رهبران بهائى چه راهبردى برای سیاست در دنیاى امروز تعیین نموده اند؟ برای پاسخ به این سوال ابتدا باید گذارى به نصوص بهائیت داشته باشیم.با مراجعه به این متون درمى یابیم که راهبرد اعلام شده در این نصوص،عدم دخالت در سیاست و اطاعت از حکومت هاست. جناب بهاء الله در کتاب اقدس که بزرگ ترین متن مقدس بهائیان است این گونه تعیین راهبرد مى نمایند:” لَیسَ لأحَدٍ أن یَعتَرِضَ عَلی الَّذین یَحکُمُونَ عَلَی العِبادِ”یعنى بر هیچ کس جایز نیست که علیه کسانی که حکومت می کنند اعتراض نمایند…” جناب عبدالبهاء فرزند ایشان و دومین رهبر بهائیت هم مى فرمایند:” نفسی از احبا[بهائیان] اگر بخواهد در امور سیاسیه در منزل خویش یا محفل دیگران مذاکره بکند، اول بهتر است که نسبت خود را از این امر[بهائیت] قطع نماید و جمیع بدانند که تعلق به این امر ندارد، خود می داند”!
توضیح بیشتر را در نصوص بعدی مى بینیم: ” احبّاء نباید کلمهای از امور سیاسی بر زبان رانند زیرا تعلّق به ایشان ندارد… علی الخصوص که بنصّ قاطع الهی ممنوع از مداخله و محاوره در امور حکومتیم. بکلّی اینگونه امور مباین رضای ربّ غفور است”… “و در لوح ابن اصدق :”میزان بهائی بودن و نبودن این است که هر کسی در امور سیاسیّه مداخله کند و خارج از وظیفه خویش حرفی زند یا حرکتی نماید. همین برهان کافیست که بهائی نیست دلیل دیگر نمی خواهد” و در لوحی دیگر :”ابداً در مجلس شور از امور سیاسیّه دم نزنند… و اگر چنانچه نفسی بخواهد کلمهای از تصرّفات حکومت و اعتراضی بر اولیای امور نماید دیگران موافقت ننمایند زیرا امرالله را قطعیّاً تعلّق بامور سیاسیّه نبوده و نیست. امور سیاسیّه راجع به اولیای امور است چه تعلّقی بنفوسی دارد که باید در تنظیم حال و اخلاق و تشویق بر کمالات کوشند. باری هیچ نفسی نباید که از تکلیف خود خارج شود…”
شوقى افندى رهبر سوم بهائیت ،در توضیح این راهبرد مى گوید:” ما از انجام دو کار ناگزیریم. یکی اینکه از مسائل سیاسی چون طاعون دوری کنیم و دیگر اینکه در هر کجا ساکنیم مطیع دولت حاکم باشیم.” …و” هیچ چیز بیشتر از طغیان آشکار در مقابل دولتمردان یک کشور، با روح امرالله تخالف و تناقض ندارد.” و می فرماید: ” و نیز ماذون نیستیم به نهضتهای زیرزمینی یعنی اقلیتهایی که بر علیه حکومت وقت شورش می کنند بپیوندیم.” و می فرمایند: ” با درگیر شدن با این سیستمها ما نمی توانیم آنها را تغییر بدهیم بلکه برعکس آنها ما را تباه خواهند کرد” و ” ما به عنوان اشخاص بهایی وظیفه نداریم که درباره عادلانه و یا غیرعادلانه بودن حکومتمان اظهار نظر کنیم…”!
روشن است که اتخاذ این راهبرد به بهائیان کمک مى کند که خود را در حاشیه امن هر نوع حکومتى قرار دهند تا از این طریق بتوانند با حمایت همان حکومت ها اهداف تبلیغى خویش را پیش برند و گرنه تاریخ این دیانت نشان مى دهد از ابتدا با مخالفت و جنگ با حکومت قاجار و ایجاد سه جنگ داخلى و اقدام به ترور شاه آغاز نمودند که منجر به زندانى شدن رهبران و سپس تبعید آنها شد و بعد هم در ارکان حاکمیت دوران پهلوى دوم تا حد نخست وزیرى و وزرات و پست های حساس امنیتى و اقتصادى و فرهنگى نفوذ نمودند و بعضاً بهائى بودن خود را هم انکار ننمودند و البته در سر قصد و آرزوى دست یابى به حکومت جهانى بهائى را مى پرورند چنانکه گفته اند:” جامعه ی بهایی سازمانی جهانی است که در صدد تاسیس صلح عمومی بر کره ی خاکی می باشد…”البته تحت رهبرى بیت العدل و جامعه بهائى و تعالیم بهائیت…!