هدایت فردى

 
 
 
 
 
برای خیلى ها، اهمیت و مقام و جایگاه یک فرد در برابر جمعیت های ملیونى و میلیاردى ، بسیار کم جلوه مى کند و ارزش چندانى ندارد اما از نظر خداوند اینطور نیست و ارزش یک انسان برابر ارزش کل بشریت است .قرآن مى فرماید : “هرکس، انسانى را -بدون ارتکاب قتل یا فساد در روى زمین -بکشد، چنان است که گویى همه انسان‌ها را کشته است و هر کس، انسانى را حیات بخشد، چنان است که گویى همه مردم را زنده کرده است(أَنَّهُ مَن قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِی الأَرْضِ فَکَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعاً وَمَنْ أَحْیَاهَا فَکَأَنَّمَا أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعاً).این بیان ارزش یک انسان را همسنگ ارزش همه انسانها قرار داده است…
 
جالب است که در روایات در تفسیر آیه بالا، ضلالت و گمراهى در حکم قتل و نیز هدایت  افراد همچون زنده کردن آنها تبیین شده است.امام صادق(ع) یکی از مصادیق این آیه را چنین تبیین می‌فرماید: اگر فردی بتواند دست کم، یک فرد را از راه گمراهی به راه هدایت بکشاند مانند آن است که تمام مردم را به راه راست هدایت کرده است و طبیعتاً اگر موجب گمراهى یک نفر بشود گوئى همه بشریت را گمراه ساخته است.امام کاظم(ع)نیز فرمود:عالم و فقیهی که  یتیمی از ایتام آل محمد(ص) که از امامان خویش دور افتاده و منقطع شده است را تعلیم دهد و آنچه نیاز دارد به او بیاموزد مساوی است با هزار عابدی که جز عبادت کاری ندارد(فقیه واحد ینقذ من ایتامنا المنقطعین عنا و عن مشاهدتنا بتعلیم ما هو محتاج الیه اشد علی ابلیس من الف عابد). یتیم حقیقی آن کسی نیست که پدرش مرده باشد، یتیم حقیقی آن کسی است که از معرفت و معالم دین محروم مانده باشد…. 
 
شک نکنید که اگر همه عمرتان را فقط برای هدایت یک نفر خرج کنید و بتوانید او را به راه آورید، شما نه تنها ضرر نکرده اید بلکه برنده بهترین گنج ها شده اید زیرا پیامبر اکرم به على علیهماالسلام فرمود:یا علی…به خدا سوگند اگر خداوند یک نفر را به دست تو هدایت نماید، برای تو بهتر از همه آن چیزی است که خورشید برآن می تابد…پس هدایت های فردى را کم مشمارید و وقتى را که برای آن مى گذارید بسیار پربها و ارزشمند بشمارید و بدانید این وقت،ارزشمندترین بخش عمر و زندگى شماست.این یک نفر ممکن است در خانواده شما یا همسایگى و همشهرى شما باشد؛ یا کسى باشد که در دام منحرفان و فرقه های گمراه اسیر شده و شما بتوانید او را رها و هدایت کنید…
 
داوود پیامبر روزی برای مناجات تنها به صحرا رفت.خداوند به او وحى فرمود: اى داوود! چه شده است که تو را تنها مى بینم؟ عرض کرد: معبودا! شوق دیدار تو در جانم شدّت گرفته و میان من و خلق تو حائل گشته است. خداوند به او وحى فرمود: اى داوود به میان مردم بازگرد؛ زیرا اگر تو یک بنده گریز پا را نزد من بیاورى نام تو را در لوح، با صفت ستوده ثبت خواهم نمود.نکته زیباى این روایت این است که نباید به اسم عبادت،هدایت افراد حتى اگر یک نفر باشد را وانهیم و باید اشخاص دور شده از خدا و امام زمان علیه السلام را بازگردانیم و با آنان آشتى دهیم و از هدایت بهره مند سازیم که چنین کارى آن چنان ارزشمند است که در ملکوت الاهى عظیم شمرده است…  
 
 
 
دین پژوه و پژوهشگر فلسفه