خداوند در قرآن مجید، بر اصل شورا و مشورت تاکید فرموده است آنجا که “وشاورهم فى الامر”(در آن کار با ایشان مشورت کن) فرموده و مومنان را به صفت شور و مشورت،توصیف نموده است:”و أمرهم شورىٰ بینهم”(کارشان میان آنها به شورىٰ انجام مى شود) و بدین ترتیب اشتباه و خطا در امورشان کمتر خواهد بود :مشورت کن با گروه صالحان/ بر پیمبر امر شاوِرْهُم ، بدان/ اَمْرُهُمْ شُوری برای این بُوَد/کز تَشاوُر سهْو و کژ کمتر رود…پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نیز فرمودند: «ای علی! هیچ پشتیبانی مطمئن تر از مشورت کردن در کارها نیست».آرى هر عقل چون مشعلى فروزان است و هرچه مشعل ها بیشتر باشد،نورانیت افزونتر است: هر که بی مشورت کند تدبیر/غالبش بر هدف نیاید تیر/این خردها چون مصابیحْ، انور است/بیست مصباح از یکی روشن تر است!
در تشکل های دینى که افراد داوطلبانه به یک خدمت دینى قیام کرده اند، شورا، اساس تصمیم گیرى ها و اقدامات است.بطور معین در پاره هائى از زمان گردهم مى آیند و در مورد ماموریتى که بر عهده گرفته اند با هم به شور مى نشینند. موشکافانه،چالش ها و فرصت ها را بررسی مى کنند و نقاط قوت و ضعف خود را برای اجرا در نظر مى گیرند و برنامه ای طراحى نموده و هرفردى را مسئول اجرای بخشی از آن مى نمایند و وقتى کار به پایان رسید نیز در همان نشست های شورا،با ریز بینى و بدون مصالحه،کاستى ها و خطاها را مشخص مى نمایند و از این تجربه برای فعالیت بعدی استفاده مى کنند.در سایر بخش ها هم همین سبک الگو مى شود و اساس بر شورا خواهد بود…
در فرایند شوراها،گاهى تصمیم سازی به آسانى انجام مى شود و همه متفقاً به یک تصمیم مى رسند. اما گاهى این اتفاق نظر وجود ندارد و دو یا سه نظر هست که برای خروج از تردید و بحران،انتخاب گزینه به عهده مدیر و مسئول خواهد بود که با تدبیر و تعمق و توکل بر خدا یک راه و نظر را معین نموده که افراد هم تبعیت خواهند نمود:”فإذا عزمتَ فتوکل على الله”(چون به تصمیم رسیدى ،بر خدای توکل کن!).نبایددر این موقعیت ها،شکاف بین برادران و خادمان ایجاد شود که مثلاً چرا راه حل من مورد توجه قرار نگرفت بلکه با همدلى بیشتر امر خدمتگزارى را ادامه دهند و از خود صاحب کار مدد خواهند تا آنان را به بهترین گزینه هدایت نماید و کاری شایسته نام مهدوى انجام شود…