بهارانه ها ى مهدوى(١.ما و بهار)

 
 
 
 
 
ما ایرانیان را با بهار، سر و سرّى است؛راز و رمزى است؛بلکه نسبت فامیلى و خویشاوندى است! به خانه هامان دعوتش مى کنیم؛آمدنش را عید مى گیریم؛خانه تکانى مى کنیم؛سبزه مى گذاریم؛سنبل و بنفشه مى آوریم ؛برایش سفره مى گستریم؛هفت سین مهر مى چینیم؛حیاط خانه را آب مى پاشیم؛چشم به در مى دوزیم تا وقت آمدنش بیدار باشیم؛زنگ تحویل سال، گوئى زنگ خوشامد ما به بهار دوست داشتنى است؛ ترنم “یا مقلب القلوب” بر لب ها جاری و دعای”حوّل حالنا الىٰ أحسن الحال”بر زبان همه سارى ،نوید یک سال دیگر پربار،با همراهى بهار و بهار و بهار…
 
چرا بهار اینقدر برای ما عزیز است؟ دوستش داریم،چشم انتظارش مى نشینیم ،در شب های بلند یلداى زمستان به یادش هستیم…چون بهار علاوه بر ظاهر زیبایش،روح زیباترى دارد که با جان ما پیوند گرفته است…این روح بهار است که به جان ما طراوت مى بخشد؛ ما را امیدوار نگاه مى دارد؛ ما با بهار، کامل مى شویم؛ فقط با اوست که به “احسن الحال” مى رسیم؛ نگاه اوست که حال ما را خوب مى کند؛ در ما توان ماندن و رفتن ایجاد مى کند؛جهان معنا،با معنویت او زنده است؛عید واقعى،آمدن اوست؛توجه اوست،عنایت اوست…او امید دل های خسته ماست؛بهار جانهاست،بهار مردمان است؛شادابى روزگاران است…
 
با هر شکوفه بهارى، به یاد او مى افتیم ؛ با هر باران، آمدنش را انتظار مى کشیم ؛در بهاران ما چتر بر نمى داریم، مى گذاریم باران صورت هاى ما را خیس کند؛لباس ما تر شود؛چشم هامان را نمناک کند؛ خنکى قطره های بلورینش گونه هاى ما را طراوت دهد؛ما منتظر بارش او هستیم؛باران رحمت الاهى که ناگهانى از راه مى رسد و همه جا را بهارى مى کند؛همه طبیعت ظاهرى بهار ، نمادهائى از آن بهار حقیقى است.بهارى که چون بیاید بارانش همه سیاهى های جهل و ستم را مى شوید،خنکى عدالت همه جاى جهان را لطافت مى بخشد؛نسیم داد،گونه ها را مى نوازد؛دل های مرده یا خفته در سرماى زمستان، بیدار و زنده مى شود…برای همین است که ما را با بهار،سر و سرّى است؛راز و رمزى است…
 
اگر قناریان و بلبلکان برای بهار نغمه خوانى مى کنند، چرا ما نغمه خوانى نکنیم؟! بخوانیم غزل وصالش را،قصیده ظهورش را،شعر ناب طلوعش را…بهاریه ها و بهارانه های شاعران و نغمه پردازان، همین غزل های اشتیاق است که برای بهار سروده اند؛چرا ما آنها را زمزمه نکنیم،نغمه سر ندهیم و اشتیاقمان را ظاهر نکنیم؟بخوانیم و نغمه شادى سردهیم . در این ایام که همه دارند به استقبال بهار مى روند و برای آمدنش آماده مى شوند، و دستى به پاکى و زیبائى خود و خانه و محله و خیابان و شهر خود مى کشند تا با زیبائى ،آماده آن نگار زیبا شوند،خوب است ما هم گشتى داشته باشیم در بهارانه ها یا بهاریه ها در شعر پارسى ، تا معلوم آید ما را با بهار ظاهرى و حقیقى،راز و رمزى است…
 
 
 
دین پژوه و پژوهشگر فلسفه