پارسا که خود مربى ورزش است در مورد ورزش گفت:به تمامی گونههای فعالیت فیزیکی بدن که به صورت منظم و سازمان یافته به منظور ورزیدگى و سلامتى یا تفریح و مسابقه و رقابت انجام مى شود،ورزش گویند.امروز بیش از هر زمان دیگری ارزش فعالیتهای بدنی و نقش آن در سلامت شناخته شدهاست. در واقع زندگی ماشینی، فعالیت های حرکتی روزمره را کاهش داده و برای جلوگیری از بروز بسیاری از بیماری ها ورزش امری ضروری است. ورزش همچنین در پیشگیری از افسردگی و بالا بردن روحیهٔ عمومی فرد مؤثر است. در میانهٔ انجام فعالیت بدنى، تولید یک مادهٔ شیمیایی از بدن به نام “سروتونین”بیشتر میشود. کاهش سرتونین در بدن با افسردگی مرتبط است و داروهاى ضد افسردگى نیز در جهت افزایش این ماده در بدن عمل میکنند؛ بنابراین در میان افرادی که بهطور مرتب ورزش میکنند، احتمال ابتلا به افسردگی کاهش مییابد.از طرفی با ورزش کردن، تولید «اندورفین» و «اپی نفرین» و «سیتوکینها» نیز افزایش مییابد و این مواد بهطور طبیعی باعث بالا بردن سطح هوشیاری و روحیهٔ عمومی فرد شده و احساس انرژی و شادابی بیشتری برای انجام کارهای روزمرهٔ زندگی به شخص ورزشکار اعطا میکنند. ورزش کردن روزانه به افزایش متابولیسم بدن و سطح کارایی فرد ورزشکار اضافه میکند و معمولاً افراد ورزشکار فعالتر، شادابتر، روحیه مثبت بالا و هوشیارتر نسبت به بقیه افراد میباشند…
ناصر هم که پزشک ورزشی بود اضافه کرد:مسلماً یک شخص ورزشکار با تنبلی و کسالت بیگانه است و علاوه برداشتن اندامی متناسب از روحیهٔ بالا و شادابی نیز برخوردار است و این موفقیت، ارتباطات وی را در زندگی روزمره، چه در خانواده و چه در اجتماع یا محیط کار تضمین میکند. کارفرمایان در بکارگیری افراد، این معیارهای مهم را در نظر خواهند گرفت؛ بنابراین یک شخص سالم و تندرست، از موقعیت و پیشرفت شغلی بهتری نسبت به افراد چاق و کم تحرک برخوردار خواهد بود. یک فرد سالم و ورزشکار، ناخودآگاه از سیگار دوری میکند، چون در مییابد که ورزش به اکسیژن بیشتری نیاز دارد، ولی سیگار یا مواد مخدر به وضوح انرژی وی را کم و او را ضعیف تر میکند؛ بنابراین خود به خود برای پیشرفت در امور ورزشی خویش و برای انجام تمرینات، از این مواد دوری میجوید.از سوی دیگر، در یک محیط ورزشی سالم کمتر میتوان از اینگونه افراد و آلودگیها اثری یافت و احتمال ابتلای چنین افرادی به آلودگیهای اجتماعی بسیار پایین است و به دلیل روحیهٔ ورزشی از بسیاری ناهنجاریهای دیگر اجتماعی، که با خلق و خوی ورزشکاری همخوانی ندارد، پرهیز میکنند…
گفتم:این ها که گفتید قبول،ولى امروز ورزش حرفه اى و قهرمانى با سازمان هاى عریض و طویل در مسیر دیگرى حرکت مى کند و تبدیل به یکى از بزرگ ترین تجارت ها شده و مردم جهان هم معتاد تماشاى آن گشته و در استادیوم ها براى ورزشکاران هورا مى کشند و صرف نظر از هزاران مفسده متن و حاشیه این بازى ها، خبرى از سلامتى و ورزیدگى و نشاط روحى و انرژى مضاعف براى زندگى آحاد مردم نیست.ذهن جوانان معطوف به ورزش حرفه اى و صنعت پولساز آن شده و گرایش به علم و دانش کمرنگ تر از همیشه است.توجه ها همه معطوف به قهرمانان ورزشی است و رسانه ها هم با آب و تاب از آنها مى گویند و هزاران خبرنگار و عکاس و فیلمبردار و مفسر ورزشی بازى ها را پوشش مى دهند.این جریان،دیگر از ورزش اصیل ،منحرف گشته و از اهداف اولیه آن فاصله گرفته و ابزار دست بازیگران قدرت و ثروت شده و تبدیل به ماشین غفلت و فساد و انحراف شده است…
پارسا و ناصر هردو به نشان تایید،سرى تکان دادند؛پارسا گفت.ورزش در فرهنگ ما ،آمادگى براى یک زندگى سالم و سرشار از توان و سلامتى بوده تا به خدمت خلق بپردازند.زورخانه ها،جاى تربیت پهلوانانى بود که گره اى از کار مردم مى گشودند و با اشرار و اعداء،قدرتمندانه برخورد مى کردند.ورزش،آمادگى براى نبرد با دشمن بود؛ورزش آمادگى براى نصرت ولىّ خدا بود که چون بیاید به یاوران قدرتمندى نیاز دارد که هریک نیروى چهل مرد داشته و چنان کوه مقاوم و استوار و قدرتمندند.باید به جاى صرف هزینه هاى گزاف براى ورزش حرفه اى و صنعت عریض و طویل آن،ورزش عمومى را توسعه داد تا هم سلامت مردم تأمین شود و هم آمادگى عمومى براى دفاع از کشور توسط آحاد مردم محقق شده و هم از مفاسد متن و حاشیه صنعت ورزش که سرنخش دست باندهاى قدرت و ثروت جهانى است،کاسته شود:ورزشى براى توانمند شدن به منظور خدمت به خدا و خلق خدا:خدایا همه بدن و اندام هاى مرا به خدمت خویش،تقویت فرما (قوّ علىٰ خدمتک جوارحى)…