با این همه تاکیدى که دین ما بر اهمیت علم و علم آموزى نموده از چه رو مى گویند علم با دین سازگار نیست؟سامان قرار است این موضوع را بررسى کند.سامان:باید پرسید کدام دین باعلم سازگار نیست؟اگر منظورشان از دین، کلیساى قرون وسطى و ستیز خونین آنان با عالمان و دانشمندان بوده،راست مى گویند؛اما در مورد اسلام کاملاً بر عکس است زیرا این دین از ابتدا در آیات نخستین وحى ،با ستایش علم آغاز نمود و به قلم سوگند یاد کرد و علم آموزى را واجب نمود و فرمود در جستجوى علم باشید حتى اگر در چین باشد و به گواهى تاریخ علم پردازان، بسیارى از شاخه هاى علم، مدیون دانشمندان مسلمان است و نقش بى بدیل آنها در توسعه دانش ها و تاسیس دارالعلوم ها و مدارس و دانشگاه ها،انکار ناپذیر. این سفارش فراوان به علمآموزی از عواملی بود که باعث رشد علمی خیره کننده در سدههای آغازین شد. این دوران درخشان که از سال های ابتدایی قرن دو هجری (میانههای قرن هشت میلادی) آغاز شد و تا پنج قرن بعد ادامه یافت؛ به دوران طلایی اسلام مشهور است که مسلمانان در علوم مختلف پیشرفت های بسیاری چون ساخت دانشگاه و رصدخانه و ترجمه آثار و کتب علمی از زبانهای دیگر مانند یونانی، سریانی و پهلوی و تاسیس بیت الحکمه و کتابخانه و…داشتند.
حمید گفت:مى گویند منظور از این علم آموزى منحصراً علم دینى بوده نه همه علوم؛آیا این درست است؟ سامان گفت:چنین نیست زیرا وقتى می فرماید حکمت گم شده مؤمن است، آن را به چنگ آورید، گرچه از دست مشرکان بگیرید، معنی ندارد که مقصود فقط علم دینى باشد.مشرک را با علوم دین چکار؟یا وقتى مى فرماید علم را پیگیرى کنید حتى اگر در چین باشد؛ چین در آن هنگام مرکز علم و صنعت بوده نه مرکز علوم دینى. یا وقتى مردم را به تفکر در خلقت آسمانها و زمین و ستارگان ،گردش شب و روز، حرکت کشتی بر روی آب ، ریزش باران، گردش بادها و حالت مخصوص ابرها که در میان زمین و آسمان معلق اند و …دعوت مى کند نشان مى دهد همه شاخه ها را مورد نظر داشته است؛تنها قیدى که در کلام پیامبر(ص) آمده “علم نافع” است؛ علمی که دانستن آن، فایده و ندانستن آن، ضرر برساند. هر علمی که متضمن فایده باشد، آن علم از نظر اسلام، خوب و مورد توصیه و تشویق است و هر علم که تأثیر سوء دارد، با آن مخالف است…
حمید دوباره پرسید:علم ،وسیله است یا هدف؟ سامان گفت:اشاره جالبى کردى! بدون شک، بعضی از علوم هدف است؛ مثل معارف ربوبی ، خداشناسی و باورهاى بنیادین و خودشناسی و معاد و شناخت وظائف و باید و نبایدهائى که خدا تعیین فرموده که اینها آموختنش واجب است . از اینها که بگذریم، سایر علوم، وسیله اند؛ نه هدف؛ یعنی هر علمی از آن جهت لازم و مفید است که مقدمه و وسیله انجام یک عمل و یک وظیفه باشد و از آنجا که حیات انسان وابسته به انبوهى از شناخت هاست تا بتواند زندگى کند لذا در همه شئون حیاتی و اجتماعی و اقتصادی و سیاسی بشر، باید به دانش دست یافت تا اهداف مورد نظر تأمین گردد.علاوه بر اینکه تأکید دارد جامعه دینى باید به استقلال برسد و زیر سلطه نباشد و جامعه اى مستقل، آزاد، عزیز، سربلند و مستغنی باشد و این هدف جز از طریق تفوق علمى در همه شئون مفید زندگى امروزى ، حاصل نمى شود لذا بر همه مسلمین فرض است همه علومی را که مقدمه رسیدن به هدف های بالا باشد از هرکجاى دنیا که وجود داشت، فراگیرند و کوتاهی نکنند و عقب ماندگى علمى چند قرن اخیر خود نسبت به غربیان را با تلاش پىگیر،جبران نموده به تفوق علمى نائل آیند….