اُنس با قرآن

 

 

 

سالکان کوى مهدوى را با قرآن، بسیار انس و الفت است زیرا امامشان را با قرآن پیوندى عمیق و ناگسستنى است؛ در زیارت آل یاسین،امام، تالى قرآن و ترجمان آن شمرده شده است(السلام علیک یا تالی کتاب الله و ترجمانه)؛ تالى به یک معنا یعنى همراه و پهلو به پهلوى آن و به دیگر معنا، یعنى تلاوت کننده و خواننده آن.قرآن و امام زمان، طورى با یکدیگر پیوند دارند که به هر کدام نگاه کنیم دیگری را می بینیم یعنی با هم یکی هستند و جدائى ناپذیر. هر چه در قرآن آمده در وجود امام زمان علیه السلام متجلى است و هرچه در امام است منطبق با قرآن است. اوست عالم به بطون قرآن، راسخ در علومش،مبین نکته ها و حقائقش و آگاه به تنزیل و تأویلش.او قرآن را دوست مى دارد و هر بار که با تلاوت آیاتش ، در ملکوت کلام الاهى، پرواز مى کند، به بطنى نو و حقیقتى جدید از معانى آن دست مى یابد…  

وقتى او با آن نواى داوودى قرآن تلاوت مى کند،صف در صف فرشتگان و کروبیان به استماع مى نشینند و مدهوش از آن صداى ملکوتى،کلام وحى را از جان و روح وحى دریافت مى کنند.گاهى که عالمى ربّانى همچون شیخ انصارى را میهمان آن نواى آسمانى مى کنند،به وجد آمده و ناخودآگاه مى خواند:چه خوش است صوت قرآن ز تو دلربا شنیدن/به رُخت نظاره کردن،سخن خدا شنیدن…اکنون بنگرید شما را با قرآن چقدر أُنس است؟ چقدر مى خوانیدش؟ چقدر در معانیش تدبر مى کنید؟ چقدر فضاى خانه تان از عطر نواى قرآن معطر است؟ چقدر فرزندانتان را با قرآن پیوند مى دهید؟چقدر در تعلیم مفاهیم قرآن تلاش مى کنید؟چقدر زندگى تان قرآنى است؟چقدر…تا گفته شود به همان میزان که قرآنى باشید،مهدوى شده اید…

دردا و فسوسا که به همان میزان که قرآن مهجور و فراموش شده است، ثقل دیگر یعنى مولاى زمان نیز غریب و مهجور و طرید است.نه در سایه سار تعالیم قرآن غنوده ایم و نه به دنبال امام خویش گشته ایم و اوامرش را نیوشیده ایم.این است که سرگشته و حیرانیم و ره به جائى نبرده ایم و اسیر غولان طریق شده ایم و سرمایه از کف داده ایم.بس نیست دوران غفلت و سرگشتگى؟ چقدر عمر خویش تباه کردیم و در پی آدرس هاى عوضى دویدیم؟نور و شفا و هدایت و نجات،در قرآن و امام است و بس.بازگردیم که فرصت زیادى نداریم.اگر مى خواهید سالک راه امامتان باشید باید قرآنى شوید…کمینه یکى دوصفحه از مصحف شریف را در روز بخوانید و در آیاتش تدبر کنید و از “تالى” آن  یعنى امام در خواست تبیین کنید تا او شما را میهمان معانى و معالم واقعى و عرشى آن نماید.

سالک راه امام نیست که تفسیر و تاویل قرآن را از غیر “مطهرون” طلب مى کند.مگر خدا نفرمود:”لا یمسّه الّا المطهّرون” یعنى جز پاکان و مطهران کسى به جان قرآن نخواهد رسید؟ و مگر خدا نفرمود اهل البیت علیهم السلام،مطهرون هستند(انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیراً)؟ مگر امروز وارث همه اهل البیت و مطهرون،امام عصر ارواحنا فداه نیست؟ چرا به دنبال آن نباشیم که قرآن را از امام بیاموزیم؟مگر غیبت ظاهرى مانع کسب فیض از ایشان است؟ مگر راه تعلیم و تعلم فقط روش ظاهرى است؟شما به سویداى جان از او طلب نموده اید و نیاموخته اند؟ هم اسلوب را دنبال کنید که مراجعه به اهل بیت در تفسیر قرآن است و هم به او متمسک شوید و بخواهید،آن بزرگوار کریمانه شما را به معناى حقیقى رهنمىن خواهد شد…

 

دین پژوه و پژوهشگر فلسفه