مباح

 

 

 

پنجمین مورد از احکام پنجگانه یعنى “مباح” را زهرا براى مخاطبان پایگاه خبرى به اشتراک گذاشت:مباح در لغت به معنای روا و جایز است و در فقه، به عملی گویند که انجام و ترک آن مساوی است؛نه عذابی دارد و نه پاداشی مانند راه رفتن و غذا خوردن.هر آنچه متعلق وجوب و استحباب و حرمت و کراهت نباشد، درقلمرو مباحات قرار مى گیرد. انسان در مباحات تکلیف خاصى ندارد.امام صادق(ع)فرمود:”همهٔ چیزها مباح اند مگر آنکه مورد نهی واقع شده باشند١”.بیشتر رفتارهاى انسان را مباحات تشکیل مى دهند.تفاوت مباح با حلال و جایز:حلال اعم از مباح است، یعنی هر مباحی حلال است، ولی هر حلالی مباح نیست، مانند مکروهات که حلالند، ولی مباح نیستند.همچنین هر مباحی جایز است، ولی هر جایزی مباح نیست، مثل افعال مکروه و مستحب که جایزند و مباح نیستند.فقها بر اساس این آیه قرآن،خوردن همه چیزهاى حلال و پاک در زمین را مباح شمرده اند:ای مردم از آنچه در زمین حلال و پاکیزه است، تناول کنید(یا اَیهَا النّاس کلوا مِمّا فِی الاْرْض حَلالاً طَیباً٢)…

اباحه و مباح بودن از شش طریق ایجاد مى شود:۱.اذن شارع؛ به معنای جعل اباحه و حکم به آن، مانند اذن خوردن از خانه افرادی مانند پدر ، مادر و برادر ، بدون نیاز به اجازه آنان و نیز اذن دادن به حیازت مباحات عمومی۲.فقدان اهلیّت تکلیف ؛ ارتکاب محرّمات، برای دیوانه و کودک به جهت نداشتن اهلیّت تکلیف، مباح است۳. عذر ، اعم از عقلی و شرعی؛ عذری که مانع تعلّق تکلیف به مکلّف می شود، مانند فراموشی ، خطا، اضطرار، اکراه ، عجز، تقیّه، عسر و حرَج و بیماری، موجب رفع تکلیف و اباحه ارتکاب است۴.اذن یا اجازه مالک و ولیّ؛ اذن مالک به تصرّف دیگری در مالش و نیز اذن ولیّ به تصرّف آنچه تحت ولایتش قرار دارد، از اسباب اباحه است که اجازه یافته در محدوده اذن و اجازه، حقّ تصرّف پیدا می کند. از این قبیل است آنچه که از اخبار تحلیل در باره حلّیت خمس و انفال در عصر غیبت برای شیعیان استفاده می شود ۵.عقود اذنی، همچون عاریه ، وکالت، ودیعه و بنابر قولی، معاطات از اسباب اباحه تصرّف اند۶.اسباب ملک؛ هرسببی که موجب تملّک می گردد، به تبع آن، اباحه نیز ثابت می شود؛ خواه سبب قهری باشد، مانند ارث ، یا اختیاری، مانند بیع ، صلح ، قرض و غیر آن ها از عقودِ موجب انتقال ملک، و لقطه و حیازت از غیر عقود…
 
اباحه در عبادات مصداق ندارد، چون فعل ترک در عبادات به قصد قربت و طاعت و به منظور کسب ثواب و اجتناب از معصیت است و در این قلمرو تنها از واجب و مستحب و حرام و مکروه ، گفتگو می‌شود، ولی در احکام و عقود و ایقاعات مصداق دارد.در قرآن کلمه اباحه و مباح به کار نرفته و در کلمات پیغمبر اسلام (ص) نیز این واژه استعمال نشده است، ولی فقها و دانشمندان آیات متعددی از قرآن را در مقام بیان اباحه می‌دانند، مثل آیه اى که در بالا به آن اشاره شد. اباحه یک معناى حقوقى هم دارد مثل اباحه تملک و اباحه انتفاع :مباحات قابل انتفاع مباحاتی است که مورد استفاده عموم مسلمین است و استفاده و انتفاع انحصاری از آن‌ها ممنوع است و باید به نحوی مورد استفاده قرار گیرد که مانع استفاده دیگران نشود، مثل معاب رو خیابان ها و پارک ها واموال عمومى ،اما مباحات قابل تملک مباحاتی است که به اذن امام مسلمین و موافق موازین شرعی قابل تملک است، مثل تملک اراضی موات از طریق احیاء آن یا صید ماهی از آب های مباح…
 
مباحات ،رخصتى است که خداوند در اختیار همگان قرار داده تا از آن متمتع شوند و زندگى کنند اما زیبا خواهد بود که انسان حتى در استفاده از مباحات هم قصد قربت کند که در این صورت ،آن مباح براى او به مستحب،تبدیل خواهد شد و مستوجب ثواب و پاداش الاهى مى گردد.مثلاً وقتى غذا مى خورد که امر مباحى است،آن را به این نیت تناول کند که قدرت و توان عبادت پیدا کند؛یا به این قصد ورزش کند که توان خدمت به مردم بیابد و بتواند در سلامت ،کسب معاش براى خانواده کند؛یا به این قصد و نیت،بخوابد و استراحت کند که تمدد اعصاب پیدا کند و پس از آن به تلاش و انواع مجاهدت در راه خدا و خدمتگزارى و تبلیغ و مرزبانى از حریم دین بپردازد که در این صورت آن غذا خوردن و قدم زدن و ورزش و خواب و استراحت و…نیز شکل استحباب پیدا کرده و چون عبادت خواهد شد و براى او ثواب و پاداش خواهد داشت…
——————————-
 
١.وسائل الشیعه،  ۱۸/۱۲۷

٢.سوره بقره،آیه١۶٨

 
 
دین پژوه و پژوهشگر فلسفه