروردگارا ما و برادرانمان را که در ایمان به ما پیشی گرفتند بیامرز و در دلهایمان کینه و حسدی نسبت به مؤمنان قرار مده١۵”…
 
————————-
١. بقره، آیه۱۰۹؛ نساء،آیه۵۴. فتح، آیه۱۵؛ فلق، آیه۵. 
٢.سوره نساء،آیه٣٢.
٣.سوره آل عمران،آیه ١٢٠.
۴.سوره یوسف،آیه٨.
۵.وسائل الشیعه ج۱۵، صفحات ٣٣٩،۳۶۵-۳۶۸.   
۶.بحار الانوار، ج۷۰، ص۲۵۱. 
٧.کافی، ج۸، ص۱۰۸. 
٨.رسائل،شهید ثانى،ص٣١۵.
٩.جامع السعادات، ج۲، ص۲۰۲ـ ۲۰۳.
١٠.مجلسی، بحار الانوار، ج۷۰، ص۲۵۰. 
١١.همان،ص٢۵٣ و متن تفاسیر در ذیل سوره فلق.
 ١٢.جواهر الکلام ج۴۱، ص۵۲-۵۳. 
١٣. مستمسک العروه ج۵، ص۶۱۷،مسالک الافهام ج۱۴، ص۱۸۴.     
١۴.غررالحکم،ح۵٢۴٢.
١۵.سوره حشر،آیه١٠.
 
 
 
 
دین پژوه و پژوهشگر فلسفه