کدام ادب؟!

 
 
 
 
 

هنوز در چند و چون ادب بودم و در بارش مطالب مختلف ادب که از هرسو به  سویم فرو مى ریخت و نمى دانستم به کدام بپردازم. یکى از زیباترین مطالب که خواندم در تبیین واژه “مأدبه” بود. حدیثى از پیامبر اکرم(ص) در باره قرآن نقل شده که فرمود:”اَلقُرآنُ مَأْدُبَهُ الله فتعلّموا مأدُبته ما استطعتم” ١؛ که آن را ترجمه کرده اند:”قرآن،سفره ضیافت خداوند است تا آنجا که مى توانید از این سفره ضیافت، بیاموزید”.یکى از مفسرین بزرگ قرآن، در باره مأدبه مى گوید:مأدُبه به ضم دال ،طعام ضیافت است ولى اگر به فتح دال(مأدَبه )بخوانیم هم صحیح است و در آن صورت معناى حدیث این مى شود:”قرآن،ادبستان خداست، تا آنجا که مى توانید از این ادبستان،بیاموزید”. طبیعى است که آموختن از ادبستان و آموزشگاه، بیشتر به محتواى حدیث که موضوع تعلم و آموختن است،سازگار است تا آموختن از سفره و ضیافت.با این نکته ظریف،همه قرآن در دایره ادب قرار مى گیرد و کتاب ادب مى شود براى همه انسان ها…

   

این دیدگاه که قرآن را مهد ادب و ادبستان الاهى بدانیم؛جایگاه این کتاب آسمانى را در نگرش دینى بسیار ارتقاء خواهد داد.آرى،قرآن برای ادب و تربیت خلق است؛ مَأدَبه، یعنى ادبستان(به تخفیف می گوییم دبستان) که مکتب و مدرسه است و جای تأدیب و تربیت . جایی که به انسان ادب یاد می دهند و او را بالنده مى کنند.پس از ادبش بیاموزید و خود را مودب به ادب او سازید که در حقیقت، هدف از نزول قرآن ادب آموزی به آدمیان و آراستن وجود آنها به صفات الهی است.مثلاً ببینیم ادب قرآن در محاوره و گفت‌وگو با مردم چگونه است و با مخالفین خودش چگونه حرف می‌زند؟ ادب را از او یاد بگیریم.قرآن حتی وقتی با مشرکین هم مواجه می‌شود، ادبش اینگونه است که صریحاً نمی‌گوید آن شخص در ضلالت و کفر است بلکه مى فرماید: یا ما، یا شما، یا بر هدایت، یا بر ضلالتیم!٣؛ادب قرآن این است که می‌فرماید به خدای مشرکین هم اهانت نکنید،چون آنها هم برمی گردند و از روى جهالت به خدای شما اهانت می‌کنند۴؛ این ادب قرآن است….

 

این ادب آموزى را نیز از کودکى فرزندانتان آغاز کنید؛از نبی اکرم( ص)نقل شده که فرمود: «فرزندانتان را به سه ویژگی و خصلت مؤدب کنید: به دوستی پیامبرتان، دوستی اهل بیت او و قرائت قرآن[وانس با مفاهیمش]»۵.آئین ما بسیار تأکید دارد که ادب و تربیت را باید از خردسالى در هر خانواده اى نهادینه کرد.امیرمومنان(ع) در بخشی از پندهای ارزنده خویش به فرزندش، امام حسن (ع)می فرماید: همانا قلب نوجوان، چونان زمین کاشته نشده است که آماده پذیرش هر بذری است، پس در تأدیب و تربیت تو شتاب کردم، پیش از آنکه دل تو سخت شود و عقل تو به چیز دیگری مشغول گردد۶؛ و در روایتی مى فرماید از جمله حقوقی که فرزند بر عهده پدر دارد، این است که او را ادبی شایسته و نیکو بیاموزد٧.سعدى همین مفهوم را به شعر گفته است:هر که در خُردیش ادب نکنند/در بزرگی فَلاح از او برخاست/چوب تر را چنانچه خواهی پیچ/نشودخشک جز به آتش، راست…

 

این ادب ،هم گفتار را در بر مى گیرد هم رفتار را.ادب در گفتار، یعنی آدمی زبان خویش را از سخنان زهرآلود چون غیبت، تهمت، دروغ و مانند آن بازدارد و با مردم و حتى دشمنان، به زیبایی و نکویی سخن بگوید.خداوند، وقتى موسی و برادرش هارون را به سراغ کسی چون فرعون می فرستد، به آنها سفارش می کند: “با او به نرمی و نیکویی سخن گویید، باشد که پند گیرد، یا ترسان گردد”٨؛و بدین ترتیب ادب در گفتار را حتی در برخورد با دشمنان گوشزد می نماید.پیامبران او نیز که ادب الاهى داشتند، در کمال ادب سخن مى گفتند مثلاً عیسی در پاسخ این کلام الاهى که “ای عیسی پسر مریم! آیا تو به مردم گفتی که من و مادرم را به خدایی برگزینید و خدا را واگذارید؟!” در اوج ادب عرضه می دارد:”خدایا اگر گفته بودم، قطعا تو از آن آگاه بودی”٩؛ در حالی که می توانست بگوید: “پروردگارا! هرگز چنین سخنی نگفته ام”! عنایت های ربانی ز بهر خدمت آن شه/برویانید و هستی داد از آن عین ادب ما را…حافظا علم و ادب ورز که در مجلس شاه/هر که را نیست ادب، لایق صحبت نبود…

—————————–

١.بحارالانوار،ج٩٢،ص٢۶٧.

٢.سید مرتضى علم الهدى،امالى(غرر و درر)،مجلس ٢٧.

٣.”انّا او ایّاکم لعلی هدیً او فی ضلالٍ مبین”،سوره سبأ،آیه٢۴ .

۴.”ولا تسبّوا الذین یدعون من دون الله فیسبوّا الله عدواً بغیر علم”،سوره انعام،آیه ١٠٨.

۵.میزان الحکمه،ج١٠،ص٣١۶.

۶.نهج البلاغه،نامه٣١.

٧.همان،حکمت٣٩٩.

٨.سوره طه،آیه۴۴.

٩. سوره مائده،آیه١١۶.

 

 

دین پژوه و پژوهشگر فلسفه