مناظره ، یک مکالمه و دیالوگ و گفتگوى دو طرفه است که هر یک با استدلال و ارائه براهین سعى مى کند حقانیت و درستى دیدگاه های خود را بر دیگرى به اثبات برساند.مناظره از نظر لغوى از ریشه “نظر” به معنای با هم نظر کردن و فکر کردن در حقیقت و ماهیت یک موضوع است. نام مناظره ، جلساتى را در ذهن تداعى مى کند که در آن حداقل دو نفر در حضور فرد یا افرادى به عنوان داور یا ناظر درباره موضوعى بحث مى کنند. این نوع مناظره از قدیم الایام وجود داشته اما بعد از اسلام رواج بیشترى یافته است . براى به سامان آوردن آن و پرهیز از مغالطه ها و سفسطه ها دانشمندان از دیرباز برای مناظره قواعد و شرایطى نهاده اند تا میوه مناظره شیرین تر شود…
به گزارش امام صادق علیه السلام،٢۵نفر در پنج گروه یهودی، مسیحی، مادی، ثنوی و بت پرستان مدینه آن هم در اوایل بعثت، به مناظره با پیامبر(ص)آمدند.گفتگوى عالمانه و مؤدبانه آن حضرت با ایشان که با ادبیات متعالى و تعبیرات عقلائى و سبک زیبای مناظره انجام شد،شاهد گویایی بر تأثیر فوری مناظره در قلوب زنگار زده آن متعصبان متصلّب بود به نوعى که آنان را چنان جذب و مجاب و قانع کرد که گفتند به ما مهلت بده تا در اینگونه مسائل بیندیشیم. پیغمبر در پایان برای بیدار شدن ضمیر وجدان و فطرت انسانی به آنان فرمودند: “اگر با دلهای پاک و با دید انصاف و عقل خدادادی بیندیشید، خداوند هدایت را نصیبتان خواهد کرد”. امام صادق علیه السلام پس از نقل مناظره میفرماید: سوگند به پروردگاری که پیامبر را به حق مبعوث نمود سه روز بیشتر طول نکشید که تمام این ۲۵ نفر که در قالب پنج گروه به مصاف و مناظره با پیامبر آمده بودند، به حضور حضرت شرفیاب و همگی مسلمان و تسلیم حقیقت شدند و در کمال صراحت و صداقت گفتند: «مَا رَأَیْنَا مِثْلَ حُجَّتِکَ یَا مُحَمَّدُ ، نَشْهَدُ أَنَّکَ رَسُولُ الله»؛ یا محمد تاکنون مانند حجت و دلیل تو ندیده بودیم و کسی اینگونه با ما مناظره نکرده بود؛ شهادت میدهیم که تو رسول خدایی…
وقتى مناظره به قصد هدایت باشد، مناظره کننده باید همه شرایط را برای آن آماده نماید:نخست به خدا ملتجى شود که آنچه حق است بر زبان او جارى کند؛سپس از دو اهرم علم و ادب بهره گرفته و با مهربانى تلاش کند تا منطق خود را برجان مخاطب بنشاند؛سخن او را دقیق بشنود و از سخن خود او برای پاسخ نقضى بهره گیرد زیرا کوتاه ترین راه برای رسیدن به هدف در مناظره، بحث های نقضی است به جای بحث های حلّى که زمان بر است.از بحث های متفرق و مطالب حاشیه اى که جریان اصلی مناظره را به بیراهه مى کشاند،اجتناب نماید.همین شیوه را در مناظرات امامان و اصحاب فاضل آنها دیده ایم که نقش و تأثیر مثبت داشته و نوعاً به هدایت انجامیده است…
در مناظره هائى که مقصود خود مناظره شونده نیست بلکه مقصود مخاطبانى است که شاهد مناظره هستند(مانند بحث هائى که با مبلغان فرقه های انحرافى در حضور مستمعان انجام مى شود)باید بحث ها را ساده و مطابق فهم حضار مطرح نمود و از بحث های فنى و دشوار ،پرهیز کرد.اگر طرف مناظره، شگرد های ناروا مثل مغلطه و سفسطه و از شاخه ای به شاخه دیگر پریدن و تکه پرانى و پوزخند و مانند آن استفاده کرد، باید با درایت و ادب مانع کار او شد و با تذکرات وجدانى در دل مخاطبان نفوذ نمود و فطرت آنها را بیدار کرد.اگر فطرت ها بیدار شوند ،حقیقت جلوه خواهد کرد و افراد به سوی خدا و اولیاى او باز گشته متوجه مولای زمان خویش خواهند شد..