در قسمتى از مقاله اش نوشت:… آنچه او را محبوب و خواستنى مى کرد این بود که به آنچه مى گفت،عامل بود؛ هر دستورى که از طریق وحى به او مى رسید و ابلاغ مى نمود،خود در عمل به آن پیشگام بود. نقطه ضعفى که بسیارى از مستکبران و رهبران بشرى در طول تاریخ به آن مبتلا بوده اند:چیزى را مى گفته اند که مى خواستند مردم به آن عمل کنند در حالیکه خود بدان عامل نبودند.قرآن کریم چنین کسان را ملامت نموده و فرموده:”چرا آنچه را که انجام نمیدهید بر زبان میرانید”(لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ)و نیز:”آیا مردم را به نیکی فرا می خوانید و خود را از یاد میبرید”؟! (أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنْسَوْنَ أَنْفُسَکُمْ).از ویژگیهای پیامبر(ص) این بود که خود بیش از دیگران به تعالیم دینی جامه عمل میپوشاند، اگر نماز شب را برای دیگران نافله میشمرد، برای خود همان نماز را فریضه میدانست. اگر خود خرما خورده بود، حتی کودک مریض را سفارش به ترک خوردن خرما نمیفرمود…
بله ،موضوع این فصل از ویژگى هاى پیامبر(ص)در مقاله اش پیشگامى او در عمل به دستورات دینى بود.آنگاه که میخواست مردم را به نماز تشویق کند، خود به نماز میایستاد و میفرمود: همین گونه که من نماز مى گزارم شما نیز نماز گزارید(صلّوا کما رایتمونی اُصلّی).آن هنگام که مردم را به استقامت و پایدارى و تحمل مشکلات توصیه مى نمود،خود در تحمل مشکلات از همه مقاوم تر و در جنگ ها، پیشگام تر بود.او در متن معرکه جنگ و کارزار و پناهگاه مؤمنان و مجاهدان بود. علی(ع) در توصیف این ویژگى پیامبر در نهج البلاغه فرمود:”هرگاه آتش جنگ، سخت شعله ور (و اوضاع بسیار دشوار)میشد، ما به رسول خدا(ص) پناه میبردیم و در آن ساعت هیچ کس از ما به دشمن نزدیک تر از او نبود”(کنّا اذا احمَّر البأسُ إتَّقینا برسول الله(ص) فلم یکن احدٌ منّا اقرب الی العدو منه). همین نکته یکی از دلایل مهم تأثیرگذاری سخن و پیام رسول الله(ص) به شماراست…
او حقیقتاً به آنچه مأمور به تبلیغ آن بود،ایمان داشت .خود اولین مومن به اسلام و قرآن بود(آَمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنْزِلَ إِلَیْهِ مِنْ رَبِّهِ)» آنچه در آغاز تبلیغ رسالت برای مردم مشخص نمود تا آخر نیز روی آن ایستاد. راه او کاملاً درست، حساب شده و الهی بود و به پیروزیش که خدا به او وعده داده بود، کاملاً اطمینان داشت، و آن را با هیچ چیزی از مظاهر دنیایی قابل معاوضه نمیدانست، بنابراین در جواب قریش فرمود: اگر آفتاب را در دست راست و ماه را در دست چپ من قرار دهید، دست از تبلیغ دینم برنمی دارم”….این صلابت و استقامت،از او رهبرى ساخته بود که فرمانش را در پیروان نافذ مى ساخت بطوریکه آماده فداکارى و شهادت بودند و در این راه بر یکدیگر سبقت مى گرفتند.رهبران اگر چنین باشند،پیروانشان هم با مال و جان آنها را همراهى خواهند نمود…
بخاطر همین ویژگى، به دستور الاهى خود را “اول المسلمین” خواند و فرمود: “بگو: تمام نماز من و عبادات من و زندگى و مرگ من براى پروردگار جهانیان است، همتایی براى او نیست و من نخستین نفر از مسلمانان هستم(قُلْ إِنَّ صَلاَتِی وَنُسُکِی وَمَحْیَایَ وَمَمَاتِی لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ، لاَ شَرِیکَ لَهُ وَبِذَلِکَ أُمِرْتُ وَأَنَاْ أَوَّلُ الْمُسْلِمِینَ).در داستان مباهله نیز که قرار بود هر طرف با خود و زنان و فرزندان براى نفرین به صحنه آیند و دعا کنند که دروغگو مشخص شود و نفرین الاهى شاملش گردد،پیامبر(ص) از خود و خانواده خود مایه گذاشت و با آنان به صف کارزار رفت و آماده پذیرش همه پیامدهاى این مبارزه شد.مسیحیان نجران وقتى دیدند او با دختر و نوادگان و دامادش به صحنه کارزار مباهله آمده است،بر صداقتش ایمان آوردند و تسلیم شدند…مقاله که بدینجا رسید،اشک از دیدگانش روان شد و قلمش دیگر یاراى نوشتن نداشت.صحنه مباهله را تصورکرد که پیامبر(ص) با آن هیأت الاهى در حالیکه حضرات على و فاطمه و حسنین علیهم السلام همراه اویند در کمال اخلاص و ایمان پیش مى آیند تا براى همیشه زمان ها اثبات کنند که راه حق،پیشگامانى چون آنان داشته که جاودانه شده است …