تجربه

 
 
 
 
 
مرد خردمند هنرپیشه را/ عمر دو بایست در این روزگار/تا به یکی تجربه  آموختن/ در دگری تجربه بردن بکار… هر آنگاهی که باشد مرد، هُشیار/ زسوراخی دوبارش کی گزد مار…”تجربه” در لغت به معنای آزمایش و امتحان و “مجرّب” به معنای آزمایش شده ، ورزیده ، تعلیم دیده ، خبره و امتحان شده است و تجربه دار به کسی گفته می شود که  راه حل های مشکلاتی که در زمان و مکان خاص برای او یا دیگران ایجاد شده،می داند و الان نیز  به استناد آن تصمیم صحیح برای تدبیر امور می گیرد و از تجربه پیشینیان براى موفقیت خود بهره بردارى مى نماید و راه رفته را دوباره نمى پیماید:در عرصهء زندگی ز هر فتح و شکست/بسیار توان تجربه آورد بدست… پیش کسوتان، صاحبان تجربه و سالخوردگان دانا  از جمله کسانی هستند که در میان تمام اقوام، ملل و تمدن‌ها گرامی و مورد تکریم و احترام‌اند؛آنها دارای تجاربی در عرصه‌های مختلف هستند و در نزد تمامی ملل دارای احترام و حقوقی هستند. تجربیات آنها ثروت ملى است و راه موفقیت و وصول به ترقى و بزرگى، استفاده از ثروت تجربه هاست…
 
شرط عقل نیست،تجربه شده ها را دوباره تجربه کنیم :تجربه کردیم و نشد تجربه/تجربه را تجربه کردن خطاست! ؛ دیوانگی است قصه ی تقدیرو عقل نیست/از بام سرنگون شدن وگفتن ازقضاست! نگاه هدفمند به فلسفه  حوادث گذشته و کسب تجربه از آن موجب، موفقیت و پیروزی امروز است زیرا این حوادث منبع معرفت و عبرت و تجربه براى آیندگان است تا با شناخت عوامل ظهور وسقوط ،حرکت امروز خود را تنظیم نمایند.سخنان امیرمومنان(ع)در این زمینه:”هر که با تجربه ها[تصمیم خود را] استوار سازد از تباهی بر کنار می ماند١”؛ “هر کسی تجربه اش بسیار باشد کمتر فریب می خورد٢”؛ “کسانی که خود را بی نیاز از استفاده درست از تجربه ها در تصمیم گیری می دانند در مسیر سقوط پیش می روند زیرا هر کسی خود را از تجربه بی نیاز بداند از دیدن عاقبت امور کور گردد٣”؛ و ” هر که تجربه ها را نگه دارد [وبه موقع به کار بندد]اعمال وبرنامه هایش درست  می شود۴”.پیامبر خدا(ص) هم فرمود:”مومن از یک سوراخ دو بار گزیده نمی شود۵”…

 

تاریخ،غنى ترین منبع براى دستیابى به تجربه هاست.دانستن علم تاریخ ،”عمر دوباره”یافتن است.امیرمومنان(ع)، تجربه نیندوختن از تاریخ را  نشانه سقوط می داند و می فرماید:”چهار چیز نشانه سقوط و سیر نزولی جامعه است : سوءتدبیر(در طرح وبرنامه ریزی)، ریخت وپاش( در هزینه ها)، تجربه نیاندوختن از تاریخ و زیاد پوزش خواستن۶”؛ هم ایشان در وصیت خویش در مورد تجربه اندوزى از تاریخ گذشتگان مى فرماید:”پسرم، اگرچه به اندازه همه کسانی که پیش از من بوده اند  نزیسته ام اما در کردار آنان به دقت نگریستم و در اخبارشان تفکر نمودم و در آثار آن ها به سیر و سیاحت پرداختم تا همچون یکی از آنان شدم ؛ بلکه گویا در اثر آنچه از تاریخ آن ها به من رسیده  با همه آنان از اول تا آخر بوده ام ! من قسمت زلال زندگی آنان را از قسمت تاریک ، باز شناختم و سود و زیانش را دانستم٧”؛نیز فرمود:”قلبت را با موعظه واندرز زنده کن…اخبار گذشتگان را بر او عرضه نما و آنچه را که به پیشینیان رسیده است، یاد آوریش کن؛ در دیار وآثار مخروبه آنها گردش نما و درست بنگر که آنها چه کرده اند٨…”

 
استفاده از تجربه دیگران چه در امور شخصى یا اجتماعى،شرط موفقیت است.امیرمومنان(ع) به مالک اشتر دستور مى دهند:”و از میان ایشان افرادی را برگزین که تجربه دارند، ازحیا برخوردار،از خاندان پارسا و در مسلمانی  پیشقدم باشند، زیرا بواسطه این خصلت ها اخلاق شان گرامی تر،آبرویشان محفوظ تر و طمع شان کمتر است و در سنجش عاقبت کار ها بیناتر هستند٩”. و نیز فرمود:”رای و اندیشه پیر مرد را در جنگ  و هر کار دیگر از صلابت و دلاوری جوان بیشتر دوست دارم١٠”.آن حضرت،وظیفه صاحبان تجربه را به اشتراک گذاشتن تجربه خویش با دیگران می داند و از سوى دیگر مردمان را نیز به آموختن تجربه از افراد با تجربه ، دعوت مى نماید و می فرماید:” از وظایف مردم عادی است که بکوشند و بیاموزند و تجربه بیندوزند تا از عوامی بیرون آیند و به جرگه خواص بپیوندند١١” ودر بیانی دیگر اهمیت استفاده از تجربه دیگران را چنین بیان می فرماید:” شقی(و بدفرجام) کسی است که از منفعت تعقل و تجربه ای که به او داده شده است ، محروم بماند١٢…”
——————————-
١و٢.غررالحکم،ج٢،ص١۶٩ .

٣. همان،ج٢،ص٢٠۶.

۴.همان،ج٢،ص٢٩٩. 

۵.احمد ابن حنبل،مسند،ج٢،ص٨١۵.

۶و٧و٨.نهج البلاغه، نامه٣١.
٩.همان،نامه۵٣.
١٠.همان،حکمت٨٣.
١١.همان،حکمت١۴٧. 

١٢.همان،نامه٧٨.

 
 
 
دین پژوه و پژوهشگر فلسفه