رنگ و زبان!

 
 
 
 
 
خیلى خوشحال بود که به آرزویش رسیده و اکنون کنار کعبه، بسان قطره اى به دریاى انسان های مشتاق از سراسر جهان، پیوسته بود. سالها بود که برای انجام حج تمتع،دعا کرده و انتظار کشیده و اکنون سپید پوش و لبیک گویان ،گرد خانه خدا طواف مى کرد و از سویداى جان،با خداى خود،خداى کعبه،خدای ابراهیم ،خداى جهانیان، سخن مى گفت…کنار او صدها هزار خواهر و برادر مسلمان او از حدود دویست کشور جهان با رنگ و شکل و زبان و گویش متفاوت یکصدا لبیک مى گفتند و هنگام نماز،همدل و هماهنگ در صفوف منظم به قیام و قعود و رکوع و قنوت مى پرداختند…علیرغم همه تمایزات،اینجا همه یکصدا خدا را مى خواندند و مى گفتند:لبیک اللهم لبیک یعنى فرمان تو را اى پروردگار من به انجام حج ،اطاعت نمودم و آمدم، بى تردید،حمد و نعمت و مُلک تو را سزاست، شریکى براى تو نیست،لبیک…
 
اینجا علاوه بر ده ها فرصت تأمل و نیایش و عبادت ، برایش نمایشگاهى بود از انسان هائى که از نژادها و رنگ ها و فرهنگ هاى متفاوت با گویش ها و زبان هاى گوناگون کنار هم قرار گرفته اند که اگرچه از نظر شکل و زبان ، متفاوت با بقیه هستند اما به یک سو نماز مى خوانند و مناسک واحدى را انجام مى دهند.این تنوع و تفاوت، نشانه و آیتى براى توجه به خداى متعال بود که هر مخلوق او،منفرد است و دو انسان را نمى توان پیدا کرد که از همه جهات شبیه هم باشند تا با هم اشتباه گرفته شوند و همه مخلوقات او بدیع و یگانه است. با خود گفت:حقیقتاً نگاه به این آفرینش بدیع  و تأمل در آن ، انسان را به خداى متعال متذکر مى کند.چنانچه خود در قرآن فرمود: “…و از نشانه‌ هاى الهى، آفرینش آسمان‌ ها و زمین، و تفاوت زبان‌ها و رنگ‌ هاى شماست؛ همانا در این امر براى دانشمندان نشانه‌ هایى قطعى است”(وَمِنْ آیَاتِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافُ أَلْسِنَتِکُمْ وَأَلْوَانِکُمْ إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِلْعَالِمِینَ)…
 
اینکه خداوند اختلاف و تفاوت در رنگ و زبان را ،آیه شمرده برایش جالب بود.از خود پرسید:آیا خالق دیگرى هست که مثلاً بتواند هفت میلیارد انسان بیافریند که هیچکدام شبیه هم نبوده و همه آنها بدیع و یگانه باشند؟! آیا خالق دیگرى جز خدا ،مى تواند به گونه اى این هفت میلیارد انسان را بیافریند که تُن صدا و فرکانس آوائى هریک متفاوت باشد و هیچیک از آنها یکسان نبوده و شما بتوانید از تُن صداى هرکس ،تشخیص بدهید که کیست؟ و نیز بتوانید از تفاوت زبان آنها تشخیص دهید که ترک است یا تاتار است یا عرب است یا فارس و آفریقائى و هندى و مالائى و گرجى و ژاپنى و چینى و تایلندى و آلمانى و فرانسوى و پرتغالى و اسپانیائى و …آن هم با هزاران گویش و لهجه محلى و آوائى که متعلق به منطقه خاص جغرافیائى و بومى هریک از آنهاست و بر اثر مرور زمان ،زبان و گویش و لهجه خاص آنها شکل گرفته است و در این زمینه نیز مُلهم به الهام خداوند بوده اند(و من ایاته اختلاف السنتکم)…
 
اما نکته مهم براى او این بود که هیچیک از این تفاوت ها ،دلیل برترى یکى بر دیگرى شمرده نشده و فقط براى تمایز و تشخیص از یکدیگر تعریف شده است.اینجا همه با دو پارچه سفید و بدون تمایز و تفاخر و تشخّص،احرام مى بندند و در میقات و کعبه و مقام و مسعىٰ و  مشعر و عرفات و مِنىٰ ، مناسک را بجا مى آورند و کسى بر دیگرى فضیلت ندارد جز به تقوى و پروا پیشگى و همین سلوک را باید در کل زندگى دنبال کنند که خدا فرمود: “اى مردم ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و سپس  ملت ملت و قبیله قبیله گردانیدیم تا با یکدیگر شناسایى متقابل حاصل کنید،همانا ارجمندترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شماست .بى‏ تردید خداوند داناى آگاه است (یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ)…
 
 
 
دین پژوه و پژوهشگر فلسفه