مدیران

 
 
 
 
 
محمد،استاد دانشگاه در رشته مدیریت بود؛ از او خواستیم از رسالت مدیران براى ما بگوید:او سخن را این گونه شروع کرد: اگر یک نگاه به وضعیت کشورها و جوامع مختلف بیاندازید، دو نوع مدیریت را مشاهده مى کنید:مدیران خوب و کارآمد، جامعه ای را که حتى فاقد همه گونه امکانات و ذخائر باشد،به اوج مى رسانند و برعکس مدیران ناشایست، جامعه اى را با وجود امکانات و ذخائر فراوان، به انحطاط و بدبختى و فقر مى کشانند.اینجاست که ارزش مدیریت و نقش آن در انحطاط یا اعتلاى جوامع مشخص مى شود.مدیران خوب، بهترین هاى علمى و بهترین هاى اجرائى را شناسائى و جذب نموده و با دانش مدیریت از تخصص آنها ،نشدنى ها را شدنى مى کنند و مدیران بد،با روى کار آوردن افراد بى کفایت، متخصصین را منزوى مى کنند و با بى تدبیرى، منابع را تلف نموده و جامعه را از رشد باز مى دارند و ذلت و فقر را به مردم خود تحمیل مى کنند.امروز دیگر، نقش بى بدیل مدیران و دانش و توان مدیریت علمى در پیشرفت جوامع، بر کسی پوشیده نیست…
 
گفتم:این اعجاز در کار مدیران از چه اصولى نشأت مى گیرد؟ گفت:مدیریت،هم از جنس دانش است ،هم از جنس مهارت و هم از جنس هنر! مدیریت، صرفاً یک سرى قواعد نیست که مدیران به آن اکتفا کنند (که البته دانستن آن قواعد بسیار مهم است)بلکه یک مهارت و در مواقعى یک هنر است که مدیر،با تیزهوشى و ابتکار و شجاعت و تصمیم بجا و استفاده از مشاوران مجرّب، فرصت ها را شکار، و چالش ها را تبدیل به فرصت مى نماید.هنر مدیران، انجام یک کار گروهى و هماهنگ همچون اجراى یک سرود یا ارکستر است که هرفرد، وظیفه خود را به بهترین وجه در هماهنگى کامل با گروه انجام مى دهد.مراحل مدیریت را این گونه فهرست کرده اند: گزینش آرمان ، تعیین راهبردها و اهداف ، سپس برنامه ریزى ،سازماندهى، تقسیم وظائف و کارسپارى و تفویض اختیار، رهبرى و فرماندهى، نظارت و ارزشیابى و رسیدگى دائمى به نوعى که سازمان دائماً در ضمن نوسازى، از راهبردها و اهداف تعیین شده، دور نشود…
 
گفتم:اینها را نمى توان در یک کلمه “تدبیر”، خلاصه نمود؟ گفت: آرى حسن تدبیر و استفاده بهینه از منابع و امکانات! امیر مومنان (ع) فرمود: برنامـه ریـزی خـوب بـه همـراه امکانـات بـه مقدار نیاز، کار سازتر از امکانات زیاد اما همراه با اسراف و زیاده روى است(حُسنُ التَّدبیرِ مَع الکَفافِ أکفى لکَ مِنَ الکَثیرِ مَع الإسرافِ١).ا ین همان معناى تدبیر است یعنى استفاده بهینه از امکانات و ظرفیت هاى موجود؛و نیز فرمود: “ظرافـت و دقـت در برنامـه ریـزی ، بهتـر از امکانـات و ابـزار است”(ألتلطّـف فـی الْحیلـه أجـدی مـن الْوسـیله٢)؛ و نیز: “برنامـه ریـزی قبـل از شروع کـار، تـو را از پشـیمانی در امـان نگـه مـی دارد”(التدبیر قبل العمل، یؤمنک مـن النّـدم٣) و در یک کلام:؛ در صـورتی کـه تدبیر و برنامـه ریـزی خـوبی وجـود داشـته باشـد، فقـر و کمبود امکانات آسیبى وارد نخواهد نمود(لا فَقْرَ مَعَ حُسْنِ تَدْبِیر۴)… 

گفتم:از نظر معنوى،مدیران چه ویژگى هائى باید داشته باشند؟گفت:ایمان در مرحله نخست است زیرا ایمان به خدا و معاد، سرچشمه همه فضایل انسانی و عامل تقوا و پاکی بشر است؛ سپس امانت دارى،علم و تخصص،قدرت فرماندهى و رهبرى، نظارت و ارشیابى .تشویق و تنبیه پس از نظارت دقیق یک اصل است؛امیر مومنان(ع) به مالک اشتر به عنوان حاکم مصر فرمود:”نباید،درستکار و بدکار نزد تو یکسان باشند(ولا یکوننّ المحسن و المسیئ عندک بمنزله سواء۵).امانت دارى،رعایت عدالت،مشاوره و سپس قاطعیت در تصمیم، گذشت و چشم پوشى (و در بعضى از مواقع تغافل نسبت به خطاهاى کارکنان)… به طور خلاصه ، رسالت مدیران در هر سطح و لایه اى از مدیریت هاى خرد و کلان در جامعه اسلامى، رساندن جامعه به رشد و صلاح و رفاه و عزت است ،چنانکه خداوند عزت و سربلندى را براى مومنان خواسته است(وَ لِلَّهِ الْعِزَّهُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِین۶)؛چنانکه امام عصر ارواحنا فداه نیز براى اولیاى خویش عزت را حاکم خواهد نمود(أین معزالاولیاء٧)… 

 

——————-

١.بحارالانوار،ج٧٧،ص٢١۶.

٢.غرر الحکم،٢۵٠١؛بحارالانوار،ج۶٨،ص٣٣٨.

٣.مسترک الوسائل،ج١١،ص٣٠۶.

۴.غررالحکم،ج١،ص۴۶٩.

۵.نهج البلاغه،نامه۵٣.

۶.سوره منافقون،آیه٨.

٧.مفاتیح الجنان،دعاى ندبه.

 

 

دین پژوه و پژوهشگر فلسفه