مُذکِّر

 
 
 
 
 
بحث بر سر ضرورت تذکر براى انسانها بود.شاهین مخالف بود و مى گفت:براى انسان عاقل،تذکر ضرورتى ندارد. رضا گفت : هر وقت سوار هواپیما مى شوم قبل از شروع پرواز، مهمانداران تذکراتى در مورد نکات ایمنى مثل استفاده از جلیقه نجات و راه هاى خروج اضطرارى و ماسک اکسیژن و لوازم الکترونیکى مى دهند و عملاً هم به مسافران نحوه استفاده از آنها را نشان مى دهند با اینکه مى دانند بعضى از مسافران بارها این توصیه ها را شنیده و حتى حفظ هستند ولى هیچوقت این تذکرات را ترک نمى کنند زیرا یادآورى همان چیزهائى که همه فکر مى کنند مى دانند را ضرورى مى شمارند.این واقعیت که انسانها به دلیل فراموشى،در هرحال نیاز به یادآورى دارند،از اصول مهم و قطعى روانشناسى، تعلیم و تربیت و هدایت است.خداوند،پیامبر خود را “مُذکِّر”یعنى یادآور نامیده و فرموده:”پس تذکّر بده که همانا تو تذکّر دهنده‌اى و بر آنان سیطره و تسلّطى ندارى [که به ایمان آوردن مجبورشان کنى] مگر آن کس که روى گرداند و کفر پیشه کرد[و دیگر تذکر در او اثرى ندارد](فَذَکِّرْ إِنَّما أَنْتَ مُذَکِّرٌ  لَسْتَ عَلَیْهِمْ بِمُصَیْطِرٍ إِلَّا مَنْ تَوَلَّى وَ کَفَرَ)…
 

شاهین گفت:شاید بعضى نیاز به تذکر داشته باشند ولى همه اینطور نیستند.رضا گفت:قرآن هم بر تفکر تاکید دارد هم بر تذکر. تفکر یعنی کشف چیزی که نمی دانیم و تذکر یعنی یاد آوری.خیلی مسائل در فطرت انسان وجود دارد ولی انسان از آنها غافل است، احتیاج به تنبه و تذکر و بیداری دارد احتیاج به تذکر و یادآوری دارد. گاهى از اطراف خود بی خبریم مثل آدم خواب، که عالم به خیلى مطالب است ولى اکنون از علم خود، جداست. بشر یک خواب دیگر هم دارد که «خواب غفلت »یا فراموشى است.پیامبران مامورند انسانها را با تذکر از این خواب و فراموشى بیرون آورند چنانچه حضرت امیر علیه السلام در بیان ویژگى هاى پیامبران فرموده:”… پس خداوند رسولانش را بر انگیخت و پیامبرانش را پى در پى به سوى آنان گسیل داشت تا اداى عهد فطرت الهى را از مردم بخواهند و نعمتهاى فراموش شده او را به آنان تذکر دهند(فَبَعَثَ فِیهِمْ رُسُلَهُ وَ وَاتَرَ إِلَیْهِمْ أَنْبِیَاءَهُ لِیَسْتَأْدُوهُمْ مِیثَاقَ فِطْرَتِهِ وَ یُذَکِّرُوهُمْ مَنْسِیَّ نِعْمَتِهِ )…

شاهین پرسید: آیا همگان از این تذکرات و یادآورى ها بهره مى برند؟ رضا گفت: بعضى آرى و بعضى نه! انسان هاى فهیم و صاحبان خرد از این تذکّرها پند مى گیرند(إِنَّما یَتَذَکَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ) اما  آنان که روى بر مى گردانند و کفر، پیشه مى کنند متذکر نمى شوند( إِلَّا مَنْ تَوَلَّى وَ کَفَرَ ). خداوند به پیامبر مى فرماید به مردم تذکر بده ، مردم را از خواب غفلت و فراموشى بیدار کن؛ به آنها آگاهی بده؛ بخواه که به فطرت شان بازگردند؛ تو شأنی غیر از مُذکِّر بودن نداری، تو مصیطر و اجبار کننده نیستی، یعنی خدا تو را این طور قرار نداده که به زور بخواهی کار بکنی.به آنها یاد آورى کن و انتخاب را به عهده خودشان بگذار ؛آنان که اهل خشیت باشند ،متذکر خواهند شد:”پس تذکّر بده، (البتّه) اگر تذکّر مفید افتد.هر کس خشیت الهى داشته باشد، بزودى پند گیرد و بدبخت‌ ترین افراد(اهل شقاوت) از آن دورى کند(فَذَکِّرْ إِنْ نَفَعَتِ الذِّکْرى‌ سَیَذَّکَّرُ مَنْ یَخْشى‌ وَ یَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَى )…

رضا ادامه داد:اگر تذکرات انبیاء موثر نمى بود، خداوند آنها را نمى فرستاد و مامور به تذکر نمى نمود. باید روحیه پند پذیرى را در خود تقویت کنیم.اگر این روحیه را نداریم، در ایمان خود شک کنیم، زیرا مؤمن پندپذیر است( فذکّر، فَإِنَّ الذِّکْرى‌ تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِینَ). اگر ایمان باشد، انسان تذکّر را از هر کس مى‌ پذیرد. خدا کند که در شرایطى قرار نگیریم که یادآورى ها در ما بى اثر شود.مبلّغان دینى هم خسته نشوند و بدانند راه پیامبر را مى روند که مذکّر بودند و  کارشان مفید است و روى مومنان و اهل خشیت و صاحبان خرد،اثرگذار است.همه مؤمنان نیز به تذکّر نیازمند هستند. تعالیم ادیان آسمانى، در فطرت انسان‌ها ریشه دارد و وظیفه انبیا، بیدار کردن فطرت ها و یادآورى امور فطرى آنهاست.شاهین گفت: متشکرم،بسیار از نکاتى که گفتى استفاده کردم؛بر پیامبرمان درود خدا باد که براى جهانیان یادآور و مذکّر است… 

 

 

 

دین پژوه و پژوهشگر فلسفه