خیلی به ما هشدار داده ند که علم را با عمل درآمیزیم و عالم بلا عمل نباشیم و گفته اند:آموختن علم اگرچه بسیار عالى است اما اگر عمل به آن نباشد،این علم ، وبال گردن خواهد بود و موجب زحمت و دانشمند بدون عمل همچون درختى است بى میوه (علم چندان که بیشتر خوانى/چون عمل در تو نیست،نادانى!) و تأکید شده است که عالمانى که اهل عمل نباشند همچون چارپایانى هستند که کتاب حمل مى کنند و این سخن قرآن است (کمثل الحمار یحمل اسفاراً)…چنان که سعدى همین معنا را به خوبی گفته است: دو کس رنج بیهوده بردند و سعی بی فایده کردند یکی آن که اندوخت و نخورد و دیگر آن که آموخت و نکرد.علم چندان که بیشتر خوانی /چون عمل در تو نیست نادانی/نه محقق بود نه دانشمند / چارپائی برو کتابی چند/ آن تهی مغز را چه علم و خبر / که بر او هیزم است یا دفتر….
هشدارها علاوه بر جنبه فردی ،جنبه اجتماعى هم دارد: نظام های آموزش رسمى یا غیر رسمى باید دو کار انجام دهند:نخست آنکه مطالبى که به درد زندگى و عمل نمى خورد از محتواهای آموزشی حذف کنند و دوم آنکه متعلمان را به عمل ترغیب کنند تا عالمان بلاعمل تربیت نشود.اگر در جیب انبوهى پول داشته باشید اما از آن استفاده نکنید، گرسنه مى مانید! اگر دولتى راه حل رفع گرانى را بداند و به کار نبندد، غول گرانى مردمش را از پای درخواهد آورد؛ اگر راه مقابله با گمراهى و جریان های انحرافى را بشناسید اما به دستگیرى از فریب خوردگان آن جریان ها نپردازید و برای انحراف زدائى اقدام ننمائید انحراف وارد خانه و خانواده و خویشاوند و همسایه شما خواهد شد…
تشکل های هدایتى، از یک سو باید نیروهای خود را برای ماموریت هدایت و ارشاد آموزش دهند و از سوى دیگر این نیروهای آموزش دیده را به کارزار مقابله با جریان های انحرافى گسیل دارند تا وظیفه ارشاد و هدایت را انجام دهند.نباید آموزش های آنها غیر کاربردى یا بسیار طولانى مدت باشد چون در هر دو صورت از ماموریت باز مى مانند و توفیقى به دست نمى آورند. مدیران آموزشى این تشکل ها باید از کاربردی بودن آموزش ها با بازنگرى ادواری در محتواها اطمینان حاصل کنند و حتى بعضى از دروس را به شکل کارگاهى برگزار نمایند و کارآموزی برای متعلمان داشته باشند و سپس زمینه خدمت و بازار مصرف را نیز برای آنها تدارک کنند که به کار بپردازند…
شیوه علمى عملى یعنى اینکه علم در خدمت عمل است و عمل در خدمت علم و مؤید آن.مى آموزیم تا بتوانیم خدمت کنیم و این خدمت زمینه دانائى بیشتر ما را فراهم مى کند.صبر نمى کنیم تا به معناى أتمّ عالم شویم بعد خدمت را شروع کنیم وقتى کلیات را فراگرفتیم فرایند خدمت را شروع مى کنیم و در حین عمل نیز دانش خود را همزمان ارتقاء مى دهیم.شاگردان ائمه علیهم السلام در حین دانش افزایی،در سنگر خدمت و مرزبانى مشغول بودند و گزارش فعالیت های خود را مى دادند و رهنمود مى گرفتند.اصولاً یاد دادن موجب افزون شدن دانش است.و نکته مهم اینکه وقتى کسی مرزبان فرهنگ مهدوى مى شود،صاحب علم او را وا نمى نهد و ابوابی از علم را برای او مى گشاید و این جایزه علمى،مزد خدمتگزارى اوست…