بخشش

 
 
 
 
 
دیگر از اسباب بزرگى ،بخشش، کَرَم، جُود و سَخاست و آن به طور مشخص بخشیدن بخشى از مایملک خود به دیگران است و دل آنها را شادکردن و مشکل شان را حل نمودن.البته باید این بخشش براى کسب شهرت نباشد و گرنه ارزش آن تباه خواهد شد.جامى گوید:کیست کریم آن که نه بهر جزاست/ هر کرمى کاید ازو در وجود /آن که بود بهر ثنا و ثواب/ بیع و شرى گیر نه احسان وجود١.بلکه نیت او از این بخشش خدا باشد و خدا البته بر اثر این اخلاص،او را بزرگى بخشد.امیر مومنان(ع) فرمود:هر که از معروفش  ببخشد، استحقاق ریاست را دارد٢؛ سالار شهیدان،امام حسین(ع)هم فرمود:”مَنْ جٰادَ سٰادَ…”ای مردم هرکس بخشش کرد سیادت و آقایی یافت و هرکس که بخل ورزید، پست شد؛ به یقین بخشنده ترین مردم کسی است که به نیازمندی که امید یاری ندارد، بخشش کند٣.این بخشش براى مرد سود دارد نه آنکه ثروت براى ورثه گذارد که نه تنها سودی برایش ندارد بلکه موجب دشمنى شود:هرچه آمد به دست مرد کریم /همه در پاى دوستان افشاند/ آنچه اندوخت سفله طبع لئیم/ بعد مرگ از براى دشمن ماند۴! ابن یمین هم گوید:مرد آن باشد که بخشد سیم و زر در زندگى/ سیم و زر سودى ندارد آن زمان کو مَرد مُرد۵… 
 
در تعریف سخاوت و بخشش گفته اند:”سخاوت آن است که تو آغاز کنى، زیرا آنچه با درخواست داده مى شود یا از روى شرم است و یا از بیم شنیدن سخن ناپسند[وسخاوت نیست]۶. قرآن کریم هم مى فرماید:” اى کسانى که ایمان آورده اید، از آنچه به شما روزى داده ایم انفاق و بخشش کنید، پیش از آنکه روزى فرا رسد که در آن نه دادوستدى و نه دوستى و شفاعتى است٧”.پیامبر خدا(ص) نیز فرمود: “بهشت خانه سخاوتمندان است٨”.کرم و بخششى که براى کسب شهرت و آوازه باشد از محدوده انسانیت دور است. کرمى در خور ستایش است که ظاهرى و براى کسب شهرت و آوازه نباشد.جامى گوید: هر که مقصودش از کرم آن است/ که برآرد به عالم آوازه /باشد از مصر جود و شهر کرم/ خانه او برون دروازه! ٩…
 

کسی بخشنده مى شود که دنیا در نگاهش بى ارزش باشد.انسانى که متاع دنیوى درنظر او بى ارزش است و همه جهان را متعلق به ذات بارى تعالى مى داند، هیچ چیز را در انحصار خود نمى بیند؛ پس، خواهد توانست همه ثروتش را در راه نیازمندان و دستگیرى از خلق ببخشد: اگر به دست کریم اوفتد جهان یکسر/ جهان چه باشد صدبار از جهان هم بیش/ چرا شود دل درویش ریش از آن حسرت /چو هست کیسه جودش خزینه درویش١٠… غزالى در مورد سخاوت و بخشندگى پیامبرخدا(ص)مى نویسد: آن حضرت بخشنده ترین مردمان بود. درم و دینار نزدیک او شبى نماندى، و اگر افزون آمدى و کسى نیافتى که بدو دهد و شب درآمدى، به خانه خود نیامدى تا شب آن را به کسى رساندى١١. 

 نوع و شیوه بخشش نیز مهم است. کسى که سرمایه فراوانى دارد و آن را مى بخشد کار مهمى نکرده است، بلکه اگر تهیدست چیزى ببخشد، ارزش کارش بیشتر خواهد بود. بخشش نیم نان فقیر ، ارزنده تر از بخشش پادشاهى است که نصف خزانه اش را مى بخشد: چون گدایى که نیم نان دارد/ به تمامى دهد زخانه خویش/ بیشتر زآن بود که شاه جهان/ بدهد نیمى از خزانه خویش١٢…ناصر خسرو قبادیانى، بخشش امیرمؤمنان علیه السلام در رکوع را بسیار بالاتر از بخشش حاتم طایى مى داند: آنچه على داد در رکوع فزون بود/ زآنکه به عمرى بداد حاتم طایى١٣…! که اخلاص مولا نمونه دیگر نداشته است:از على آموز اخلاص عمل…

بخشش و کرم باید به یک فرهنگ عمومى تبدیل شود چنانکه در مناسبت ها همگان از کوچک و بزرگ؛دارا و ندار و خلاصه همه طبقات به فراخور حال، در آن مشارکت نمایند و این سجیّه را والدین از کودکى در فرزندان خود نهادینه نمایند و انسان ها به هر بهانه اى بذل و بخشش کنند تا بدین وسیله گرفتارى و مشکلات افراد درمانده برطرف گردد...معلمان و مبلغان و رسانه ها نیز در ترویج این فرهنگ،نقش آفرینى نمایند تا چالش هاى جامعه جبران شود: کیست دانى کریم آن که زبند/ نیست آگه خزانه درمش/ هرچه آید برو چه جدّ وچه هزل/ همه گردد بهانه کرمش !١۴… 

—————————-
 
١. بهارستان، جامى، روضه دوم ،ص۵٣. 
٢.غررالحکم، ۴٨١٠-٨٠١۴:من بذل معروفه استحق الرئاسه .
٣.بحارالانوار،ج٧٨،ص١٢١:ایهاالناس من جاد ساد و من بخل رذل و ان اجود الناس من اعطی من لا یرجوه.
۴. جامى،ص٣٨.  

۵.دیوان اشعار،ابن یمین،ص٣٧٢،بیت٧٧٢۵.

۶.نهج البلاغه.حکمت۵٣.

٧.سوره بقره،آیه٢۵٢.

٨.نهج الفصاحه، پاینده،ص٢٠۵.

٩. جامى،ص۵٣.

١٠.همان،ص۵۶.

١١.احیاء علوم الدین،ص٧٧۵.

١٢.جامى،ص۶٠.

١٣.دیوان اشعار،ناصر خسرو،ص۴١،بیت٩٢.

١۴.جامى،ص٧٧.

 

 

دین پژوه و پژوهشگر فلسفه