دوباره نگاه کن!

 
 
 
 
 
نوجوان که بودیم یکى از سرگرمى هائى که داشتیم این بود که تصویرى مبهم و پیچیده را به ما مى دادند و مى گفتند در آن مثلاً عکس ده حیوان یا گل را پیدا کن.ما با نگاه اول فقط پنج تا را پیدا مى کردیم و مى گفتیم بیشتر نیست.مى گفتند این بار بیشتر دقت کن،ما با نگاه دوباره و دقیقتر موفق مى شدیم هر ده مورد را پیدا کنیم.بعدها در زندگى خود هم همین موضوع را بارها تجربه کردیم که در تحلیل اول در یک موضوع اجتماعى یا شغلى یا عقیدتى، بخاطر شتابزدگى یا در نظر نگرفتن همه پارامترها، به نتیجه اى مى رسیدیم که مى گفتند خطاست.وقتى در نگاه دوباره ،دقت بیشترى مى کردیم و همه عوامل را از نظر مى گذراندیم،به نتیجه دیگرى مى رسیدیم که با واقعیت منطبق بود.یقیناً بسیارى از قضاوت هاى نادرست ما انسان ها مربوط به همین نگاه هاى ناقص و فاقد دقت است… 
 
سخن استاد که به اینجا رسید،گفت:  در قرآن به همین آفت که به تحلیل هاى نادرست مى انجامد اشاره نموده و فرموده:دوباره نگاه کن(فارجع البصر)! بعد مى فرماید اگر بازهم نکته را درنیافتى،مجدداً نظر کن(فارجع البصر کرّتین) آنوقت متوجه خواهى شد که قبلاً اشتباه مى کردی و خوب دقت نکرده بودى و باید تحلیل هاى قبلى خود را پس بگیرى و نتیجه مبتنى بر نگاه دقیقتر را بپذیرى.آیات مذکور چنین است:بزرگوار و متعالی است خداوندی که، فرمانروایی به دست اوست و او بر هرچیزی تواناست آن که مرگ و زندگی را بیافرید، تا بیازمایدتان که کدام یک از شما به عمل نیکوتر است و اوست پیروزمند و آمرزنده. خدائى که هفت آسمان را طبقه طبقه بیافرید ، در آفرینش خدای رحمان هیچ خلل و بی نظمی نمی بینی پس بار دیگر نظر کن، آیا در آسمان شکافی می بینی؟بار دیگر نیز چشم باز کن و بنگر، نگاه تو خسته و درمانده به نزد تو بازخواهد گشت…!
 
حکایت تحلیل هاى خداناباوران امروزى نیز همین شتابزدگى در دیدن و عدم دقت است ، یعنى درست مثل همان بازى ها که همه واقعیت هاى تصویر را در نگاه شتابزده تشخیص نمى دادیم ! یا مانند ستاره شناسى که با دوربین ضعیفى قصد رصد ستارگان را دارد و همه ستارگان را نمى بیند در حالیکه وقتى با دوربین هاى دقیقتر و لنزهاى قوى تر دوباره بنگرد همه واقعیت را خواهد دید.خلقت آسمانها و ستارگان و حرکات ماه و خورشید و سیارات به حدى دقیق است که مى توان با محاسبه،وقت دقیق خسوف یا کسوف را در سالها بعد محاسبه نمود.اگر این نظم شگفت انگیز در خلقت آسمانها و نمى بود هرگز به چنین کارى قادر نبودند.به این افراد که شتابزده ،خلقت را مى بینند باید گفت:دوباره و چند باره نگاه کنید که اگر چنین کنید،هرگز در خلقت خداوندى،نقصى نخواهید یافت…
 
در ادبیات ما هم به این آفت به تعبیرهاى مختلف اشاره شده است:”آنچه جوان در آینه بیند،پیر در خشت خام بیند”،کنایه از اینکه جوان به چشمش اعتماد مى کند و پیر با تجربه به عقل و اندیشه و تجربیاتش،لذا اگر بجاى آینه خشت خام هم در مقابلش باشد او واقعیت را در پناه تفکر بدست مى آورد. یا اینکه ” تو مو مى بینى و من پیچش مو/تو ابرو من اشارت هاى ابرو…! تأمل و تفکر در آیات الاهى،دیدن و چند باره دیده و تدبر در امر آفرینش، بصیرتى به انسان خواهد داد که در برابر عظمت خلقت و قدرت بیکران خالق،سر تعظیم و تحسین فرود خواهد آورد و ناخودآگاه به زبان فطرت ،به تسبیح و تنزیه خداوند زبان خواهد گشود و اینکه عظمت خلقتش در توصیف او نخواهد گنجید :نتوان وصف تو گفتن که تو در وصف نگنجى…
 
 
دین پژوه و پژوهشگر فلسفه