بسپار به او…

 

 

 

هرکارى را که لازم بود براى اینکه در امتحان موفق شود، انجام داده بود از مطالعه جزوه هاى درس تا حضور مرتب در کلاس ها و ارائه تکالیف و کنفرانس و تحقیقات جانبى و آمادگى ذهنى ،اما نگران بود که نکند مطالبى در آزمون باشد که او برایش آمادگى نداشته باشد و موفق نشود.وقتى شیرین،این نگرانى را در چهره اش دید، به او گفت:”بسپار به او”! نکیسا پرسید: چه چیز را؟ به چه کسى بسپارم؟ شیرین با لبخند گفت:به خدا بسپار!همه امورت را به او بسپار و بگو: أُفَوِّضُ أَمْرِی إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِیرٌ بِالْعِبَاد.یعنى کار خود را به خدا مى سپارم که او بر امور انسانها بصیر است.و ادامه داد: تو وظایفت را به خوبى انجام داده اى،بقیه اش را که از قدرت تو خارج است به او بسپار و از او بخواه که هرچه خیر تو در آن است برایت رقم بزند.اگر در همه امور،تو تدبیرهاى لازم را بیندیشى و وظایفت را انجام دهى و بقیه اش را که در حیطه قدرت تو نیست به خدا واگذارى،خداوند به آحسن وجه ، کار تو را پیش خواهد برد.این، همان مفهوم “توکل” است… 

 

نکیسا گفت:ولى من مى بینم بعضى،بدون اینکه تلاشی براى مسئولیت هاشان بکنند مى گویند ما به خدا توکل داریم،این معنا از توکل ،گریز از مسئولیت ها و تنبلى نیست؟شیرین گفت:همانطور که گفتم انسان باید مسئولیت هاى خود را انجام دهد و براى امور دیگر که در اختیار او نیست به خدا توکل نماید و امور را به او سپارد.مثل تو که همه کارهاى لازم براى موفقیت در آزمون را انجام دادى و بر خدا توکل نمودى یا مثل آن کشاورزى که کاشت و داشت را انجام داده و بقیه امور را به خدا سپرده است تا در نهایت در شرایط متغیر طبیعى که در اختیار او نیست،محصول خوبى داشته باشد.نام کار آنها تنبلى و بى مسئولیتى است نه توکل و تفویض امور به خدا…مومن آل فرعون هم وقتى ماموریت دشوار خود در برابر آل فرعون انجام داد بخاطر در امان بودن از شرّ فرعونیان گفت:أُفوض امرى إلى الله …و خدا هم او را از شر و مکر آنها نجات داد…

 

یا مانند آنها که قرآن داستان آنها را اینگونه نقل مى نماید:”همان کسانی که مردم به آنان گفتند مردمان برای [جنگ با] شما گرد آمده‌اند، پس از آنان بترسید؛ اما این سخن بر ایمانشان افزود و گفتند:(حسبنا الله و نعم الوکیل)یعنى خدا ما را بس است و او نیکو وکیل و حمایتگرى است. پس با نعمت و بخششی از جانب خدا بازگشتند در حالی که هیچ آسیبی به آنان نرسیده بود و همچنان خشنودی الله را پیروی کردند و الله دارای بخششی عظیم است…”.توکل، یعنى وکیل قرار دادن خدا در امور خدا و سپردن زمام امور خویش به او.این کار اگر از روی خلوص و پاکى نیت انجام شود و مسئولیت هاى شخص هم به خوبى انجام شود،خداوند به عنوان بهترین وکیل،امور او را به سامان خواهد آورد که او ما را کافى و بهترین وکیل است .لذا شایسته است در همه امور خود بگوئیم:حسبنا الله و نعم الوکیل…

 

روشنا به سخنان شیرین افزود:این توکل یک پشتیبان قوى معنوى و روحى براى مومنان است که با قدرت به درون ماموریت هاى خطیر بروند و هراسى به خود راه ندهند.لذا مکرر در قرآن به آن سفارش شده ایم همچون:”وَعَلَى اللَّهِ فَتَوَکَّلُوا إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِین” (بر الله توکل کنید اگر مومن هستید)و“وَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ وَکَفَى بِاللَّهِ وَکِیلًا”(و بر الله توکل کن که الله به عنوان وکیل کفایت مى کند)و”إِلَیْهِ یُرْجَعُ الْأَمْرُ کُلُّهُ فَاعْبُدْهُ وَتَوَکَّلْ عَلَیْهِ وَمَا رَبُّکَ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ”(تمام کارها به او بازگردانده می‌شود پس او را پرستش کن و بر او توکل نماى و پروردگار تو از آنچه انجام مى‏دهید غافل نیست)و”تَوَکَّلْ عَلَى الْحَیِّ الَّذِی لَا یَمُوتُ” (و بر آن زنده‌ای که نمی‌میرد توکل کن)و”أُفَوِّضُ أَمْرِی إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِیرٌ بِالْعِبَادِ” (کارم را به الله می‌سپارم. همانا الله به حال بندگان خود بیناست) و خلاصه سخن اینکه “ وَمَن یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ  إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ ۚ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْرًا(و هر که بر خدا توکل کند، خدا او را کافی است و خدا کار خود را به اجرا می رساند و براى هر چیز اندازه ای قرار داده است)…

 

 

دین پژوه و پژوهشگر فلسفه