تعلیم و تعلم

 
 
 
 
 
هستى،این موضوع را پذیرفت و در تارنماى پایگاه خبرى نوشت: جایگاه نورانى “علم” در آئین ما چنان رفیع است که نخستین آیات وحى در ستایش علم و قلم است ١و هدف بعثت انبیاء ،تعلیم کتاب و حکمت٢بیان شده و علم آموزى براى هر مسلمان،نه تنها یک امر پسندیده ، بلکه واجب و فریضه است٣.همچنین توصیه شده که دنبال دانش بروید اگرچه در دورترین نقاط همچون چین بدست آید۴ .به فرموده امام صادق(ع) در هر زمان و موقعیتی فراگیری علم واجب است (طلب العلم فریضه علی کل حال۵).تاکید بر این امر تا آنجاست که بر مسلمین واجب شده که از هر قومی عده ای برای فراگیری علم هجرت کرده ، همه سختی ها را تحمل نمایند و سپس به میان قوم خود برگشته به تعلیم دیگران بپردازند: “چرا از میان هر قومی از شما، گروهی کوچ نمی کنند تا با تفقه در دین و آموختن معارف آن به میان قوم خود برگشته و آنها را انذار نمایند۶”.از این رو عالمان گاهى براى فراگیرى علم حتى یافتن یک حدیث، فرسنگ ها راه پیموده و به توسعه علمى اهتمام مى نموده اند٧…
 
تعلیم، یاد دادن دانش و تعلّم فراگیری آن است،؛تعلیم تاباندن نور علم و روح حیات به کالبد جامعه و تعلّم رها شدن از گرداب نادانسته‌ هاست.پیامبر گرامی اسلام نیز، تعلیم را از اهداف مهمّ رسالت خویش معرفی می‌نماید، چنانچه نقل شده روزی وارد مسجد شدند و دو گروه از مردم را مشاهده نمودند؛ گروهی مشغول عبادت و راز و نیاز با معبودشان بودند و گروه دیگر به تعلیم و تعلّم و مذاکره علمی اشتغال داشتند. ایشان فرمودند: هر دو کار خوبی می‌کنند اما من برای تعلیم به رسالت مبعوث شده‌ام و بعد داخل جمعیتی شدند که به مذاکره علمی مشغول بودند٨. آن حضرت از هر فرصتی برای آموزش مردم بهره می‌بردند و از هیچ کوششی در این راه دریغ نمی‌ورزیدند. به عنوان نمونه، بعد از جنگ بدر خطاب به اسیران جنگی فرمودند: هر کس از شما که باسواد است بتواند به ده نفر از اطفال مسلمین خواندن و نوشتن بیاموزد آزاد می‌شود٩.مورخان نوشته اند که در حوزه علمى امام صادق(ع)،علیرغم همه مشکلات سیاسی، چهار هزار شاگرد در علوم فقه، اصول، کلام، تفسیر، طب، شیمی و… پرورش یافتند که از جمله بارزترین آنها در کلام، هشام بن حکم، در فقه زراره بن اعین، در حکمت مفضل بن عمر و در شیمی جابر بن حیّان بودند…
 
اگر چه تعلیم و تعلّم در اسلام جایگاه والائی دارد ولی این طور نیست که اسلام به تمامی علوم به طور یکسان توجه داشته باشد، بلکه به میزان تأثیری که در زندگی بشر و تعالی او به سوی کمال دارند، دارای درجات متفاوتی هستند و حکم تعلیم و تعلم آنها نیز تفاوت دارد.علوم چند دسته‌اند:علومی که یادگیری و تعلیم آنها صریحا نهی شده مانند: سحر یا علومى که برای ساخت سلاح هاى کشتارجمعى و امثال آن است و برای خود فرد و یا جامعه فسادآفرین هستند که آموزش و یادگیری این دسته از علوم مگر در مواقع ضرورت حرام می‌باشد؛ دیگر علومی که مقدمه رشد مادی و یا معنوی‌، ‌دنیوی و یا اخروی، فردی و یا اجتماعی می‌باشند و بدون آنها حیات مادی و معنوی انسان به مخاطره می‌افتد، که تحصیل آنها واجب عینی یا واجب کفائی بر همگان لازم است.دیگر دانش هایی که نقش حیاتی در زندگی فرد و یا اجتماع ندارند ولى با توجه به مصالح و مفاسدی که دارند، بر سه گروهند:مستحب: (دانشی که مقدمه تقویت بنیه مادی و یا معنوی فرد و یا جامعه است و به قصد قربت آموخته مى شود) و مباح(همینها بدون قصد قربت) و مکروه(موجب تضییع عمر گردند و انسان را از مقصد دور نمایند)…
 
این همه تاکید بر علم آموزى به خاطر آن است که بدون شناخت و علم،هیچ حرکتى انجام نشود.امام علی(ع)خطاب به کمیل فرمودند:”ای کمیل! هیچ حرکتی نیست جز آنکه تو در آن نیازمند دانشی هستی٩”؛لذا مسلمان باید تمام رفتارها و حرکت هاى خود را بر اساس شناخت و علم تنظیم نماید.چنین است که رتبه عالمان را خداوند بسیار رفیع گردانیده (یَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ١٠)؛و تاکید نموده که اهل معرفت و شناخت هرگز با نادان ها برابر نیستند(قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَ الَّذِینَ لا یَعْلَمُونَ١١)؛و اگر نمى دانید از آگاهان بپرسید(فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ).چنین مى شود که فرشتگان زیر پاى عالمان بال مى گسترند و عالم هفتاد درجه از عابد،فراتر مى رود١٢…
————-
١.”اقْرَأْ وَ رَبُّکَ الْأَکْرَمُ الَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ”؛ سوره علق،آیات١-۵
٢.”وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَهَ”؛ سوره جمعه،آیه ٢
٣.امام صادق(ع)؛اصول کافى،ج١،ص٣٠
۴.على(ع):بحارالانوار،ج٢،ص٣٢
۵.الحیاه ج٢،ص۴٠ 
۶.سوره توبه،آیه ١٢٢
٧.ده گفتار،مطهرى ، مقاله‎ فریضه علم ص١٢٩ 
٨.بحار الانوار، ج١،ص٢۶
 فروغ ابدیت، ج١،ص۵١٨ 
٩.الحیاه، ج٨،ص٣۵
١٠.سوره مجادله،آیه ١١ 
١١.سوره زمر، آیه ٩
١٢. المحجه البیضاء، ج١،ص١٧
 
 
 
دین پژوه و پژوهشگر فلسفه