گفتم: این “دولت کریمه” معنایش چیست که در مورد دوران ظهور امام عصر ارواحنا فداه به کار رفته است؟گفت: منظورت آن فراز از دعاى افتتاح است که مى فرماید:”اللهم انّا نرغب الیک فى دوله کریمه”(خدایا ،ما مشتاق دولت کریمه از جانب تو هستیم)؟گفتم:آرى.گفت:دولت به معناى حکومت و نظام قدرت و حاکمیت است و دولت کریمه،دولتى است که محورش کرامت و شایستگى و شرافت و بزرگوارى و خوبى است.ما چشم انتظار چنین دولتى هستیم. حاکمیتى که انسان در آن ارزشمند است و با او کریمانه و بزرگوارانه برخورد مى شود و با کسی هم که بخواهد مانع این هدف شود و مزاحمتى براى انسانها فراهم آورد برخورد قاطع مى شود.انسان مومن در این دولت عزیز است و گرامى و با او برخورد کریمانه مى شود و شایسته و شریف و خوب زندگى مى کند…
گفتم:شوق رسیدن به چنین دولتى ،انسان را بى تاب مى کند؛همه بشریت خسته و مانده و افسرده و رنجدیده و شلاق خورده از حکومت هاى جور،مشتاق چنین دولتى هستند که دولت کریمه نام گرفته است.گفت:آرى،نه فقط ما مى گوئیم:اللهم إنّا نرغب الیک فى دوله کریمه”،بلکه این سخن و آرزو و نداى قلبى همه انسانهاست.دعای افتتاح، در قالب دعا ،در واقع فلسفه ی سیاسی امامت را مطرح می کند. زیرا امام، آن شخصیتی است که در دولت کریمه اش،به فرموده امام صادق علیه السلام ، خدای عزوجل به وسیله او، جان و خون انسان ها را حفظ می کند، اختلاف ها را برطرف می سازد، پریشانی ها را می زداید، شکستگی ها را التیام می بخشد، برهنگان را می پوشاند، گرسنگان را سیر می کند و خائفان را ایمن می دارد( یحقن الله عزوجل به الدماء، ویصلح به ذات البین،و یلم به الشعث، ویشعب به الصدع، و یکسو به العاری، و یشبع به الجائع و یؤمن به الخائف،الکافی،ج ١،ص ٣١۴)…
و ادامه داد:منتظران حضرت ولی عصر علیه السلام،چشم براه اند تا در عصر ظهور، تحوّلات وسیع و عمیق اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی، رخ دهد، به گونه ای که نه فقط پایه و اساس ظلم و ستم، ویران گردد، بلکه حتّی موارد نادر و معدود ظلم و تعدّی هم اتّفاق نیفتد و “هیچ اثری” از ظلم دیده نشود!(لا یری اثراً من الظلم”، منتخب الاثر، ص۴٧٠) جامعه ای اند که در آن خونریزی وجود ندارد، و امنیت و آسایش چندان فراگیر می شود که حتّی مزاحم “خواب” کسی هم نمی شوند: “لایوقظ نائماً ولایهریق دماً” (منتخب الاثر، ص۴٧٨) مفاسد فرهنگی و اقتصادی از قبیل میگساری، زنا و ربا ریشه کن شده، و مردم با رغبت و اشتیاق به بندگی خدا روی می آورند: (یذهب الزنا و شرب الخمر و یذهب الربا، و یقبل الناس علی العبادات والشرع والدیانه،منتخب الاثر، ص۴٧۴)در آن جامعه راستی و راستگوئی فراگیر می شود، دروغی دیده و شنیده نمی شود، از این رو، به شکل رسمی یا غیر رسمی، هیچ کس سخن دیگری را “تکذیب” نمی کند، تا چه رسد به آنکه دروغ نردبان رشد و ترقّی باشد(یمحق الله الکذب،بحار، ج۵١، ص٧۵)
پایه و اساس این تحوّلات فرهنگی و اجتماعی و سیاسی، تحوّلی است که در دولت رخ می دهد، از این رو همه چیز با “تأسیس دولت کریمه” آغاز می شود:ابتدا ظلم در سیستم حکومتی و از سوی کارگزاران دولت کریمه و سپس در “جامعه” از بین می رود؛ابتدا امنیت و آسایش شهروندان از سوی مأموران “حکومت” حفظ مى شود و سپس تعدّی “مردم” نسبت به یکدیگر، منتفی می گردد ؛ابتدا دروغ و خلاف گوئی از”سطح بالا” پاک می شود و سپس این پاکی در “سطح جامعه” گسترش پیدا می کند و همینطور سایر امور…گفتم:با این اوصاف،کیست که مشتاق این دولت کریمه نباشد؟! اللهم انا نرغب الیک فى دوله کریمه…