از برخورد رئیس اداره ،دلخور بود.وارد اتاقش شد و به دوستش امیر گفت:نمى دانم چرا بعضى افراد،فقط روى نقاط ضعف انگشت مى گذارند؛صد ویژگى مثبت داشته باشى،نمى بینند اما یک ویژگى منفى تو را بزرگ نمائى مى کنند و شماتت و سرزنش.امیر گفت:پیش رئیس بودى؟گفت:آرى،مگر مى شود کسى را یافت که تمام خصوصیاتش پسندیده و از نقاط منفی کاملاً مبرا باشد؟ چنین افرادى کمیاب بلکه نایاب اند.انسانها معمولاً در کنار نقاط مثبت و سجایای اخلاقی و رفتارى، از نقاط منفی و خصلت های ناپسند کاملاً مبرّا نیستند. یک راهنما و مدیر وقتی موفق است که بُعد مثبت افراد را شناسایی و مطرح کند تا افراد تشویق شوند و دیگر ابعاد وجودى خویش را هم مثبت نمایند.البته نقاط منفى آنان را هم خصوصى و دوستانه تذکر دهد تا اصلاح کنند.این موضوع هم از نظر مدیریتى قابل اثبات است و هم از دیدگاه تربیتى.انسان ها دوست دارند دیده شوند؛ باورشان کنند؛تشویق شان نمایند…
امیر گفت:همینطور است سعید.ما پیرو پیامبرى هستیم که در امر هدایت ،مثبت گرا بود و از اشاره به نقاط ضعف و تحریک احساسات افراد، پرهیز میکرد؛ با انگشت گذاشتن روی نقاط مثبت، زمینه همراهی آنان را فراهم مینمود و از آن به خوبی بهره برداری میکرد. براى نمونه مى توان به داستان خانواده حاتم طائى اشاره کرد.خانواده حاتم طائی بتپرست بودند، در مقابل اسلام ایستادند، عدی بن حاتم شکست خورد و به شام گریخت و خواهرش اسیر شد. او را به مدینه آوردند. روزی این زنِ اسیر خود را به پیامبر(ص) معرفی و از اوصاف نیک پدرش یاد کرد و گفت: پدرم به درماندگان رسیدگی میکرد و از گرفتاران رفع گرفتاری مینمود. آن حضرت بدون اینکه مقاومت آنها در برابر اسلام را به رخ بکشد، یا بتپرستی و اشکالات دیگرشان را مطرح کند، این بعد مثبت را ستود و به پاس آن ،دستور آزادی او را صادر کرد؛ وقتی که این خبر به برادرش رسید که رهبر جهان اسلام، پدرش را ستوده و بر کار نیک او حرمت نهاده است، تسلیم شد و اسلام آورد و در خدمت اسلام قرار گرفت…
سعید گفت:من در کودکى خیلى شرّ بودم و همه مرا شماتت مى کردند.اما روزى در مدرسه، معلم از دکلمه خواندن من تعریف کرد و جایزه اى هم به من داد.این تشویق او مرا به تداوم این امر کشاند و متون زیبا را پیدا مى کردم و در مجالس مى خواندم و این باعث شد از آن اخلاق شرّ دور شدم.امیر گفت:بگذار داستانى در همین مورد از پیامبر نقل کنم: چند نفر از یمن آمدند و با پیامبر(ص) روی سخن گشودند. یکی از آنها خیلی هتاک بود و تند صحبت میکرد؛ به طوری که پیامبر(ص) را ناراحت کرد تا آنجا که عرق خشم بر پیشانی او نشست؛ در این حال جبرئیل امین نازل شد و خبر از سخاوت و بخشندگی همین فرد بدسخن داد. پیامبر(ص) با این خبر، بدسخنى او را فراموش کرد و روى ویژگى سخاوتش تکیه نمود و این صفت او را ستود و آن را وسیله نجات او معرفی کرد. مرد یمنی وقتی دید که با همه هتاکی و بى ادبى، خوبی ها در پیشگاه آن حضرت حتی از دشمن هتاک نادیده گرفته نمیشود، بلافاصله شهادت به وحدانیت خداوند و رسالت آن حضرت داد و مسلمان شد …
سعید گفت:چه نکات جالبى! همین است که آن حضرت،فرمانرواى قلب چند میلیارد انسان از زمان بعثت شان تا کنون شده اند.امیر گفت: و به همین دلیل است که دشمنان اسلام تلاش کرده اند با کاریکاتورهاى اهانت آمیز از پیامبریا ربط جریان هاى خشن دست ساز خودشان مثل داعش به اسلام،جلوى گرایش روز افزون مردم این روزگار را به چهره رحمانى و محبوب پیامبر و آموزه هاى انسان ساز اسلام را بگیرند. سعید گفت:راه خنثى کردن این تبلیغات ،هم بیان داستان هائى از زندگى آن بزرگوار در رسانه ها و فضاى سایبر است تا همه با چهره رحمانى آن حضرت آشنا شوند و هم تلاش براى عملى کردن آن سیره در زندگى خودمان است تا با رفتار خود دیگران را به آئین خود علاقمند و جذب کنیم.بسیارى اوقات رفتار ما را پاى دین ما مى گذارند.کارى نکنیم که رفتار ما به ضد تبلیغ براى دین و آئین مان تبدیل شود که این بزرگ ترین جفا به دین و آئین و پیامبر (ص)است…