محبت

 

 

 

خلل پذیر بود هر بنا که می بینى/ مگر بنای محبت که خالی از خلل است! انسان در تمام زندگى از هنگام تولد تا زمان کوچ، از کودکى تا نوجوانى و جوانى و بزرگسالى،نیازمند محبت است؛ بنیاد ازدواج هم بر محبت و مودت است؛ رابطه معلم و متعلم ؛حاکم و مردم؛دوستى ها و همسایگى ها هم بر مهر و محبت تعریف و توصیه شده است. اگر انسانها در خانواده و اجتماع از محبت سیراب نشوند، خود و جامعه با ناهنجارى هائى مواجه خواهند شد؛لذا در آئین ما بسیار بر محبت تاکید شده است تا جائى که دین را با محبت، برابر شمرده و فرموده اند:”دین همان محبت و محبت همان دین است١” و نیز با حالت استفهام انکارى گفته اند: “آیا دین، جز محبت است؟”(هل الدین الّا الحب) وادامه داده اند: خداى فرموده اگر مرا دوست دارید،از دستواتم پیروى نمائید تا مورد محبت و مهر من قرار گیرید٢”؛و حتى توصیه نموده اند “وقتى کسی را دوست دارید،آن را فقط در قلب نگه ندارید و به زبان آورید و به او بگویید که این کار موجب مى شود محبت بین شما استوارتر شود٣”…

 
اما محبت چگونه عامل بزرگى و رفعت مى شود؟: از آنجا که انسان تشنه محبت است،وقتى مى بیند بدون شائبه و ریا و چشمداشت،مورد محبت کسی قرار مى گیرد،ناخودآگاه به او علاقمند شده و محبت او در دلش رسوخ کرده و آن شخص در نظرش بزرگ مى نماید؛ چنانکه والدین و آموزگاران و دوستان واقعى و رهبران مشفق در نظر او بزرگ جلوه مى کنند.در همین راستا،پیشوایان الاهى که به هدایتش اهتمام نموده اند،مورد مهر و محبت او قرار مى گیرند زیرا قلب آنان سرشار از محبت مردم بوده و رحمه للعالمین(رحمت براى جهانیان۴)نام گرفته اند و این محبت بى شائبه ،آنان را در نظر او بزرگ و عظیم مى نماید.این محبت خود سبب نزدیکى بیشتر به آن بزرگان مى شود و این قرب و نزدیکى به تهذیب و رشد افزونتر افراد منتهى مى گردد،لذا پیامبر(ص)فرمود:”من بر انجام رسالت ، از شما مزدی نمی خواهم ، مگر دوستی و محبت درباره نزدیکانم۵”که با این سخن محبت اهل البیت(ع)شکرانه هدایت و پاداش رسالت خواهد بود لذا فرمود:”فرزندانتان را با محبت من و محبت خاندان من و محبت قرآن، تربیت نمائید۶”… 
 
محبت به مردم در فرهنگ منظوم و منثور ما بسیار نمایان است:سحر دیدم درخت ارغوانی/کشیده سر به بام خسته جانی/به گوش ارغوان، آهسته گفتم/ بهارت خوش که فکر دیگرانی… اَلا گر طلبکار اهل دلی/ز خدمت مکن یک زمان غافلی/به حال دل خستگان درنگر/که روزی تو دلخسته باشی مگر/درون فروماندگان شاد کن/ز روز فروماندگی یاد کن…تیره روزان جهان را به چراغی دریاب/که پس از مرگ ترا شمع مزاری باشد…خرّم آن کس که در این محنت گاه/خاطری را سبب تسکین است…شود جهان لب پر خنده ای اگر مردم/کنند دست یکی در گره گشایی هم…ز جویبار محبت چشیدم آب حیات/که چون همیشه بهار ایمن از خزان مانم…نوایی تازه از ساز محبت ، در جهان سرکن/کزین آوا بیاسایی ز گردش‌های گردونش…بار مذلت بتوانم کشید/عهد محبت نتوانم شکست…آبی است محبت تو گویی/کآمیخته اند با گل من…نامم ز کارخانه عشاق محو باد/ گر جز محبت تو بود شغل دیگرم…عاشقی مایه شادی بود و گنج مراد/دل خالی ز محبت، صدف بی گهر است…ما از تو به غیر از تو نداریم تمنا/حلوا به کسی ده که محبت نچشیدست…دلی دیرم خریدار محبت/کز او گرم است بازار محبت…غلام همت رندان و پاکبازانم/که از محبت با دوست، دشمن خویشند…!
 
حکایت سعدى زیباست که محبت و یارى به دیگران را از حج استحبابى برتر مى شمارد که این فرهنگ آئین ماست: شنیدم که پیری به راه حِجاز/به هر خُطوه کردی دو رکعت نماز/چنان گرم رو در طریق خدای/که خار مغیلان نکندی ز پای/یکی هاتف از غیبش آواز داد/که ای نیک بخت مبارک نهاد/به احسانی آسوده کردن دلی/بِه از اَلْف رکعت به هر منزلی! صفوان گوید در محضر امام صادق(ع) نشسته بودم که مردی از اهل مکه وارد شد و گرفتاریی که برایش پیش آمده بود، شرح داد. امام به من دستور داد«فورا حرکت کن و برادر ایمانی خود را در کارش یاری کن»،چون انجام دادم و برگشتم امام فرمود: بدان که همین کار به ظاهر کوچک که حاجتی از کسی برآوردی و وقت کمی از تو گرفت، از هفت بار طواف دور کعبه، محبوب تر و برتر است٧…در روایتى دیگر برآوردن حاجت مردم از یک ماه اعتکاف برتر شمرده شده است٨؛ “خداوند در زمین بندگانی دارد که برای برآوردن نیازهای مردم می‏کوشند ؛ اینان ایمنی یافتگان روز قیامت‏ اند”…
 
—————————
 
١.میزان الحکمه، ج٢،ص٢١۴.
٢.همان،ص٢١۵.
٣.اصول کافی، ج۴،ص۴۵٩،ح١و٢.
۴. سوره انبیاء،،آیه١٠٧:(وَمَا أَرْسَلْنَاکَ إِلا رَحْمَهً لِلْعَالَمِینَ). 
۵.سوره شورى،آیه٢٣:(قُل لَّا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّهَ فِی الْقُرْبَىٰ).
۶.احقاق الحق ، ج١٨،ص۴٩٨. 
٧.کافى ، ج٢(باب السعى فى حاجه المؤمن ) ص١٩٨. 
٨.همان.و نیز ثواب الاعمال-ترجمه انصارى، ص١٩١.
 ٩.کافى،ج٢،ص ١٩٧.امام کاظم (ع): إنَّ لِلّهِ عِباداً فِی الأرضِ یَسعَونَ فی حَوائجِ النّاسِ هُمُ الآمِنونَ یَومَ القِیامَهِ؛
 
 
 
دین پژوه و پژوهشگر فلسفه