حق داران

 

 

 

 

ملیکا این بحث را قبول کرده و نوشت: در آئین ما، حقوق جزئی از پیکره دین و منشأ قوانین و بسیارى از احکام و باید و نبایدهاست.منشأ آن هم الاهى است زیرا این خداست که منشأ تشریع و تعیین حقوق است و آنچه را هم تشریع فرموده منطبق بر فطرت انسان و مصالح اوست.منابع تعیین این حقوق نیز قرآن و روایات معصومین است.برخى از حقوق براى همگان است نظیر حق برخورداری از تحصیل علوم ، تساوی در برابر قانون ، تشکیلات قضایی ، حق ازدواج ، کار و شغل و … و در موارد اختلاف در ساختار بدنی و روانی ، حقوق نیز مختلف و متفاوت قرار داده شده است ؛ چنانکه حقوق زن و مرد تا آن جا که با خصوصیات جنسی و نقش آنها ارتباط پیدا می کند مختلف قرار داده شده است.در آئین ما همه حقوقى بر یکدیگر دارند:حاکم بر مردم و مردم بر حاکم؛والدین بر فرزندان و فرزندان بر والدین؛معلم بر دانشجو و دانشجو بر معلم؛خریدار بر فروشنده و فروشنده بر خریدار و…بنابراین همه باید مواظب حقوق یکدیگر باشند…


یکى از منابع حقوقى که از افتخارات اسلام است عهدنامه امیر مومنان (ع) با مالک اشتر است هنگامى که او را براى حکومت مصر تعیین نمودند که در طول این چهارده قرن به زیبائى و صلابت آن،متنى نیامده است و در نهج البلاغه قسمت نامه ها آمده است.رساله دیگر حقوقى اخلاقى رساله اى است از امام سجاد علی‌بن الحسین(ع)که حقوق مختلفى را بیان می فرماید که أن هم از افتخارات آئین ماست که در منابع اصلى روائى ما مثل من لا یحضره الفقیه و خصال صدوق آمده است.حضرت در این رساله به صورت عمیق و گسترده انسان را مورد توجه قرار داده و تمام ابعاد زندگی و روابط او را با آفریدگار و خویشتن و خانواده و جامعه و حکومت و معلم و دیگر کسان در نظر گرفته و آنگاه حقوق و واجباتی برای او مقرر فرموده و او را مسئول رعایت و پاسداری از آنها قرار داده است تا بدان وسیله بنیاد جامعه اسلامی به تمام و کمال ایجاد شود:…در این رساله به بررسی حقوق و وظایف انسان در هفت دسته پرداخته شده  همچون حق خداوند، حق نفس و اعضای بدن، حق افعال عبادی، حق حاکم و مردم ، حقوق خویشاوندان، حقوق برخی اصناف اجتماعی،حق مالی که در مجموع ۵۱ حق را تشکیل مى دهد…

 

آنها که بر ما حقى دارند طبق بیان امام سجاد(ع) عبارتند از:حق خدا، حق نفس،حق زبان، حق گوش، حق چشم،حق دست، حق پا، حق شکم، حق عورت، حق نماز، حق حج، حق روزه، حق صدقه، حق قربانى،حق حاکم ، حق معلم،حق مولىٰ، حق رعیت، حق دانشجویان و متعلمان،حق همسر، حق بردگان، حق مادر،حق پدر، حق فرزند، حق برادر،حق نیکى کننده به تو، حق مؤذن،حق امام جماعت، حق همنشین، حق همسایه،حق رفیق، حق شریک،حق سرمایه و مال، حق وامخواه، حق معاشر(هم صحبت و طرف گفتگو)،حق دشمن بر تو و حق تو بر دشمن،حق مشورت خواه، حق مشورت دهنده، حق نصیحت خواه،حق ناصح، حق بزرگسال،حق کوچک سال،حق مطالبه گر،حق مسئول، حق شاد کننده تو، حق جفا کننده به تو، حق همدین،حق اهل ذمّه.آشنائى با این حقوق تا اندازه زیادى ما را نسبت به وظائفى که بر عهده داریم ،حساس نموده و رعایت آنها یک فضاى مهر و صمیمى را بین افراد ایجاد خواهد نمود…

 

 

بخش هائى از این رساله شریف:اما حق بزرگ تر خدا این است که او را بپرستى و چیزى را شریکش ندانى، و چون از روى اخلاص این کار را کردى، خدا در عهده گرفته که کار دنیا و آخرت تو را کفایت کند و آنچه از آن بخواهى برایت نگهدارد.اما حق خودت بر تو اینست که کاملاً او را در طاعت خدا بگمارى، به زبانت و گوش و چشم و دست و پا و شکم و فرجت حقش را بپردازى و از خدا در این کار یارى جوئى…و اما حق پدر علمى تو و استادت، تعظیم او و احترام مجلس اوست که خوب به او گوش کنى و بدو رو کنى و به او یارى دهى براى خودت تا آنچه را نیاز دارى به تو بیاموزد به اینکه عقل خود را خاص او سازى و فهم و هوشت را به او پردازى و دل خود را بدو دهى و خوب چشمت را باو اندازى بسبب ترک لذات و صرف نظر نمودن و کم کردن از شهوات. و بدان که  در هر چه به تو آموزد باید رسول او باشى و آن را به نادانان برسانى و بر تو لازم است که این رسالت را بخوبى از طرف او ادا کنى و در ادایش خیانت نورزى و خوب بدان بپردازى که عهده دار هستى…، و اما حق همسر تو این است که بدانى خدا او را آرامش جان و راحت باش توان و انیس و نگهدار تو ساخته و نیز هر کدام از شما زن و شوهر باید به نعمت وجود همسرش حمد کند و بداند که این نعمت خداست که به او داده، و لازم است که با نعمت خدا خوشرفتارى کند و آن را گرامى دارد و با او بسازد، و گر چه حق تو بر همسرت سخت تر و طاعت تو بر او لازم تر است نسبت بهر خواسته تو تا آنجا که گناه نباشد، ولى آن زن هم حق دلنوازى و انس و حفظ مقام  و آسایش در دامن تو را دارد براى کامیابى و سعادت که باید انجام شود و این خود حق بزرگى است و لاحول و لا قوه الا بالله… 

 

 

دین پژوه و پژوهشگر فلسفه