رضوان

 
 
 
 
 
امیر: چیست این “رضوان”که از همه نعمت های بهشتى،بزرگ تر نامیده شده است(وَرِضْوَان منَ اللّهِ أَکْبَرُ١)؟آیا همه به این مقام خواهند رسید؟ چرا خداوند همه نعمت هاى دنیا را کم و کوچک شمرده(قُلْ مَتَاعُ الد نْیَا قَلِیل٢)،اما رضوان را بزرگ و کبیر فرموده و آن را نسبت به همه نعمت هاى بهشتى،اکبر شمرده است؟کسى توضیح مى دهد؟ مهدى که دانشجوى ارشد الهیات بود گفت: رضوان به معنی رضایت زیاد و موافق میل بودن و بالاترین درجه خشنودى است و در اینجا به این معناست که هم خدا از بهشتیان راضى است و هم آنان مرضىّ خدایند(رَضِیَ اللهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ)٣. امام صادق (ع) درباره مقام رضا فرمود:”رضا، جامع تمام معانى بندگی است و تفسیر آن خوشحالى قلبى است در مقابل کارهاى خدایى”۴.وقتی انسان به مقامی برسد که خداوند از او خشنود شود و وی نیز از قضا و قدر خداوند خشنود گردد در حقیقت به مقام «رضوان» دست یافته است. بنابراین، از بلندپایه ترین مقام های بهشتیان رسیدن به مقام «رضوان» است که جایگاه آن در بهشت عدن است۵…
 
امیر گفت:چگونه مى توان به این رتبه رسید؟مهدى پاسخ داد:این مقام دو جنبه دارد،بخش نخست رضای خداوند از بنده است یعنى انسان باید بکوشد خدا از او راضی باشد. رضای خداوند متعال از بنده، در صورتی محقق می شود که هیچ گونه خلا ف و عصیان و انحرافی از آن بنده واقع نگشته و در همه امور خود، موافقت خداوند متعال را در نظر بگیرد که همان معنی واقعی اسلام و تسلیم شدن به خدای سبحان و تبعیّت از دین مرضی الهی، یعنی اسلام است که سبب جلب رضای الهی در دنیا و آخرت می شود.بخش دوم رضای بنده از قضا و قدر الهی است یعنی هر چه خداانجام می دهد او بپسندد و به آن رضا بدهد. رضایت بنده از خدای تعالی وقتی محقق میشود که هر امری را که خدا از او خواسته کراهت نداشته باشد و هر چیزی را که او نهی کرده و از بنده اش نخواسته دوست نداشته باشد و این محقق نمیشود مگر وقتی که بنده به قضای الهی و کارهای تکوینی او راضی و همچنین به حکم او و آنچه را که تشریعاً از وی خواسته تن در دهد و به عبارت دیگر در تکوین و تشریع، تسلیم خدا شود…
 
-:چگونه مى توان رضایت خدا را به دست آورد؟-:آنچه عامل اصلی رضای خداست، «طاعت» است.بنده اى مورد پسند مولاست که مطیع فرمان و مجری اوامر و در پی کسب رضای مولا باشد. امیر مومنان(ع)فرمود:رضایت خدای سبحان، همراه با اطاعت اوست(رضی الله سبحانه مقرونٌ بطاعتِهِ۶)اگر همه عالم و آدم را از خودمان راضی کنیم، اما «رضای الهی» را نداشته باشیم، ارزشی ندارد و اگر خدا از ما راضی باشد، هر چند همه ناراضی باشند، زیانى متوجه ما نیست، زیرا معیار و ملاک سعادت و فلاح، خرسندی خداوند است و بدون آن، هیچ موفقیتی،کامیابی نیست؛ بلکه خسران است.گاهی هم رضای خدا در رضای بندگان است؛ آنجا که آن بنده خالص، محو در خدا و رضای خدا باشد؛ آن گونه که در مورد حضرت فاطمه (س) آمده که خشنودی او خشنودی خداست و هر که او را بیازارد، موجب خشم خدا می شود. علی(ع)در نامه ای به محمد بن ابی بکر، چنین نوشت:پروردگارت را با خشنودی هیچ یک از آفریدگانش به خشم نیاور(و لا تسخط الله برضا احدٍ من خلقه٧)و فرمود: جز با طاعت الهی، نمی توان به رضای او رسید(لا تنال مرضاته الا بطاعته٨)…
 
-:آثار مقام رضا چیست؟ -:انسان با مقام رضا به آرامش روحی و روانی مى رسد.آرامش گوهری نایاب و مهمترین نیاز انسان است که نقش بسیار مهمی در سعادت و سلا مت روحی او و جامعه دارد.محبت متقابل انسان و خالق مهربان به یک طمأنینه و آرامش مى رسد که زندگى را زیبا مى کند(الذِینَ آمَنُواْ وَتَطْمَئِن قُلُوبُهُم بِذِکْرِ اللّهِ أَلا َ بِذِکْرِ اللّهِ تطمئن القلوب٩) اگر قلبی با یاد خدا انس بگیرد و به آنچه خدا به او موهبت و برایش مقدر کرده، راضی و اهل اعتراض نباشد وبداند که زمام امور، فقط به دست خداست، آرامش ژرفى بر قلب او وارد مى شود و احساس لذتی معنوی، وجودش را فرا میگیرد و از هرگونه نگرانی و تشویش رها میشود و اطمینان و آرامش می یابد. بطور کلی میتوان گفت میان رضایت خدا از بنده با رضایت بنده از خدا، ارتباط تنگاتنگی وجود دارد و بنده آن گاه میتواند به رضایت خدا از خویش مطمئن شود که وقتی به قلب خویش مراجعه میکند، آن را از خدا راضی بیابد. در واقع، شرط اصلی رضایت خدا از بنده، رضایت بنده از خداست. چنانکه امیرالمومنین (ع) نیز بر این موضوع تصریح و تأکید دارند و فرموده اند: نشانه رضایت خدای سبحان از بنده، رضایت بنده از آن چیزی است که خداوند برای او مقدر کرده است؛ چه خوشایند او باشد و چه ناخوشایندش١٠…
 
———
١.توبه/ ٧٢
٢.نساء/ ٢٢
٣.مجادله/ ٢٢
۴.شهید ثانى،مسکن الفؤاد،ص٢٠۴
۵.توبه/٧٢
۶.غرر الحکم/١٨٢
٧.نهج البلاغه نامه٢٧
٨.همان،خطبه١٢٩
٩.رعد/٢٨
١٠.غررالحکم ص١٠۴
 
 
 
دین پژوه و پژوهشگر فلسفه