من پاکبانم و باور ندارم که منزلت افراد به شغل های پر طمطراق و پر درآمدشان باشد ، بلکه باور دارم که ملاک شغل خوب ، علاوه بر حلال بودن(مورد رضایت خدا بودن)، درجه خوب خدمت به مردم در آن شغل است.من خوشحالم که هر دو ویژگى در کسب و کار من هست.مردم وقتى بر اثر تلاش هاى من،کوچه و محله خود را پاک و زیبا مى بینند خوشحال و رضایت مند مى شوند و من از رضایت آنها دلشاد مى شوم.از سوى دیگر در قبال دستمزدی که مى گیرم ماموریت خود را در ساعات موظف انجام داده و نان حلال براى خانواده خود مى برم.اگر چه دستمزد بالا ندارم اما از این دو ویژگى شغل خویش خرسندم.بعضى از اهالى محل هم به من لطف هائى دارند بدون اینکه توقعى داشته باشم و این هم عنایت خداست…
بیشتر کار من در ساعات شب یا نزدیکى های صبح است در وقتى که مردم خواب هستند.من شب ها را دوست دارم. با آرامش شب ها مأنوسم و مى توانم برای خود در خلوت شب ها برنامه هائى تنظیم کنم و در حین کار، اذکارى را بگویم و گاهى با خداى خود مناجاتى داشته باشم.گاهى هم دعا کنم روزگارى بیاید که زیباترین باشد، روزگارى که دل همه شاد باشد و چهره هیچ کسی گرفته و غمزده و چشمى گریان و قلبى فسرده و داغدار نباشد.مى دانم چنین روزگارى جز با ظهور مولاى جهان حضرت صاحب الزمان علیه السلام تحقق نخواهد یافت لذا دعای برای آن روزگاران را هماره دارم و ترک نمى کنم.روزگارى که از چکنم چکنم خبرى نباشد و همه شادمان باشند…
گاهى متاسف مى شوم که بعضى شهروندان از روى جهل یا تنبلى یا نا آگاهى و عدم رعایت حقوق مردم، به زشت و آلوده و پلشت کردن کوچه و محله و شهر خود مى پردازند و ضمن فشار بر من و همکاران من ،به جامعه نیز ضرر وارد مى کنند، آن وقت آرزو مى کنم زمانى بیاید که مردم به چنان رشد و معرفتى برسند که چنین کارهائى را انجام ندهند بلکه برعکس همگى در زیبائى محیط خود سهیم و فعال باشند.زمانى که عقل ها کامل شود و دانش ها افزون گردد و دل ها مهربان شود و کینه ها از بین برود و خدامحورى جایگزین خود محورى و دنیا طلبى شود.چنین روزى را هر روز آرزو و برای فرج امام خود دعا مى کنم.من نگهبان پاکى ام،نمى توانم نسبت به ناپاکى و پلشتى و زشتى بى تفاوت باشم…
همیشه به زباله ها فکر مى کنم که اگر حتى یک روز از محله و شهر خارج نشود چگونه تعفن و بیمارى دامنگیر همه خواهد شد ؟ چطور مردم فکر نمى کنند که زباله های روحى خود مثل کینه ها و دشمنى ها و حسادت ها و بدبینى ها را اگر از دل های خود بیرون نریزند، تعفن روح آنها را پر خواهد کرد و دچار بیمارى روحى خواهند شد؟ اى کاش همانطور که شب ها زباله خود را بیرون مى گذارند و از خود دور مى سازند،همین طور حقد و کینه و سوء ظن و حسادت و… را از وجود و قلب خود بیرون نهند تا روحشان پاک و سالم شود.امام نیز فرموده است اگر شیعیان ما از این رفتارهاى ناشایست دورى مى گزیدند و پاک مى شدند سعادت دیدار ما از ایشان سلب نمى شد.کاش مى توانستم به اهالى محله و شهر خود بگویم به خدا، پاکى زیباست! بیائید همگى پاکبان روح خود شویم که اگر چنین شویم امام زودتر خواهد آمد…