یکى دیگر از جمع گفت:من داستانى به نقل امام صادق(ع)خواندم که بى مناسبت با این موضوع نیست:امیرمومنان علی علیهالسلام در راه با مردی ذمّی (از اهل کتاب که در پناه اسلام بود) برخورد کرد و با او همراه شد.آن مرد که امام را نمی شناخت، از ایشان پرسید: مقصدتان کجاست؟حضرت فرمود: عازم کوفه هستم.وقتی بر سر دو راهی رسیدند که مسیر هر یک از آنها از یکدیگر جدا میشد، امیرمؤمنان علیهالسلام از راه کوفه نرفت؛ بلکه همراه آن مرد در مسیر دیگر راه را ادامه داد.آن مرد پرسید: مگر نگفتید که عازم کوفه هستید؟ فرمود: بله.مرد پرسید: پس چرا با من همراه شدید؟ امام فرمود: این از حق رفاقت است که مرد، رفیق راهش را هنگام جدایى چند گامى بدرقه کند و پیامبر ما اینچنین به ما دستور داده است!مرد ذمی گفت: آیا پیامبر شما واقعاً چنین دستوری داده است؟ فرمود: آری، ذمّی گفت: بیگمان هر که پیامبر را پیروی کرده، به دلیل همین کردارهای بزرگوارانه و پسندیدهی او بوده است. من تو را گواه میگیرم که از این پس، پیرو آیین شما شدم. آن گاه با امیرمؤمنان علیهالسلام همراه شد و وقتی حضرت را شناخت، ایمان آورد…
و ادامه داد: آرى پیامبر ما با این نرمخوئى و منش زیبا در قلب افراد نفوذ مى کرد؛چنانکه قرآن فرمود،هرگز فظّ و غلیظ القلب یعنى خشن و تندخو و سخت دل نبود بلکه در نقطه مقابل ،لینت و نرمى داشت؛دارای سعه صدر و تحمل بالا بود و با دیدن آزارها و اهانت ها و بى ادبى ها وتندى هاى کافران خشمگین نمى شد؛بدى هاى آنان را مى بخشید،براى هدایت شان دعا مى نمود؛ با آنان مشورت مى کرد؛دوستشان مى داشت؛ حتى وقتى از دنیا مى رفتند در تشییع آنها حاضر مى شد و بعضاً خود آنها را به خاک مى سپرد و دعا مى کرد و نزد خدا براى غفران آنها شفیع مى شد.یاران و پیروان او هم در این زمان اگر بخواهند موفق شوند باید همین شیوه را از پیامبر اکرم(ص)بیاموزند و به کار گیرند تا هم نقشه هاى دشمنان را در سیاه نمائى اسلام و مسلمین،خنثى کنند و هم در دل دگر اندیشان نفوذ نمایند و آنها را جذب نمایند.اگر چنین کنیم بى تردید مشمول عنایات مضاعف آن پیامبر نور و مهربانى قرار خواهیم گرفت ان شاء الله…