دانش آموزان و دانشجویان بسیار مورد احترام جامعه هستند زیرا امیدهای آینده هر کشورى محسوب مى شوند. آنها هنوز وابستگى های دست وپاگیر زندگى که سبب ملاحظات حزبى و گروهى شود، پیدا نکرده اند و آرمانگرایانه و شفاف آنچه را بخواهند بدون استفاده از زبان دیپلماسى بیان مى کنند.تشکل های دانش آموزى و دانشجوئى مى تواند زمینه اى برای رشد و بالندگى آنها شود بشرطى که این تشکل ها بازی خور احزاب و وسیله کش و واکش های سیاسى و در عین حال گروهى واقع نشود.آنها حق دارند بدانند چه آینده اى در انتظار آنان است و جامعه آرمانى آنها چگونه جامعه اى خواهد بود.آنها حق دارند بدانند چرا جامعه دچار آفت است و پادزهر این سموم چیست و خود را برای هرنوع فداکارى در این زمینه آماده کنند.مشکلات را بشناسند و برای حل آنها پیشنهاد بدهند…
در محیط های تحصیلی ،مى تواند حرف اول توسط دانش پژوهان زده شود البته با مشاوره اساتید و افراد با تجربه. بخشی از اوقات فراغت آنها باید صرف آموزش های ضروری اجتماعى و اعتقادى شود و بخش دیگرى هم مصروف اجرای برنامه های ترویجى.علاقمندى به خدمات اجتماعى خوب است از محیط تحصیل آغاز شود.در درجه اول مخاطب فعالیت های آنان خود دانش آموزان و دانشجویان هستند که نیاز به آموختن و تجربه اندوختن دارند.نوعاً در مدرسه و دانشگاه است که شاکله فکرى و اعتقادى افراد شکل مى گیرد.نباید این فرصت در اختیار منحرفان قرار گیرد تا افکار نوجوانان و جوانان ما را در تیول خود آورند.باید مراقب نفوذ منحرفان بود و دانشجویان را آگاه کرد…
دوستى ها در این دوره ها هم بسیار مهم است.دوستان دوران تحصیل گاهى تا پایان عمر با ما هستند.اگر هم نباشند تأثیر و تأثر ما از آنها و آنها از ما کم نیست.باید مراقب یکدیگر باشیم.گاهى دوست ما تحت تبلیغات یک فرقه گمراه قرار مى گیرد و از نظر بنیاد های اعتقادی متزلزل مى گردد؛ باید با فراست و هوشمندى این تغییر حالت او را رصد کرد و زود درمان نمود زیرا شیوه منحرفان حرکت در تاریکى است و طورى حرکت مى کنند که کسی متوجه نشود و به خود فرد هم مى گویند با کسی صحبت نکن.بایدهم مراقب خود باشیم و هم مراقب دوستان خود.اگر کسی را در این دوران حساس نجات دهید و نگذارید افکارش به انحراف گراید تقریباً او را تا آخر عمر بیمه کرده اید…
کارهای ترویجى که دانشجویان و دانش آموزان در جامعه به عهده مى گیرند نیز بسیار تأثیرگذار است.عشق و علاقه اى که نوجوانان و جوانان به باورهای خود دارند خالصانه است و از این فعالیت ها، طمع رسیدن به مقام و موقعیتى ندارند و شائبه ریا و ریاست در آن نیست لذا حرف شان بر دل مردم مى نشیند.این است که فعالیت های آنان در امور دینى موثرتر از دیگران است.وظیفه اولیای تربیتى جامعه هدایت نوجوانان و جوانان به این فعالیت هاست و دادن آزادى عمل به آنها برای طراحى و اجرای برنامه هاست تا احساس کنند مورد حمایت هستند.اگر چنین شد،بهترین خاطرات آنها همین فعالیت های ایام دانش آموزى و دانشجوئى آنها خواهد بود که توانسته بودند از باورهای خود بویژه آرمان جهانى مهدویت تبلیغ و ترویج نمایند و مردم را به آینده روشن نوید دهند…