امام ،ویژگى هائى دارد که او را در بین همه انسان هاى تاریخ ،ممتاز گردانیده است:کسانى که چون امام ،این زندگى طولانى و عمر دراز را داشته اند،کم شمارند.قرآن کریم از نوح پیامبر نام مى برد که ٩۵٠ سال پیش از طوفان،به دعوت مردم پرداخت.امام عصر ارواحنا فداه ،اکنون نزدیک ١٢٠٠سال است که از آغاز امامت شان گذشته و در طول این دوران،علاوه بر انجام شؤون امامت و ولایت ،خداى را به نحو أحسن عبادت نموده است.آن هم نه چون عبادت هاى ما که کاستى هاى فراوان دارد بلکه عبادتى که حق عبادت است؛عبادتى که داراى حضور است،چونان جدّش امیر مومنان که تیر را در نماز از بدنش بیرون کشند و او از فرط حضور،احساس درد نکند.چنان غرق سخن با خداست که با تکبیر و تسبیح و تهلیل او،فرشتگان همراهى کنند و عبادت را از او آموزند(هلّلنا و هلّلت الملائکه)…
بخشى از عبادت هاى امام مربوط به انجام فرائض است ، بخش دیگر انجام نوافل و سنن است.امام هیچ عبادتى را از دست نمى دهد: او به تمام معناى صلاه ،مصلِّى است؛ به تمام معناى صوم ،صائم است؛ به تمام معناى حج،حاجّ است؛ به تمام معناى احسان،محسن است؛به تمام معناى تصدّق،از متصدّقین است و همینگونه در همه اصناف عبادات،برترین و عالى ترین نمونه و أسوه است. آنگونه که شأن “عبد”است به عبودیت مى پردازد.دانش الاهى او ،چنان او را در بحر وحدانیت و ربوبیت حق،مستغرق ساخته است که در عبادت ها کاملاً حضور قلب دارد؛در مناجات ها،احساس نزدیکى دارد ؛خشوع و خشیت در عباداتش موج مى زند چنان که نیاکانش در هنگام نماز،رنگ چهره شان به زردى مى گرائید و لرزان مى شدند و مى گفتند: مى خواهم نزد پادشاه با عظمتى بروم…
عبودیت،بالاترین درجه کمال یک انسان است و اصولاً براى همین کمال آفریده شده است(ما خلقت الجن و الانس إلا لیعبدون).عالى ترین درجه دانش انسان وقتى است که بفهمد هرچه دارد از خدا دارد و بدون خدا،هیچ هیچ است. واى به حال فرعون صفتانى که خیال کنند کسى هستند و استقلالى دارند!انسان ،قابلیت فرعون شدن دارد:این عبد فرومایه چنان مغرور شود که چون فرعون و نمرود “أنا ربکم الاعلى” گوید؛باید انسان بینى غرورش را به خاک بساید؛ کلّه تکبرش را به سنگ بکوبد؛ فرعون نفسش را ذبح نماید؛شیطان کبریائیتش را رجم کند و خلاصه عبد شود وعجز خود را جار زند ! این جار زدن ،همان عبودیت و عبادت است که اوج عرفان و علم و فهم و درک آدمى است…
سالکان طریق این “عبد کامل” یعنى حضرت حجت سلام الله علیه، باید خود را در طریق عبودیت اندازند تا شبیه امامشان شوند.البته به درجه او که نخواهند رسید ولى مى توانندشبیه شوند؛نزدیک شوند؛رنگ بگیرند…عبودیت از کوچه معرفت مى گذرد لذا باید دائم معرفت خود را نسبت به خالق خود بالا برند.اهل عبودیت هرگز از آموختن معالم دین غافل نمى شوند،دستى به قرآن دارند و دستى به روایات اهل البیت علیهم السلام. نزد معلمان ربانى روند و دائم بر معرفت خود بیفزایند.اگر چنین کنند،وقتى عبارات دعائى را مى خوانند،مفاهیم متعالى اش را درمى یابند و عارفانه تر با خداى خود به راز و نیاز مى پردازند و شیرینى عبادت را بیشتر بچشند و مشتاق تر شوند براى عبادت و مناجات با قیوم و خالق و مدبّر و محوّل و مقلّب خویش…