مفهوم مرگ

 
 
 
 
 
سعید خطاب به امیر گفت: امروز موضوع بحث چیست؟ امیر گفت: مفهوم مرگ! حتماً مى دانید هرکس یک نوع به مرگ، نگاه مى کند؛انسان تنها موجودى است که مى تواند به مرگ خود بیندیشد و حتى براى آن برنامه ریزى کند و آماده شود؛باصطلاح او مرگ آگاه است.حال بفرمایید در فرهنگ ما،مرگ چیست و چه تعریفى دارد؟مسعود گفت:خیلى ساده است:مرگ، گذرگاه جهان آخرت است؛مرگ، پایان دنیاى هر کسى است؛مرگ ،یک انتقال است ،انتقال از خانه اى به خانه دیگر،چنانکه پیامبر(ص) فرمود: نه براى فناء و نیستى ،بلکه براى بقاء و جاودانگى آفریده شدید و مرگ انتقال از یک خانه به خانه دیگر است(ما خلقتم للفناء، بل خلقتم للبقاء، و إنّما تنقلون من دار إلى دار).این، بهترین تعریف از مرگ است:ما براى جاودانگى آفریده شدیم و با مرگ، فقط از عالمى به عالم دیگر،نقل مکان مى کنیم و فانى نمى شویم.مرگ ،پل عبور است از دنیاى کوچک و گذرا به جهان بسیار گسترده آخرت و جاودانگى…

 

امیر خواهش کرد مسعود این مفهوم را بیشتر توضیح دهد ،مسعود هم ادامه داد:براى آنکه مفهوم مرگ و برانگیختگى را خوب متوجه بشویم یک مثال ملموس از زندگى روزمره براى ما آورده اند و آن موضوع خواب و بیدارى و شباهتش به مرگ و برانگیختگى است: شما که بیدار هستید یکباره به خواب مى روید و بعد از مدتى هم از خواب بیدار مى شوید. پیامبر اکرم(ص)در همان روز آغاز دعوت خویش براى قریش فرمودند:همانطور که به خواب مى روید،مى میرید و همانگونه که از خواب بر مى خیزید،مبعوث خواهید شد (والله لتموتون کما تنامون و لتبعثن کما تستیقظون)٢. همانطور که ما روزى در دنیاى کوچک رَحِم مادر بودیم سپس به جهان بزرگ دنیا منتقل شدیم همینگونه با مرگ از جهان محدود دنیا به جهان عظیم آخرت  انتقال مى یابیم.علی (ع)در همین زمینه می فرماید: «مرگ، ما را با دنیای تازه‏ای روبرو می‏کند که همه عوالم آن برای ما شگفت‏انگیز است.ورود به این دنیای جدید، تنها با کنار رفتن پرده‏ای امکان می‏یابد که به دست مرگ فرو مى افتد”٣…

 

سعید گفت:وقتى مرگ،عبور به جهان بیکرانه است،باید برایش آماده شد و توشه برداشت.این آمادگى یا مرگ آگاهى، بسیار مهم است و با عبارات متعددى به آن توصیه شده است.حضرت على(ع)فرمود:”فراوان از مرگ و پس از آن یاد کن و هرگز آرزوى مرگ مکن، مگر به شرطى مطمئن و استوار(وَ أَکْثِرْ ذِکْرَ الْمَوْتِ وَ مَا بَعْدَ الْمَوْتِ وَ لَا تَتَمَنَّ الْمَوْتَ إِلَّا بِشَرْطٍ وَثِیقٍ)۴ و گاه با عبارت “طُوبَى لِمَنْ ذَکَرَ الْمَعَادَ”۵(خوشا بر کسى که یاد معاد کند)،غفلت از مرگ را بر نمى تابد و به آن تذکر مى دهد.گاهى هم کسانى را که غافلند،نکوهش کرده و هشدار مى دهند: در روایت است که  امام دنبال جنازه اى مى رفت. شنید مردى مى خندد، فرمود: “گویا مردن در این جهان را براى غیر ما ثبت کرده اند، و گوئى حق بر غیر ما واجب شده، و خیال مى کنى مردگانى که مى بینیم مسافرانى هستند که به زودى به جانب ما بازمى گردند، آنان را در قبرهایشان مى نهیم و ارثشان را مى خوریم؛ گویى ما پس از آنها جاودان خواهیم بود، که پنددهندگان را از یاد بردیم، و نشانه هر بلاى سخت و سنگین شدیم”۶و فرمود:پیش از آنکه مرگ شما را بخواند گوش به دعوت او دهید(وَأَسْمِعُوا دَعْوَهَ الْمَوْتِ آذَانَکُمْ قَبْلَ أَنْ یدْعَى بِکُمْ)٧…

 

سروش گفت: یک تمرین عملى هم برای مرگ آگاهى، زیارت اهل قبور است؛ زیرا رفتن به قبرستان ها باعث مى شود فرد بداند که آرمیدگان زیر خاک همه مثل او آدمیانى بودند که چون او زندگى مى کردند و فقط اندکى پیش از او مرده اند؛ بنابراین، مرگ براى او هم پیش خواهد آمد.على(ع) فرمود: رسول خدا(ص) رفتن به زیارت قبور را اجازه داد و فرمود: “رفتن به قبرستان شما را به یاد آخرت مى اندازد”٨.و مکرر چنین هشدار مى دهند:هدف آخرت پیش روى شماست و مقدمات قیامت از پشت سر، شما را به پیش مى راند(فَإِنَّ الْغَایهَ أَمَامَکُمْ وَ إِنَّ وَرَاءَکُمُ السَّاعَهَ تَحْدُوکُم)٩ و نیز:زنهار! شما را به کوچ کردن فرمان داده اند(أَلَا وَ إِنَّکُمْ قَدْ أُمِرْتُمْ بِالظَّعْنِ)١٠…

——–

١.البحار: ۶/٢۴٩ ح٨٧

٢.سیره حلبی، ج 1، ص ٣٢١ 

٣.نهج البلاغه خطبه ٢٠

۴.همان،نامه ۶٩
۵.همان،حکمت۴۴
۶.همان،حکمت ١٢٢
٧.همان،خطبه ١١٣
٨.بحار ج٧٩ص١۶٩
٩.همان،خطبه ٢١
١٠.همان،خطبه ٢٨
 
 
دین پژوه و پژوهشگر فلسفه