وقتى کسی را دوست داشته باشید به خاطر آن علاقه، خوبى هایش را بزرگ تر نشان مى دهید و از معایبش چشم پوشى مى کنید یا توجیه نموده و حمل به صحت مى کنید . این است که گفته اند:محبت به چیزی موجب مى شود نسبت به آن کور و کر شوند (حُبّ الشیئ یعمى و یُصمّ).اگر کمى این قضاوت بالا بگیرد بر آن نام تعصب مى گذارند.یعنى در مورد آن چنان موضع مى گیرید که مبانى عقلى و منطقى را در نظر نگرفته و از قضاوت عادلانه دور مى شوید و از روى عصبیت سخن مى گوئید نه دلیل و برهان ؛ چنان که گفته اند:دلائل قوى باید و معنوى/ نه رگ های گردن به حجت قوى.در تشکل ها،این موضوع قوى تر است یعنى افراد بخاطر علاقه به حزب و گروهشان، دیگران را تقبیح مى کنند و به داشته های خود ،اگرچه نادرست،تعصب نشان مى دهند و خرسندند:”کل حزب بما لدیهم فرحون”…
افراد و تشکل ها چه کنند که به آفت تعصب دچار نشوند و نسبت به دیگران متعصب جلوه نکنند و بین خود و دیگران دعواهای حیدرى نعمتى راه نیاندازند و معایب خود را محاسن و محاسن دیگران را معایب نبینند؟ به نظر مى رسد حس “تعلق ” و “تحزب”،خود تا اندازه اى موجد این بیمارى است. انسان وقتى به چیزی تعلق داشت نسبت به آن حساس مى شود و تعصب پیدا مى کند چنانکه اگر کسی در مورد فرزندان شما انتقادی کند موضع مى گیرید و آن عیب را توجیه مى نمائید.همینطور در مورد خویشاوندان و همشهرى ها و هموطن ها.یا حتى تیم ورزشی مورد علاقه یا همکاران و همگروه ها و تشکل خود.اگر مبناى تعلق را تعقل کنیم از آفات تعلق رها مى شویم.یعنى بدی را از همه بد بدانیم خواه از فرزند یا غریبه و خوبى را از همه خوب ببینیم خواه از دشمن و مخالف و رقیب یا دوست و فرزند…
معیار های دیگرى هم وجود دارد: معیار شرع ،معیار روشنى است یعنى رفتارها را با مبانى روشن دین و شریعت محک زنیم خواه گروه ما باشد یا گروه دیگران و به جای تعلق گروهى ببینیم معیار شرع چیست آنگاه قضاوت کنیم. البته گاهى تطبیق معیار شرع،دشوار است چون افعال وجوه متفاوت دارد و اگر از یک جنبه ببینیم یکطور قضاوت مى شود و اگر از جنبه دیگر ببینیم نوع دیگرى قضاوت مى شود.در این هنگام مراجعه به مرجع دانشمند مورد قبول طرفین یا بى طرف راه حل است که مى تواند حکم شرع را بدون توجیهات و تحلیل های ذو وجوه بیطرفانه بیان کند…
در فعالیت های دینى ،گاهى تعصب نسبت به گروه و تشکل خود،مشکلاتى را پدید مى آورد.در نظر گرفتن میزان عقل و شرع ،مشکل را حل مى کند.نباید پا را از این دو محدوده فراتر نهاد و خدای ناکرده به دیگران اتهام وارد ساخت. شیطان آماده است توسط شما دیگران را به فسق و نفاق و ارتداد و…متهم نماید تا رقیب از میدان بیرون رانده شود و جا فقط برای شما باز بماند! قضاوت های عجولانه،تحلیل های سخیف و بی مبنا،اعتماد به ظن و گمان،اتهام بی سند و عیبجوئى بی ریشه را باید از خود دور کرد و به جذب حداکثرى همه علاقمندان دین و همه گروه های مهدوى پرداخت تا لشکر منتظران در هرجا و با هرنام در مسیر یاوری مولاشان متحد و منسجم به خدمت پردازند….