کارمند

 

 

 

کارمند،کار به مزد است یعنى در برابر کار و خدمتى که به کارفرما مى کند، مزد دریافت مى نماید.اگر براى او کار و خدمتى معین و شرح وظایفى مشخص شده است در چارچوب آن کار و وظیفه باید حرکت کند و چنانچه از آن عدول نماید کم کارى محسوب شده و مدیون و ضامن است و مزد و حقوقى که دریافت مى کند شبهه ناک مى شود.این موضوع هم در مورد قراردادهای کوتاه مدت مثلاً سه ماهه یا یکساله صادق است و هم برای استخدام هاى رسمى تا زمان باز نشستگى.من به عنوان یک کارمند همیشه بیش از ساعات موظف و بیشتر از شرح وظایف مقرره کار کرده و برای کارفرما و سرمایه او دلسوزى مى کنم و نمى گذارم مدیون ومغبون شوم…

بیشترین سرمایه هر سازمان ،منابع انسانى و نیروى کارى و متخصص آن است.من در طول زمان در سازمان کار یاد گرفته و پخته شده و جزو سرمایه آن سازمان شده ام ؛تا زمانى که قرار داد دارم و کارفرما مرا مى خواهد نباید به بهانه حقوق یا امکانات رفاهى بیشتر که در سازمان دیگرى به من پیشنهاد شده،کارفرما را ترک نموده و موجب زیان او شوم.صداقت و امانت و وفادارى باید در جوهره اخلاقى کارمندان نهادینه شود و البته کارفرمایان نیز باید نسبت به کارمندان خود مثل فرزندان خویش مهربان بوده و تا آنجا که امکانات به آنها اجازه مى دهد در رفاه آنها بکوشند.این شیوه انسانى و اخلاقى دوجانبه و دو طرفه ، در دستورات دینى و توصیه هاى پیشوایان ما به فراوانى تبیین و دستور داده شده است…

از آنجا که کارفرما مرا به عنوان یک فرد متدین و مهدوى شناخته و به کار دعوت نموده و مسئولیت داده است،وظیفه سنگین ترى دارم.هماره مواظب هستم کارى نکنم که گفته شود افراد امام زمانى هم قابل اطمینان نیستند…این بزرگ ترین ضربه اى است که بر من فرود مى آید زیرا با آبروى مولاى خود و یاران او بازى کرده و موجب وهن و اهانت به آنها شده ام زیرا هم موقعیت خود را تباه کرده ام و هم موجب بى اعتمادى کارفرمایان به افرادى با این خصوصیت شده ام.لذا برای این سرمایه معنوى چنان تلاش مى کنم و راه احتیاط مى سپرم که نام مهدویان با اعتبار و اعتماد و شرافت قرین باشد و موجب سربلندى و خوشنامى بوده و اینگونه بودن یک معیار براى گزینش افراد گردد.

 من در کسوت کارمندى ،براى خود نیز وظایف شخصى تعیین نموده ام که بر آنها مداومت دارم.در آغاز و انجام و حین کار اگر متذکر باشم در دل از امام بزرگوار خود که همه خیرها و توفیقات من از ایشان است ،تشکر نموده و دعاها و اذکار مهدوى را زمزمه مى کنم.اگرچه بر انجام نماز در اول وقت مقید هستم اما هرگز آن را وقتى ارباب رجوع منتظر کار من است بهانه نکرده و ابتدا آنها را راه مى اندازم و سپس به نماز مى ایستم.حق الناس و حقوق مراجعان را رعایت نموده  و با اخلاق و سعه صدر و خوشروئى و خوش زبانى و نه ترشروئى و تحکّم با مراجعان و همکاران سلوک نموده و رضایت شان را جلب مى کنم بطوری که از خدمتى که به آنها مى کنم راضى باشند و دعا کنند و هماره برای این نحوه کار از مولاى خود استمداد و استدعا دارم…

 

 
 
 
دین پژوه و پژوهشگر فلسفه