شناخت غرب

 
 
 
 
 
اصطلاح شرق و غرب براى کشورها بر چه اساسی بوده است؟ ظاهراً این تقسیم بندى اگرچه از منظر جغرافیائى (دو نیمکره شرقى و غربى)بوده لیکن به سابقه دو تمدن و فرهنگ باز مى گردد.یک فرهنگ شامل مجموعه‌ای از کشورها و ملت‌های عموماً ساکن کشورهای واقع در اروپای مرکزى و غربى و کشورهای شمال قاره امریکا و نیز کشورهائى مانند استرالیا و نیوزیلند (اگرچه در نیمکره شرقى قرار دارند ولى از لحاظ فرهنگى  مشابه کشورهاى غربى هستند) گفته شده که از حوزه دریاى مدیترانه و اطراف آن سرچشمه گرفته و غالب اوقات از یونان و روم به عنوان بنیانگذاران آن فرهنگ یاد می‌شود و یک فرهنگ هم متعلق به کشورهای نیمکره شرقى است که وجه غالب آن وجود ادیان ابراهیمى و بطور مشخص اسلام است و اقالیم قبله یا کشورهای اسلامى را در بر مى گیرد…
 
غربیان بویژه پس از رنسانس بر اثر دوران تاریک قرون وسطى و تفتیش عقائد اربابان کلیسا، یا دین را بطورکلى رها کردند و یا به حاشیه راندند و سکولار شدند و حساب زندگى و سیاست و اجتماع را از آن جدا نموده و با اتکاء به آزادى کامل انسان،هرگونه پای بندى به تعالیم دینى در عرصه اجتماع و قانون گزارى را نفى نموده و همه منهیات دینى را مباح شمردند.مسلمانانى که در این مناطق بطور موقت یا دائم زندگى مى کنند باید مخاطرات چنین فرهنگى را بدانند و براى آن چاره جوئى کنند تا خود و خانواده آنان در آن فرهنگ هضم نشوند و بتوانند اعتقادت و ایمان خود را حفظ نمایند.شعار دلفریب آزادى و بعضى مظاهر پیشرفت مادى و تکنولوژى پیشرفته،بسیارى را مفتون ساخته و آن را نتیجه کنار نهادن دین مى پندارند و لذا در اعتقادات خود سست مى شوند…
 
این هجمه فرهنگى از ناحیه فرهنگ لائیک یا سکولار به فرهنگ دینى اقلیت های مسلمان در کشورهای غربى بویژه براى نسل جوان یا کودکان و نوجوانانى که به مدارس مختلط آنها مى روند و با فرهنگ آنها تربیت مى شوند، بسیار خطرناک است و باید چاره جوئى شود.بخصوص آنها که بنیان های اعتقادى شان مستحکم نباشد به سرعت فرو مى ریزند و به رنگ اکثریت در مى آیند.اگر ناگزیر از حضور در این کشورها هستید باید با مشورت افراد با تجربه و مطالعه راهکارهای حفظ و مقابله ،خطرات زیست در چنین محیطى را با تدبیر و تلاش به حداقل برسانید.بسیارى از مشاوران با تجربه ،افراد معمولى -که توان ایستادگى در برابر فرهنگ غربی را ندارند-از  زیست در محیط هاى غربى – حتى برای تحصیل – منع مى کنند… 
 
البته ممکن است گفته شود زیستن در نوع کشورهای اسلامى با وجود شرایط سیاسى خاص و حضور رسانه هاى مختلف و شیوع فرهنگ غربى در آنها هم آسان نیست و مخاطراتى دارد ولى به هر حال تفاوت ها چشمگیر است. بزرگ ترین دغدغه  ما باید این باشد که دزدان رنگارنگ دین با راهنمائى شیاطین ، دین ما را در همه محیط ها بویژه محیط هاى غربى به سرقت نبرند و ما را از اولیای الاهى و پیشوایان دینى جدا نسازند و پیوند ما را از امام و مولامان نگسلند که زیانکار دو جهان شویم.اگر ناگزیر از زندگى موقت یا دائم در غرب شدیم باید خود و خانواده را به امام بسپاریم و با تمسک و توسل به ایشان از آن مخاطرات برهانیم…
 
 
 
دین پژوه و پژوهشگر فلسفه