سپاس

 
 
 
 
 
شکر کن تا خدا بیفزاید/ دَرِ نعمت خدای بگشاید…سعدى نیز گوید: شکر نعمت،نعمتت افزون کند/کفر، نعمت از کفت بیرون کند… سپاس و شکر، موجب زیادتى و افزونى و رشد مى شود چنانکه ناسپاسى و قدرناشناسى و کفران نعمت، موجب زوال نعمت هاست. هیچکس با آنکه نمک مى خورد و نمکدان مى شکند،دوست و همنشین نمى شود و به او دل نمى بندد و او را به سرورى و رهبرى نمى پذیرد.”شکر” به معنای به یاد آوردن و تصور نعمت و اظهار آن و “کفر” به معنای فراموشی نعمت و پوشیده داشتن آن است١؛همچنین شکر را به معنای “ثنای جمیل، سپاس کسی گفتن بر نیکی و احسان وی٢” و کفران را به معنای “ناشکری، بی دین بودن و نمک نشناسی٣” آورده اند. شکر و سپاس یک فضیلت اخلاقی مورد تأیید و تأکید عقل است و خود یک نظام تربیتى است.فرد در این نظام خود را موظف به سپاس خوبى دیگران مى داند و بدین ترتیب این ارزش در فرد و جامعه نهادینه مى گردد…
 
انسان شاکر و سپاسگزار هم نزد مردم محترم است و هم نزد خداوند که مى فرماید: “اگر شکر نمودید، شما را حتماً افزون کنم و اگر ناسپاسى کنید عذاب من شدید است۴”. نکته زیبائى که بعضى به آن اشاره کرده اند آن است که مى فرماید با هر سپاس و شکرى افزونتان سازم (نه اینکه نعمت تان افزون کنم:لَأَزیدَنَّکُمْ) و این افزونى که خداوند با تأکید بیان مى فرماید،بزرگ نمودن است و بالا بردن ظرفیت برای شکرگزارى بیشتر.شما با شکر خدا درجه معرفه الله خود را نشان داده اید و به پایه اى از معرفت رسیده اید که خدا را شایسته حمد و سپاس و شکر شناخته اید و او را شکر مى گوئید، خدا هم هستی تان را اضافه می کند، نه این که فقط نعمت تان را اضافه کند. اگر کسی شکرگزار نعمت حق باشد، خدا «نعمت» او را اضافه می کند؛ ولی اگر کسی شکرگزار خود حق باشد، خدا «خود» او را افزون می کند، یعنی درجات هستی او را برتر و ذات او را کاملتر می کند؛ بنابر این مى توان گفت:شکر نعمت،شوکتت افزون کند و به گفته مولوى، قدرتت افزون کند…
 
حقیقت شکر، تنها تشکر و سپاس زبانی نیست بلکه شکر، دارای سه مرحله است: قلب، زبان و عمل. نخست آگاهى و توجه و ایمان به بخشنده نعمت است؛سپس تشکر زبانى است و از آن بالاتر تشکر عملى است یعنى  باید به درستی بیندیشیم که هر نعمتی برای چه هدفی به ما داده شده است، پس آن را در عمل نشان دهیم.مثلا تشکر عملى یک دانش آموز نسبت به معلمش، آراسته شدن به کمالاتى است که به او آموخته است.تشکر از انسان هایی که لطفى به شما کرده اند،ضرورى است و جزئى از شکر خداوند است.چنانکه ضرب المثل شده هرکه مخلوق را شکر نکند،خالق را شکر ننموده(من لم یشکرالمخلوق، لم یشکرالخالق).امام رضا(ع) فرمود:”کسی که نعمت دهنده از مخلوقات را شکرگزار نباشد، شکرگزار خداوند نیز نخواهد بود۵”.امام سجاد(ع)‌ نیز فرمود: «خدا هر دل غمگین و هر بنده‌ سپاسگزارى را دوست دارد، روز قیامت خداى تبارک و تعالى به یکى از بندگانش فرماید از فلانى تشکر کردى؟ عرض می‌کند: پروردگارا! من تو را سپاس گفتم، خداى تعالى فرماید: چون از او سپاسگزارى ننمودى، مرا هم سپاس نگفته‌اى! سپس فرمود: شکرگزارترین شما کسى است که از مردم بیشتر شکرگزارى کند۶”…
 
فضیلت شکر و سپاس از بندگان خدا،موقعیت انسان را در جامعه ارتقاء مى دهد ولى از آن مهم تر او را به شکر و سپاس خالق مى کشاند که این سپاس و شکر،او را نزد خداى مهربان نیز ارتقاء مى بخشد و درجاتش را بالا مى برد.البته زبان حمد و سپاس ما نسبت به نعمت هاى بیشمار الاهى قاصر است چنانچه سعدى گفته:”هر نَفَسى که فرو مى رود مُمِدّ حیات است و چون برمى آید مُفَرّح ذات،پس در هر نفسى دو نعمت موجود و بر هر نعمتى شکرى واجب؛از دست و زبان که برآید/کز عهده شکرش به در آید؛ اعملوا آل داوود شکراً و قلیلٌ من عبادى الشکور…”.اگر نعمت هاى خدا داده را در مسیر خدمت به خلق و رضاى خالق و در مسیر تکامل مصرف کنیم، شکر عملی او را به جا آورده ایم. بالاترین نعمت،نعمت هدایت توسط سفیران الاهى است که شکرانه آن پیوند قلبى و عملى با آن بزرگواران است؛که اگر چنین کنیم  از بزرگى آنان نصیبى و از عطر آنان شمیمى به ما خواهد رسید…
 
—————–
١.راغب اصفهانى،مفردات الفاظ القرآن، ج٢،ص٣۴٣. 
٢. فرهنگ معین، ج٢،ص١۴٧٧.
٣. همان، ج٣،ص ٢١٢۵.
۴.سوره ابراهیم،آیه ٧:( لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزیدَنَّکُمْ وَ لَئِنْ کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابی‏ لَشَدیدٌ).
۵.شیخ صدوق، عیون أخبار الرضا(ع)،ج٢،ص٢۴:(مَنْ لَمْ یَشْکُرِ الْمُنْعِمَ مِنَ الْمَخْلُوقِینَ لَمْ یَشْکُرِ اللَّهَ عَزَّ وَ جَل).‏
۶.کافى،ج٢،ص٩٩:(أَشْکَرُکُمْ لِلَّهِ أَشْکَرُکُمْ لِلنَّاس‏).