دکتراى حقوق سیاسى مى خواند و موضوع رساله اش بررسى تطبیقى حقوق طرفین متخاصم در جنگ هاى زمان پیامبر و دوره معاصر بود.یکى از بخش هاى رساله اش اختصاص داشت به موضوع پناهندگى افراد متخاصم به جبهه اسلام و نیز نحوه برخورد با آنها بود… در ابتداى این بخش ،با آوردن این آیه قرآن که خطاب به پیامبراست بحث را آغاز کرده بود:”و اگر یکى از مشرکان از تو امان و پناه خواست[که از دین آگاه شود]، پس به او پناه بده تا کلام خدا را بشنود، سپس او را به مکان امنش برسان. چرا که آنان گروهى ناآگاهند [و با شنیدن آیات الهى، شاید هدایت شوند](وَ إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِکِینَ اسْتَجارَکَ فَأَجِرْهُ حَتَّى یَسْمَعَ کَلامَ اللَّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ذلِکَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا یَعْلَمُون). این آیه رسماً از پیامبر مى خواهد اگریکى از مشرکان در حین محاربه،تقاضاى پناهندگى کرد که در مورد مدعاى تو تحقیق کند،هم به او پناه بده و هم زمینه تحقیق را برایش فراهم کن و اگر خواست به وطنش بازگردد او را سالم به محل امنش بازگردان!
در مورد این رفتار رحمانى و انسانى اسلام ،نتوانست نمونه مشابهى در نظام حقوقى امروزى پیدا کند:اى پیامبر!اگر یکى از افراد دشمن براى تحقیق فرهنگى به شما پناهنده شود، او را پناه بدهید و امکان تحقیق برایش فراهم کنید و پس از تحقیق حتى اگر نپذیرفت با هزینه خویش او را به محل امنش بازگردانید. یعنى به درخواست پناهندگى دشمن براى تحقیق و شناخت عقاید و افکار اسلامى، پاسخ مثبت دهید که راه فکر و تعقّل، حتّى براى مشرکان مهدورالدّم باز است و براى احتمال هدایت یک نفر هم باید حساب جداگانه باز کرد. به دشمن هم باید فرصت فکر و انتخاب بدهید و حتّى در شرایط جنگى نیز مردم را از رشد فکرى باز ندارید. حکومت اسلامى باید زمینهى شنیدن کلام خدا و فرصت مطالعه را براى منحرفان فراهم کند، چه بسا انحراف بعضى، به خاطر عدم تبلیغ ماست، نه از روى کینه. چه بسا اگر حق را بشنوند، تغییر یابند.پس به دشمن هم فرصت فکر و انتخاب بدهید و حتّى در شرایط جنگى نیز مردم را از رشد فکرى باز ندارید…
مى خواست در این بخش بر این نکته تأکید کند که اصل در همه کنش هاى فردى و اجتماعى بر هدایت است.اسلام، دین آزادى است و ایمان از روى فهم ارزش دارد، نه از روى ترس یا اجبار. اگر یکى از مشرکانى که بعد از انقضاى ماه هاى حرام باید با آنان مقاتله نمود، تقاضاى پناهندگى براى تحقیق کرد،به او پناه دهید تا تحقیق کند. مکتبى که منطق دارد، عجله ندارد؛ به دشمن هم اگر علاقمند است فرصت دهید تا آن را بشنود، و امنیّت او را تضمین کنید تا با فکر آسوده انتخاب کند؛انتخاب حقّ وپذیرش عقاید صحیح، زمانبر است و مهلت مىطلبد. کفر بعضى، از جهل سرچشمه مىگیرد و اگر آگاه شوند، حقّ را مىپذیرند.قرآن، کلام قابل فهم است که زمینهى هدایت را فراهم مىسازد و چنان نیست که فهمش خارج از عهدهى انسان باشد کلام خدا را در دسترس او قرار دهید(حَتّىٰ یَسْمَعَ کَلامَ اللَّهِ) پس از شنیدن آیات الاهى اگر مسلمان هم نشدند با آنها مقاتله مکن و آنها را به شهر ومأمن او برسان…
در آخر این فصل چنین نتیجه گرفت:آئین و دین پیامبر اسلام، دین رأفت، شرافت و کرامت و هدف آن هدایت است. قرار نیست دگر اندیشان را تحت فشار و اجبار قرار دهد.کفاری که نه با مسلمانان عهد و پیمانی دارند و نه در جنگ هستند و نه قصد دارند مسلمانان را از موطن خود اخراج نمایند؛ در امنیت قرار دارند و می توان به آنها نیکی کرد و باید عدالت را درباره آنها رعایت نمود تا در امنیت باشند. هرچند عهد و پیمانی با مسلمانان ندارند.این دستور قرآن مجید است که می فرماید:”لایَنْهاکُمُ اللهُ عَنِ الَّذِینَ لَمْ یُقاتِلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَ لَمْ یُخْرِجُوکُمْ مِنْ دِیارِکُمْ اَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا اِلَیْهِمْ اِنَّ اللهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ”.حتى کافران حربى اگر راه صلح پیش گیرند،شما هم راه صلح پیش گیرید و به آنان تعرض ننمائید( فَاِنِ اعْتَزَلُوکُمْ فَلَمْ یُقَاتِلُوکُمْ وَ الْقَوا اِلَیْکُمْ السَّلَمَ فَمَا جَعَلَ اللّهُ لَکُمْ عَلَیْهِمْ سَبِیلاً).این است شیوه پیامبر رحمت ، که پناهگاه همه انسان هاى حق طلب است…