داشت در مورد نظام هاى سیاسى و حکومتى تحقیق مى کرد،یکى از انواع آنها، نظام هاى پادشاهى است که مَلِک در این نظام ها از قدرت و حاکمیت و مالکیت بسیار در مُلک خویش برخوردار است اما دوران او نامحدود نبوده و مرگ یا شکست از پادشاهى دیگر،او را به زیر آورده دیگرى را بر جاى او مى نشاند.مُلک و مالکیت هر پادشاهى در تاریخ محدود به زمانى خاص بوده و بعد از آن از او ستانده شده است.چه کسى این پادشاهى هاى شکننده و زودگذر را مى بیند و نمى اندیشد که کجایند شاهان و شاهزادگان و قیصرها و کسرىٰ هائى که شوکت شان فرو ریخته و اسیر خاک شده اند؟ (أین الملوک و ابناء الملوک؟ أین القیاصره؟أین الأکاسره…!)آرى،آن مُلک ها زائل و آن مالکیت ها باطل مى شود. او پادشاهى را نیافت که اینگونه نباشد…
امروز صبح که به رسم هر روز بعد از نماز صبح،صفحه اى از کلام الله را قرائت مى کرد به آیه اى برخورد که دید چقدر مرتبط با تحقیق اوست.دانست که منشأ این پادشاهى ها خداست که مى بخشد و مى ستاند؛عزت مى دهد و مى گیرد ؛به دست اوست همه این مُلک ها و مالکیت ها:بگو: خداوندا! تو صاحب فرمان و سلطنتى؛ به هر کس (طبق مصلحت و حکمت خود) بخواهى حکومت مىدهى و از هر کس بخواهى حکومت را مىگیرى و هر که را بخواهى عزّت مىبخشى و هر که را بخواهى ذلیل مىنمایى، همه خیرها تنها به دست توست. همانا تو بر هر چیز توانایى(قل اللَّهُمَّ مالِکَ الْمُلْکِ تُؤْتِی الْمُلْکَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْکَ مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِیَدِکَ الْخَیْرُ إِنَّکَ عَلى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ)…اوست که کسى را بَر یا فرو مى کشد؛فرعون و نمرود باشد یا طالوت و جالوت،داوود یا سلیمان؛ اوست پادشاه حقیقى:مَلِکا ذکر تو گویم که تو پاکی و خدایی/نروم جز به همان ره که توام راه نمائى/نه نیازت به ولادت نه به فرزندت حاجت/تو جلیل الجبروتی تو نصیر الامرایی/همه عزّی و جلالی همه علمی و یقینی/همه نوری و سروری همه جودیّ و جزایی…
آیه را یادداشت کرد تا در اول تحقیق خود بگذارد و تصمیم گرفت آن را حفظ کند و هماره بخواند و بداند که هربرترى و عزت و موفقیتى که بخواهد ،دست خداست و باید از او بخواهد و طلب کند؛مالک الملک اوست ؛دهنده و گیرنده هم او؛واژه هاى مُلک و مالک و مَلِک ،توجه او را جلب کرده بود.اکنون در نماز،با توجه بیشترى آیه”مالک یوم الدین”را مى خواند(پادشاه و صاحب اختیار روز جزا)،او که همه مردگان را در رستاخیز زنده کند و پاى میزان و حساب آورد تا پاداش و جزا دهد.کیست جز او پادشاه این روز؟! گزارش این است که خداوند در آن روز مى پرسد:“لِمَنِ الْمُلْکُ الْیَوْمَ “؟! امروز حکومت براى کیست؟ (و پاسخ آید): “لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ؛براى خداوند یکتاى قهّار(بی همتا در فرماندهى، شکننده جمیع منازعان و مدعیان در پادشاهى).دو روایت ذیل این آیه دید :یکى اینکه سؤالِ «لِمَنِ الْمُلْکُ» از سوى خدا و پاسخِ «لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ» از سوى انبیا و اولیاى الهى است و در دیگرى سوال و پاسخ هر دو از خداست…
روزى که مى خواست تحقیقش را در کلاس ارائه دهد،دلشوره داشت که اگر یک تحقیق علوم سیاسی را به موضوعى قرآنى پیوند بزند مورد اعتراض استاد و دانشجویان قرار مى گیرد یا نه؟…او با توکل بر خدا شروع کرد و آیه “قل اللهم مالک الملک…”را خواند و ترجمه کرد و بعد تحقیقش در نظام هاى سیاسى جهان را ارائه نمود و نشیب و فرازها و طلوع و أُفول های این نظام ها را با ذکر نمونه هائى تاریخى بر شمرد…احساس کرد همه کلاس ،گوش شده است و کسی اعتراضى نکرد.تصمیم گرفت این جملات را در پایان کنفرانس خود بگوید:براستى اگر همه حاکمان در وراى این مُلک هاى عاریتى، اراده “مالک الملک”را مى دیدند،طور دیگرى حکومت نمى کردند…؟! سخن او را تشویق ها و کف زدن هاى دانشجویان،قطع کرد و استاد هم از این تحقیق که با رویکردى تحلیلى همراه بود بسیار تقدیر نمود…