خردمندان از نقد استقبال مى کنند زیرا نقد موجب کمال مى شود.وقتى کاستى ها و ضعف ها بر اثر نقد و انتقاد، مشخص شود،عاقلان، به اصلاح عیوب و جبران کاستى ها اقدام مى کنند و نتیجه به زیبائى بیشتر خواهد انجامید. نقد در لغت ، جداسازى سره از ناسره و طلا از مطلاست.نقد در سخن و کلام، نشان دادن مواضع خطا از صواب چه در الفاظ و چه در معانى است. اهل علم و ادب و هنر،آثار خود را پیش از انتشار به تنى چند از متخصصان مى دهند تا مواضع خطا و اشتباه احتمالى توسط آنان نشان داده شود.پس از دیدن نظرات، به اصلاح نهائى مى پردازند آنگاه به انتشار آن اقدام کنند.نقد منصفانه از ابزارهای مهم اصلاح و تکامل است که همه به آن نیازمندند…
نقد، فقط بیان کاستى ها و معایب نیست، خوبى ها و محاسن را نیز باید گفت. چنین نقدى،نقد منصفانه است و از هجو و هتک و هزل و ردّ و سرزنش جدا مى شود.چه خوب است اولین منتقد،خود انسان باشد.در اثر و فعل خود به دیده نقادانه بنگرد و پیش از ارزیابى دیگران ،خود به ارزیابى اثرش یا فعلش بپردازد.خود انتقادى ،موجب مى شود قسمت زیادی از انتقادات بعدى از بین برود.تشکل ها و انجمن ها ،مى توانند خود انتقادی را با نظرخواهى از اعضای خود پیش از بروز بیرونى کارها و اقدامات به انجام رسانند.بعضی از مراکز هستند که به منتقدان داخلی یا خارجى خود جایزه مى دهند تا عیوب خود را بشناسند و از بین ببرند و بدین وسیله بتوانند نمره خود را در جذب مخاطبان دیرپسند و به گزین بالا ببرند.به چنین تشکل ها باید آفرین گفت که از نقد ها استقبال مى کنند و از آن نردبان پیشرفت مى سازند…
نظر سنجى ها نیز مى توانند نوعى نقد غیر مستقیم محسوب شوند.اگر سوالات نظرسنجى ها خوب طراحى شود مى تواند دیدگاه مخاطبان را نسبت به خوب و خوب تر یا بد و بدتر مشخص نماید.منتقدان نیز انواعى دارند:بعضى رقیبان اند که نمى توانند پیشرفت رقیب را تحمل کنند و خوبى ها را هم سیاه نمائى مى نمایند و عیب تراشی مى کنند.نقد اینان چون از روی انصاف نیست،قابل اعتنا هم نیست.اما منتقدانى هستند که نقد منصفانه مى کنند و در مقام منتقد، مسئولیت اجتماعى خود را برای رشد و ارتقاء جامعه انجام مى دهند.این نقدها، قابل اعتنا و تقدیر است…
تشکل های دینى،از این کلیت خارج نیستند.باید هم خود انتقادى را در بخش های مختلف نهادینه کنند و هم با پایش و نظارت،کاستى ها را بشناسند و هم به منتقدان خارجى و نقد آنان توجه نمایند و از این فرایند برای بهسازی تشکل بهره ببرند و نقاط قوت را تقویت و نقاط ضعف را برطرف کنند.در روزگاران غیبت که از دیدار امام محرومیم تا نظر ایشان را در مورد کارهای خود بدانیم مى توان با شناختى که از معارف دینى داریم خود را در منظر امام ببینیم و سعى کنیم بدایم اگر ایشان حضور داشت نظرش نسبت به کار ما چه بود.بى گمان با این فرض،تا اندازه زیادی به پسند و رضایت یا کراهت و عدم رضایت ایشان نزدیک خواهیم شد…