محمود که کارشناس حقوق کار و تأمین اجتماعى بود براى ما گفت:حفظ شأن و حرمت شهروندان سالمند و سالخورده و از کار افتاده از موضوعات بسیار ضرورى حمایتى در جوامع امروزى است که در آموزههای دینی و اسلامی ما نیز بر آن تأکید شده است.این حمایت میتواند از طریق منابع عمومی و دولتی باشد یا از طریق سازوکارهایی (چون انواع بیمه ها)که با مشارکت خود شخص مورد حمایت، از قبل پیشبینی و فراهم شده و در مقاوله نامه شماره ١٠٢ سازمان بین المللى کار هم آمده است.پیرمردی نابینا در محضر امیر مومنان(ع) درخواست کمک کرد.ایشان از حاضران پرسید:او کیست؟گفتند مردى نصرانى است. امام فرمود: عجب! تا وقتی که توانایی کار داشت از وی کار کشیدید و اکنون که سالمند و ناتوان شده وی را به حال خود وانهاده اید؟! آنگاه دستور فرمود از محل بیتالمال به وی مقرری پرداخت شود١. این روایت نشان میدهد که تامین زندگى بازنشستگان و ازکار افتادگان وظیفه حکومت است و تفاوتی هم میان مسلمان و غیرمسلمان وجود ندارد…
گفتم:باز نشسته کیست؟ گفت: امروزه در قوانین ادارى، افراد را پس از ٢۵ تا ٣٠ سال(و گاهى کمتر) بازنشسته اعلام مى کنند تا موقعیت کار براى جوانترها ایجاد شود و از بیکارى کاسته گردد.اما اغلب این افراد که باز نشسته اعلام مى شوند،از کار افتاده نیستند و هنوز توان کار و تلاش دارند و چه بسا بخاطر تجربیاتى که به دست آورده اند،با نشاط تر از جوانان قدرت کار و حتى کارآفرینى دارند.نباید جامعه را از نعمت تجربه و کار این افراد بخاطر بازنشستگى محروم نمود. هم جامعه و هم خود این افراد باید به فکر باشند و پس از اتمام دوره کار ادارى،براى خود یک کار خصوصى در زمینه تخصص خود،تدارک کنند و یا به عنوان مشاور در همان اداره یا مرکز،انجام وظیفه کنند و نسل جدید را از تجربیات خود بهره مند نمایند.ضمن آنکه مى توانند در نهادهاى خیریه و نیکوکارى و عام المنفعه و مسئولیت اجتماعى، مشغول خدمت شوند.در اسلام چیزی به عنوان بازنشسته وجود ندارد و انسان باید تا آنجا که توان دارد به فعالیت بپردازد…
گفتم: وظیفه مردم و جامعه نسبت به اینان چیست؟ گفت:وظیفه مردم و جامعه،تکریم و تجلیل از اینان است که حدود سه دهه کار کرده و در خدمت جامعه بوده اند. تکریم آنها همچون تکریم والدین،واجب است.پیامبر اکرم (ص) فرمود: “کسی که پیر مسلمانی را تجلیل نماید، خداوند او را از ترس روز قیامت ایمن می دارد”٢؛ همچنین فرمود: “وجود پیر سالخورده در خانوادهاش همانند پیغمبر در میان امتش مى باشد”٣؛و نیز:”یکى از صور تکریم و تعظیم ذات اقدس الهى احترام و تجلیل سالخوردگان مسلمان است”۴.باید عزت آنان را در برابر فرزندان ، خانواده ، خویشاوندان و همشهریان حفظ نمود و زمینه آسودگى مالى شان را فراهم کرد به ویژه اگر دچار بیماری های ناشی از کهولت سن یا عارضه هایی که به خاطر نوع کارشان دامنگیر آنها شده ، باشند.نباید با آنان طورى رفتار کرد که خیال کنند وجودشان مفید نیست و احساس پوچى و تنهایی کنند و منزوى شوند که اگر چنین شود، براى آنها بسیار دردآور است.باید مسئولیت هایی به ویژه در مسئولیت اجتماعى به آنها سپرد که با عشق و علاقه تا آخرین لحظه حیات،با نشاط و قوى در آن مشغول کار و خدمت باشند و احساس مفید بودن داشته باشند…
گفتم: این افراد اگر باور کنند که تا وقتى زنده اند، از کار و تلاش باز نمى مانند و هیچگاه باز نشسته به معناى ازکار افتاده نخواهند بود، رسالت خدمتگزارى به جامعه را رها نخواهند نمود.شاید عنوان کارى آنها تغییر کند،اما کار تعطیل نخواهد شد.تا دیروز یک مسئولیت داشته اند و امروز با آزادى بیشتر و اوقات وسیع تر به مسئولیت دیگرى مشغول خواهند شد.همه هنرهاىى که در طول عمر به دست آورده اند اکنون به کار مى گیرند:کلاس مى گزارند؛سخنرانى مى کنند؛مطلب مى نویسند؛ مشاوره مى دهند؛ نهاد نیکوکارى ایجاد مى کنند؛در شوراهاى مختلف شرکت مى کنند؛ به رفع اختلاف میان اقوام و دوستان مى پردازند و اصلاح ذات البین مى کنند؛ به نیابت از مولاشان،از کار مردم گره گشائى مى کنند؛زمان بیشترى به عبادت مى پردازند؛هدایت و راهنمائى جوانان را به طور جدى و با علاقه انجام مى دهند؛از بیماران و افتادگان و مهجوران، عیادت نموده ،به کارشان رسیدگى مى کنند و خلاصه ،کارشان اگر بیشتر از ایام قبل از بازنشستگى نباشد،کمتر نیست…!
——————-
١.وسائل الشیعه، جلد١۵،ص۶۶.
٢.لآلی الاخبار ،ص ١٨١.
٣.بحارالانوار، ج٧٢،ص ١٣٧ (الشیخ فى اهله کالنبى فى امته)
۴.کافى،ج٢،ص١۶۵.