معنویت

 
 
 
 
 
گفتم :اکنون در جوامع مختلف، معنویت بدون دین از طریق برخی افراد،جریان ها ، کتاب ها و رسانه ها، تبلیغ و ترویج می شود و افراد زیادى را جذب مى کنند و حتى با آن به درمان بعضى بیمارى ها هم مى پردازند.آنها افراد سرخورده از تمدن مادى را در یک خلسه روحى و لذت ماورائى فرو مى برند بدون آنکه مثل ادیان،تکلیفى هم به او بار کنند.این موضوع را احمد براى ما تبیین مى کند.احمد: معنویت در لغت لاتین ( Spirituality ) به معنای تنفّس است و به تنفّس زندگی اشاره دارد. به این معنا که با معنویت، قلب خود را مى گشاییم تا تجربه هاى معنوى و ماورائى به سراغ ما آید ،در این خلسه ها،ظرفیت تجربه عظمت، تقدّس و سپاسگزاری را در خود پرورش داده ، اندوه زندگی را حس کنیم؛ شور و شوق وجود را بشناسیم و خود را تسلیم حقیقتی کنیم که والاتر از ماست.در این معنویت نوین، اثری از «تکلیف» نیست و شما می توانید با آغوش باز به سراغ هرگونه تجربه ‌ای بروید؛همچون ملیونها انسانى که امروزه در دنیا به هیچ دینی معتقد نبوده، به رسوم شرقی، فلسفه های عصر جدید، افسانه های یونانی، روانشناسی یونگی، سنّت های آیین شَمَنی، ماساژ، یوگا ،مدیتیشن،مراقبه و… روی آورده اند. بسیاری هم در جستجوی معنویت به سراغ اشکال جایگزین مثل موسیقی، شعر، ادبیات، نقاشی، طبیعت و ارتباط های صمیمانه و امثال آن رفته اند… 
 
گفتم :شاخص هاى هرکدام را مشخص کن ، گفت: در معنویت دینی، فطرت، عقلانیت و عبودیت در کنار هم جمع مى شوند و فرد در ارتباط با خالق مهربان خویش به آرامش و طمأنینه قلبى مى رسد و لذت مناجات را مى چشد و پشتگرم به لطف و رحمت الاهى از هر خوف و حزنى رها مى شود و با یاد خدا آرامش مى یابد در حالیکه در معنویت هاى تصنعى ذره اى از این آثار وجود ندارد. آرى فقط خداست که مى تواند برای نیازهای معنوی انسان برنامه بدهد و قوانینی را عرضه کند.معنویتى که با زندگى طبیعى در جامعه قابل جمع باشد نه از نوع معنویت بودائى که هیچ ارتباطى به زندگى عینى نداشته باشد و نه از نوع معنویت امریکائى که مثل یک سرگرمى با ال.اس.دى و مارى جوانا و مخدرات دیگر فرد را به خلسه اى ناپایدار برده و اندکى بعد دوباره به اضطراب و خمارى مى کشاند… معنویت دینى ، برخلاف معنویت منهاى دین یک صنعت نیست که کسانى بیاموزند و به کار برند،یک حقیقت منطبق بر فطرت و نیاز انسان است که به خوبى در پناه تعالیم انبیاء ایجاد مى شود…
 
احمد ادامه داد:در چارچوب دین، «معنویت»، یک امری ذهنی، خیالی و حاصل از احساسات سرشار انسانی نسبت به واقعیات مادی نیست؛ بلکه احساسی است که انسان نسبت به حقایقی که در افقی بالاتر از عالم ماده قرار گرفته‌اند، پیدا می کند؛ حقایقی که وجود دارند و بر عالم، تأثیر می گذارند. ولی در معنویت نوین، به هیچ وجه، بحث «حقیقت» در میان نیست، هرگونه تجربه عاطفی یا هیجانی شدید نسبت به هر موضوعی می تواند معنویت به حساب آید. مهم، این است که شما برانگیخته شوید، احساس اوج و تعالی نمایید و یا به اصطلاح، سرشار از حسّ عظمت گردید. چنین است که یک قطعه موسیقی، یک شعر عاشقانه و حتی شکوه یک نمایش آیینی می‌تواند شما را در فضایی معنوی پرواز دهد.این معنویت چون به عظمت خالق هستى و قدرت لایتناهى او متصل نمى شود،گذرا،محدود و فانى خواهد بود…
 

على گفت:مى دانید چرا افراد به سوى معنویت هاى بدون دین مى روند؟به خاطر اینکه از تکلیف مى گریزند؛ دین باید و نباید دارد،وظیفه و تکلیف دارد و آنها مى خواهند رها باشند در عین حال ،معنویت و حالى هم داشته باشند.ابعاد تحریف در درون ادیان هم گسترده شده به نوعى که از رقص ستایش یهودیان تا آئین هاى پرجذبه کلیساهاى مسیحیان تا آئین سماع درویشان و صوفیان،همگى در شریعت گریزى و تکلیف پرهیزى اشتراک دارند و مى خواهند از قیود دینى رها شوند.در حالیکه عمل به شریعت و تسلیم در برابر ذات احدیت،دریچه هاى معرفت را به روى آنان گشوده ، و این معرفت مقدمه یک معنویت حقیقى و پایدار است.در معنویت دینی، تجربه معنوی میسّر نمی شود، مگر در چارچوب ضوابطی خاص. اصلاً بعضی از تجارب معنوی تنها زمانی حاصل می شوند که شما از بسیاری تجارب دیگر، چشم پوشی نمایید. تجربه یک گناه، قطعا احساس لطیف معنوی یک «حضور» در نماز را ملکوک مى سازد لذا تهذیب و پاکسازى درون و بیرون از گناه را فراروى فرد قرار مى دهد…

 

 

دین پژوه و پژوهشگر فلسفه