استقامت

 
 
 
 
 
باورش نمى شد چیزى توانسته باشد اینقدر بر پیامبر (ص) تأثیر بگذارد که بفرماید:”این موضوع، مرا پیر کرد”! داشت در مورد این آیه قرآن در سوره هود تحقیق مى کرد:پس (اى پیامبر!) همان گونه که مأمور شده‌اى، استوار و مستقیم باش و (نیز) هر کس که با تو، به سوى خدا آمده است، و سرکشى نکنید که او به آنچه مى‌کنید بیناست (فَاسْتَقِمْ کَما أُمِرْتَ وَ مَنْ تابَ مَعَکَ وَ لا تَطْغَوْا إِنَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ).در روایات ذیل این آیه خواند که پیامبر فرمود: سوره‌ى هود مرا پیر کرد و مراد آن حضرت این آیه از سوره‌ هود بوده است. عبارت«فَاسْتَقِمْ کَما أُمِرْتَ» یعنى “استوار و پایدار و مستقیم باش آنگونه که خداوند به تو دستور داده است”، مسئولیت سنگینى است که صاحب رسالت را پیر کرده است چنانکه در حدیث معروفى از ابن عباس چنین مى‏خوانیم: «هیچ آیه‏اى شدید و مشکل تر از این آیه بر پیامبر صلّى اللّه علیه و آله نازل نشد و لذا هنگامى که اصحاب از آن حضرت پرسیدند چرا به این زودى موهاى شما سفید شده و آثار پیرى نمایان، گشته، فرمود: مرا سوره “هود” و “واقعه” پیر کرد…
 
از خود پرسید: راستى استقامت به چه معناست که این مقدار خطیر و بزرگ است؟ به کتب لغت مراجعه کرد و دید بنابر آنچه که در معناى این ماده و مشتقات آن گفته شده معناى آیه «فاستقم کما أمرت» این مى شود: بر راه دین ثابت و مستقیم باش و حق آن را طبق دستورى که گرفته اى ایفاء کن. و آن دستور همان است که در آیات دیگرى با عباراتى چون ” فأقم وجهک للدین حنیفا” و نیز “فلذلک فادع و استقم کما أمرت و لا تتبع أهواءهم و قل آمنت بما أنزل الله من کتاب و أمرت لأعدل بینکم الله ربنا و ربکم لنا أعمالنا و لکم أعمالکم لا حجه بیننا و بینکم الله یجمع بیننا و إلیه المصیر”؛ پس به همین خاطر تو نیز آنان را به سوى این آیین واحد الهى دعوت کن و آن چنان که مأمور شده اى مستقیم باش و پایدارى کن، و از هوى و هوس هاى آنان پیروى مکن، و بگو: به هر کتابى که خدا نازل کرده ایمان آورده ام و مأمورم در میان شما عدالت برقرارکنم؛ خداوند پروردگار ما و شماست نتیجه اعمال ما از آن ما است و نتیجه اعمال شما از آن شماست، خصومت شخصى در میان ما نیست و خداوند ما و شما را در یک جا جمع مى کند، و بازگشت (همه) به سوى اوست!
 
 با این جستجوها در معناى استقامت ،دانست معنای «و استقم کما أمرت و لا تتبع أهواءهم» این است که: آن طور که مامور شده اى عمل کن، یعنى راه میانه را پیش بگیر، و هواهاى ایشان را پیروى مکن. و منظور از جمله «ثم استقاموا» در آیه «إن الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا»که بیان ویژگى هاى مومنان است ،این است که ملازم راه میانه و وسط راه باشند، و دچار انحراف نگردند، و بر سخنى که گفته اند استوار باقى بمانند. و نیز معناى آیه «فما استقاموا لکم فاستقیموا لهم؛ یعنى تا زمانى که با شما [بر سر عهد] پایدارند با آنان پایدار باشید» این است که ما دام کفار با شما معتدل بودند، شما هم براى آنان اعتدال داشته باشید و از راه اعتدال و میانه منحرف نگردید. البته استقامت نیز داراى درجاتى است و بعضى از انواع آن بسیار خطیر است اما همه استقامت ها هم از نظر کمیت و کیفیت و مدت و خصوصیات دیگر باید منطبق بر دستور و برنامه الهى باشد که عبارت “کما أُمرت”یعنى همچنانکه به تو امر شده،ناظر به این معناست…

در این پژوهش ها به جمله اى از حضرت على(ع) در یکى از خطبه هاى نهج البلاغه رسید که خطاب به مردم فرمود:  “شما گفتید پروردگار ما الله است اکنون بر سر این سخن پایمردى و استقامت کنید: بر انجام دستورهاى کتاب او، و در راهى که فرمان داده، و در طریق پرستش شایسته او، استقامت به خرج دهید، از دایره فرمانش خارج نشوید، در آئین او بدعت مگذارید و هرگز با آن مخالفت نکنید”. در حدیثى دیگر که امام رضا (ع) نقل شده در پاسخ سؤال از تفسیر استقامت فرمود: “هى و الله ما انتم علیه”؛ یعنى استقامت، همان روش ولایتى است که شما بر آن مستقیم ایستاده اید و پذیرفته اید زیرا پذیرش رهبرى ائمه اهل بیت علیهم السلام ضامن بقاء خط توحید و روش اصیل اسلام  و ادامه عمل صالح است. در حدیثى از پیامبر (ص) آمده که شخصى خدمتش عرض کرد: دستورى به من ده که به آن چنگ زنم و در دنیا و آخرت اهل نجات شوم». پیغمبر (ص) فرمود: “قل ربى الله ثم استقم”؛ یعنى بگو پروردگار من الله است و بر این گفته خود بایست! سپس مى پرسد: خطرناکترین چیزى که باید از آن بترسم چیست؟ پیامبر (ص) زبانش را گرفت و فرمود: این!

 
 
 
 
دین پژوه و پژوهشگر فلسفه