لحظات سخت و هول انگیزى بود،یکى از موتورهاى هواپیما از کار افتاده بود و خلبان تلاش مى کرد با همان یک موتور،به زمین بنشیند،هرلحظه امکان سقوط بود و مرگ…صداى ضجه و گریه مسافران،بلند بود…یکى از افراد که پیرمردى خوش سیما بود گفت:بر خود مسلط باشید و بدانید ما نگهدارنده اى داریم.هرکس تا به حال حافظ شما بوده اکنون هم هست.بهترین حافظ و مهربان ترین مهربانان اوست(والله خیرٌ حافظاً و هو ارحم الراحمین).این آیه را بخوانید و با او راز و نیاز کنید و از او کمک بخواهید.اگر هم مقدر باشد که ما از اینجا به سراى باقى کوچ کنیم و به نزد او برویم، بهترین کار در این لحظات توبه است تا پاک و آمرزیده برویم….این تذکر موثر افتاد و تا اندازه زیادى به مسافران آرامش داد؛بعضى به اندرون خود رفتند و به مرور زندگى خویش پرداخته و خطاها و گناهان خویش را به یاد آوردند و از سویداى دل از خدا خواستند آنها را ببخشد…
با خود گفتم:بعضى ها چقدر بر خود مسلط هستند و در سخت ترین شرایط،آرامش دارند و به دیگران هم آرامش مى دهند.یادآورى رحمت و غفران خدا چقدر موجب آرامش است.خدا با لطف خویش میلیاردها انسان را آفریده و روزى داده و دائماً هم رزق و روزى مى دهد اما آنها عصیان و گناه مى کنند،او بازهم مى فرماید،نومید نباشید و به سوى من بازگردید و توبه کنید که من همه گناهان شما را خواهم آمرزید:”اى کسانى که ایمان آوردید! به درگاه خدا توبه کنید، توبهاى خالصانه! امید است که پروردگارتان بدىهاى شما را بپوشاند و شما را به بهشتهایى که نهرها از زیر آنها جارى است وارد کند( یاأَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَهً نَصُوحاً عَسى رَبُّکُمْ أَنْ یُکَفِّرَ عَنْکُمْ سَیِّئاتِکُمْ وَ یُدْخِلَکُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ) و نیز فرمود:”بگو اى بندگان من که بر نفس خویش اسراف (و ستم) کردهاید! از رحمت خداوند مأیوس نشوید، همانا خداوند همه گناهان را مىبخشد، زیرا که او بسیار آمرزنده و مهربان است(یا عِبادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَهِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ)…
دقایقى بعد ، خلبان از طریق بلندگو با مسافران صحبت کرد:دعاى شما عزیزان،کار خود را کرد و با نزدیک ترین فرودگاه صحبت کردم ،باند را براى ما باز کرده اند و امیدوارم بتوانم هواپیما را سالم به زمین بنشانم،خطر کاملاً رفع نشده اما مطمئنم دعاهای خالصانه شما پشتیبان ماست…همان پیرمرد روشن ضمیر گفت:امیدوارم این لحظات را همیشه به یاد داشته باشید.زندگى ما به موئى بند است؛در همه حال با این معاصى باز مورد محبت خالق خویش هستیم تازه او با بزرگوارى مى فرماید به سوى من بیائید،همه گناهان شما را خواهم بخشید به شرطى که خالصانه و از روى صدق توبه کنید،توبه اى نصوح یعنى بازگشتى از روى اخلاص.البته اگر بى وفائى کنید و دوباره هم خطا کنید ،باز هم نومید نشوید و بیائید:صدبار اگر توبه شکستى باز آى/این درگه ما،درگه نومیدان نیست…
ساعتى بعد همه در کریدور فرودگاه بودیم و از اینکه هواپیما با مهارت خلبان و البته دعاهای مسافران،سالم به زمین نشسته بود خوشحال بوده و داشتیم از کادر پرواز هم تشکر مى کردیم.ما زندگى دوباره خود را مدیون الطاف خداوندى بودیم و به خصوص همه ما از آن پیرمرد روشن ضمیر که اسم او را هم نمى دانستیم و خود را معرفى هم نکرد،سپاسگزارى نمودیم که با سخنان آرامش بخش و حکیمانه خود،ما را به حقیقت بزرگى متذکر ساخت.آخرین سخن پیرمرد در هنگام خداحافظى این بود:یادتان باشد با آن توبه هاى خالصانه اى که در هواپیما داشتید،اکنون پاکِ پاک هستید،سعى کنید قدر آن را بدانید و مواظب باشید بر این پاکى و طهارت قلبى،کدورتى ننشانید،اگر هم حق الناسى به گردن دارید یا جفائى در حق کسى کرده اید فرصت طلائى دارید تا حلالیت بطلبید…ضمناً آن خداى بزرگ و مهربان،در دسترس شماست ،مباد احساس تنهائى و نومیدى کنید که او نومیدى ما را دوست ندارد…