رازدارى

 
 
 
 
 
به شمشیرم زد و با کس نگفتم/ که راز دوست از دشمن نهان به…حدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوست/ که آشنا سخن آشنا نگه دارد…نگهبانى از رازهاى مردم از تکالیف مهم اجتماعى است .افـشـاى اسـرار، نـشـانـه ضـعـف نـفـس و سـسـتـى اراده و کـتـمـان راز، دلیـل قـوت روح و کـرامـت نـفـس و ظرفیت شایسته و بایسته یک انسان بزرگ است. رازداری، فضیلتی اخلاقی است که در توفیق یافتن به انجام کارها و سعادت و نیک بختی انسان ها نقش بسزایی دارد. امیرمؤمنان(ع) فرمود:” پیروزی، به محکم کاری بسته است و آن هم به اندیشه بستگی دارد و اندیشه نیز به نگهداری رازها است١”. ایشان در سخنی دیگر، رسیدن به موفقیت را در سایه راز داری دانسته و فرموده است: “موفق ترین کارها آن است که پنهان کاری آن را فرا گیرد؛ در مقابل، افشای اسرار سبب دوری از موفقیت و حتی سقوط و شکست فرد در راه تصمیم های او می شود٢”؛غم حبیب نهان به ز گفت وگوی رقیب/که نیست سینه ارباب کینه محرم راز…
   
 
نه تنها راز دیگران را نباید فاش ساخت بلکه راز خود را هم نباید حتى براى دوستان آشکار نمود زیرا آنها نیز دوستانى دارند که راز شما را براى آنها نقل مى کنند و همینطور ادامه مى یابد تا سرانجام راز شما به دشمنان شما هم خواهد رسید! على(ع) فرمود:”سینۀ انسان عاقل، صندوق اسرار است٣”.افشای اسرار سبب دوری از موفقیت و حتی سقوط و شکست فرد در تصمیم های او می شود، چنانکه امام صادق(ع) فرمود: “برملا کردن راز، عامل سقوط است۴”. و گفته اند:” هر رازی که از دو نفر فراتر رفت پخش خواهد شد۵”…خویشتن داری و خموشی را/هوشمندان حصار جان دانند/گر زیان بینی از بیان بینی/ور زبون گردی از زبان دانند/راز دل پیش دوستان مگشای/گر نخواهی که دشمنان دانند …! باید زبان نگهدارى و رازت را به کسی نگوئى:خامشی به که ضمیر دل خویش/با کسی گفتن و گفتن که مگوی!/ای سلیم، آب ز سرچشمه ببند/که چو پر شد، نتوان بستن جوی…!
 

عواملى که موجب افشای راز مى شود را اینگونه شمرده اند: پرحرفی و سست زبانی؛اعتماد زیاد به دوستى و رفاقت؛ احساساتى شدن و عصبانیت؛ جهالت و نادانی نسبت به سرانجام بد افشای راز؛ دشمنی نسبت به صاحب راز؛ وجود رسانه هائى چون تلفن همراه و اینترنت و شبکه هاى اجتماعى و… که زمینه را براى افشاى راز خود و مردم فراهم مى آورد که ناشى از تاریکی قلب، ضعف ایمان، سستی زبان، عادت به اذیت و آزار دیگران و…است.به تعبیر امام علی(ع):”راز تو اسیر تو است، اگر آشکارش ساختی، تو اسیر آن شده ای”! اما در مورد شیوه هاى حفظ راز مطالبى در روایات آمده که بعضى از آنها عبارتند از: کم حرفی و سکوت: رسول اکرم(ص) می فرماید: “نجات مؤمن در حفظ زبان اوست۶” ؛ دیگر: تقویت اراده و عادت نفس به نگهداری اسرار٨؛ آگاهی و اندیشه نسبت به سرانجام وخیم افشای راز٩؛ تقویت ایمان و ترس از پروردگار١٠…بنابراین:سخنی در نهان نباید گفت/که بَرِ انجمن نشاید گفت…!

 

وقتى مردم به شما اعتماد کرده اند و رازشان را به شما گفته اند،بزرگى ایجاب مى کند رازپوشى کنید.راز،حق الناس است؛ زبان شما، ضامن نارنجک است؛ یک لحظه بی ملاحظگی به ظاهر ساده شما در نگه نداشتن یک راز تا چه حد می تواند خطرناک باشد و به فاجعه اى منتهى شود.همانطور که از فاش شدن اسرار زندگی خصوصی خودمی ترسید، از گفتن راز مردم بترسید.کمتر حرف بزنید؛ با شیوع غیبت بجنگید؛از عادت هاى غلط و ناپسند که شوخى با آبروى افراد است، برحذر باشید؛قبل از گفتن هر حرفى از خودتان سه سوال بپرسید:چه مى گویم؟براى چه مى گویم؟به که مى گویم؟حـفـظ اسـرار را بـایـد از خـدا آمـوخـت ؛او بـیـش و پـیـش از هـر کـس ، از اعـمـال و حالات و رفتار و عیوب و گناهان بندگانش باخبر است ، اما حلم و بردبارى و پـرده پـوشـى و راز دارى او بـیـش از همه است…امام هشتم(ع)فرمود:مومن ، هرگز مومن راستین نخواهد بود مگر آنکه در او سه خصلت و سنت باشد: سنتى از پروردگار، سنتى از پیامبر و سنتى از ولى خـدا.اما سنتى که از پروردگاراست رازپوشى است١١…

 

———————–

١.نهج البلاغه،چاپ صبحى صالح ص۴٧٧(اَلظَّفَرُ بِالحَزْمِ وَالْحَزْمُ بِإِجالَهِ الرَّأیِ وَالرَّأْیُ بِتَحصینِ الأَسْرار).
٢.غررالحکم،ص٢١١(أَنْجَحُ‏ الْأُمُورِ مَا أَحَاطَ بِهِ الْکِتْمَانُ).
٣.نهج البلاغه، چاپ صبحی صالح، ص۴۶٩،(صَدْرُ الْعَاقِلِ‏ صُنْدُوقُ سِرِّهِ٣).
۴. تحف العقول،ص٣١۵(اِفشاءُ السِّرِّ سُقُوطٌ).
۵.تحف العقول، ص ٣۶٨(کُلُ سِرٍ جاوَزَ الأثنینِ شاعَ).

۶.کافى،ج٢،ص١١۴.

٧.غرر الحکم،ص۴٠٣.(سِرُّکَ أَسِیرُکَ‏ فَإِذَا أَفْشَیْتَهُ صِرْتَ أَسِیرَهُ).

٨.معراج السّعاده، ص۴١٧. 

٩و١٠. بحار الأنوار، ج۵٠،ص٣١. 

‏١١.وسائل الشیعه، ج١۵،ص١٩٣.‏

 
 
 
دین پژوه و پژوهشگر فلسفه